|
تاریخ: پنجشنبه 21 تیر 1386 - 18:28 عنوان: نماز، پرواز روح |
|
|
به نام خدای مهدی(عج)
السلام علیک یا بقیةالله (ع)
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
در احادیث ، از نماز به عنوان« معراج مؤمن» یاد شده است. لیکن ، این عروج و پرواز، نه در فضای باز آسمان ، بلکه در فضای معنویت و بندگی است و برای رسیدن به « قرب الهی» اشت، نه اوج گرفتن تا چند هزار پا در ارتفاع.
در یک مقایسه می توان طیران معنوی و عروج عرفانی یک نمازگزار را با یک خلبان و پرواز او با هواپیما در آسمان، مقایسه کرد، با تفاوتهایی که در این دو پرواز وجود دارد:
1- بیشترین نیرو و فشار، هنگام کنده شدن هواپیما از زمین است.در عبادت و نماز هم،بیشترین سختی و فشار، غلبه بر هوای نفس و شروع به عبادت است.
2- اهمیت هر پرواز ، به فرود سالم و بدون خطر، هواپیماست.شروع عبادت هم ، وقتی ارزش دارد که پایان آن سالم و بدون آفت عجب و غرور، و بدون ضایعه ی« حبط اعمال» باشد.
3- هواپیما برای سوخت خود نیاز به بنزین خالص ویژه دارد.معراج روحی نمازگزار هم، محتاج توجه خالص و نفی همه ی عبودیت هاست.که با بالا بردن دست تا بیخ گوش و نفی « لا لبیک» گفتن به غیر خدا، خلوص نیت بدست می آید.
4- برای پرواز خلبان باید از سلامت کامی برخوردار باشد، در نماز و بار یافتن به محضر خداوند نیز،« قلب سلیم» لازم است.(اِلّا مَن اَتَی الله بِقَلبٍ سَلیمٍ)
5- پرواز هواپیما ، با دو بال است، و با یک بال، طیرانی صورت نمی گیرد.در نماز هم، همراه با ارتباط با خدا، ارتباط سالم با مردم لازم است و در کنار ادای « حق الله» باید« حق الناس» را هم ادا کرد.قرآن همراه با یقیمون الصلاة ، معمولاً یؤتون الزکوة را هم دارد.
6- هواپیما برای پرواز، مقداری روی زمین حرکت می کند و دور بر می دارد، تا امکان برخاستن از زمین داشته باشد.مقدمات نماز و اذان و اقامه و ذکرهای مستحبی نیز، مقدمه ی آن پرواز ملکوتی است.دعاهای پس از نماز و ذکر تعقیبات هم، حرکت روی زمین، پس از نشستن در « باند» است.
7- در پرواز، اولین خطا، آخرین خطا هم هست و سقوط همراه با نابودی است. در عبادت نیز، شرک و عجب و ریا، انسان را به دره ی سقوط می افکند، و ابلیس با سابقه ی شش هزار سال عبادت، با یک خطا و عصیان، مطرود و ملعون ابدی میشود!
8- یک خلبان، به فرمان برج و اتاق فرمان حرکت می کند و تابع دستور است.نماز و عبادت هم طبق دستور است، و حتی یک دقیقه دیر و زود یا خلاف قانون، آنرا باطل می کند.
9- خلبان گاهی پرواز کرده و گاهی استراحت می کند و هواپیما نیز سرویس می شود.انسان هم در کنار نیایش و عبادت، گاهی هم به استراحت و لذتهای مباح و پرداختن به معاش نیاز دارد و کسی همچون پیامبر خدا(ص) گاهی « کلّمینی یا حُمیرا» می گفت.
10- برای ارتباط خلبان با برج مراقبت و کنترل، فقط یک زبان بین المللی رسمیت دارد.ارتباط نمازگزار هم با خداوند، فقط با زبان عربی است و در عبادت حج نیز، شروع احرام ، با « لبیک اللهم لبیک» است.
11- قبل از پرواز ، نیاز به اطلاعات است( نسبت به هواشناسی، نقشه خوانی، جهت یابی و...) در عبادت نیز آگاهیهای مقدماتی لازم است و عبادت بدون علم و فقه، بی ارزش است.حتی در تجارت نیز آشنایی به احکام خدا لازم است( الفقه ثم المَتجَر) تا چه رسد به نماز و عبادات.
12- خلبان هرچه بالاتر می رود و اوج می گیرد، زمین در نظرش کوچکتر جلوه می کند.انسان الهی هم هر چه بیشتر با عظمت خداوند آشنا می شود، غیر خدا در نظرش کوچکتر می شود. به فرموده ی امیرالمؤمنین(ع): « عَظُمَ الخالقُ فی اَنفُسِهِم فَصَغُرَ مادُونَهُ فی أعیُنِهِم»
13- هواپیما هر چه بزرگتر باشد، تکانش کمتر و آرامش مسافرین بیشتر است.در نماز و عبادات هم آنچه به صورت جمعی است( انبوه نمازگزاران در جماعت و حج) ثواب بیشتر و امکان قبولی افزونتر است.
14- معمولاً همراه خلبان، کمک خلبان است، برای مواقع اضطراری. در نماز جماعت هم، خوب است افراد عادل و متقی در صف اول بایستند که اگر برای پیش نماز مسئله ای پیش آمد، یکی از آنان، نماز جماعت را به آخر برساند.
15- در پرواز مادی، وقتی خلبان و سرنشینیان در اوج هستند، از مسائل و مشکلات خانه و زندگی فاصله گرفته، بی خبر می شوند. در طیران معنوی هم، وقتی روح، اوج گرفت، توجه به مادیات کمتر میشود تا آنجاکه در نماز، تیر از پای حضرت امیر(ع) می کشند و او متوجه نمی شود.
16- در یک پرواز همین که از آن اوج، مقداری پائین تر می آید، نامش را « کم کردن ارتفاع» می گویند، هر چند نسبت به زمینیان ، هنوز در اوج است.عبادت اولیا الله نیز گرچه نسبت به نماز وبندگی افراد معمولی همواره در اوج است، ولی خودشان کاهش ارتفاع را از آن اوج نهایی، نوعی قصور وتنزل می دانند و استغفار می کنند. و این است مفهوم « حَسَناتُ الأبرارِ سَیِّئاتُ المُقَرَّبین»
به هر حال نماز که توجه به خالق هستی و دل کندن از علایق دنیوی است، برای اهل معرفت یک پرواز به حساب می آید، پروازی فراتر از طیران پرندگان در فضا، یا پرواز هواپیما در جو و بالاتر از آن.
آنچه انسان را زمین گیر می کند، وابستگی های او به مادیات و شهوات است.
به قول سعدی:
طیران مرغ دیدی؟ تو ز پای بندِ شهوت / بدر آی تا ببینی طیران آدمیت
[ برگرفته از کتاب« پرتوی از اسرار نماز» نوشته محسن قرائتی]
اللهم عجل لولیک الفرج/// |
|