خدایا! کمکمون کن تا بتونیم شیعه ی واقعی برای مولایمان علی(ع) باشیم.
همه ی افتخار ما به شیعه بودنمان است...پس کمک کن پیش مولامون شرمنده نباشیم...
از طرف یه بچه شیعه روسیاه.
خداوند بر بنده محبوبش حضرت محمد(ص)نماز شب را واجب ساخته و چنین فرمان داده بود:
« وَ مِنَ اللَیلِ فَتَهَجَد بِهِ نافلةً لَک»
بخشی از شب را بعنوان نافله به تهجد بپرداز و سحرخیزی کن.
نماز شب مورد عنایت تمام انبیاء بوده و رسولخدا چندین مرتبه حضرت علی را به نماز شب سفارش نموده و فرمود:
« علیک بصلاة اللیل، علیک بصلاة اللیل، علیک بصلاة اللیل»
بر تو باد ، نماز شب(سه مرتبه)
و در حدیث است:
« شرفُ المؤمِنِ صَلاتهُ باللیلِ»
شرف مؤمن به نماز شب اوست.
و امام صادق(ع) فرمود:
در خانه هایی که نماز شب خوانده می شود و قرآن تلاوت می گردد ، آن خانه ها نزد آسمانیان، همچون ستاره ها درخشانند.
نماز شب ، نشان عشق و محبت به آفریدگار است .
نماز شب ، توفیقی می خواهد که آنرا هم باید از خدا طلبید.
پهلوهاي خود را از بسترها جدا مي کنند و پروردگار خود را با ترس و طمع مي خوانند... سوره سجده آيه16
................(قابل توجه کساني که مي گويند عبادت از روي ترس جهنم و طمع بهشت، کم ارزش است!)....
چند نکته درباره نماز شب:
1.نماز شب نه تنها براي آخرت و قبر و قيامت انسان چاره سازه بلکه براي رفع گرفتاري هاي دنيوي هم نتيجه ميده! در بعضي روايات اومده که نماز شب حتي براي بعضي مسائل مالي انسان هم مفيده و خلاصه آثار دنيوي و اخروي فراووني داره.
2.نماز شب مثل همه نمازها، بايد با طهارت شرعي باشه يعني مثلا وضو داشته باشه و بدن و لباسش پاک باشه.
3.نماز شب رو ميشه نشسته يا خوابيده يا در حال راه رفتن خواند اگه در حالت اول يا دوم بود لازمه قبله رو رعايت کنه اما در حالت سوم الزامي نيست.
4.اگه بخواد حداقل نماز شب رو بخونه به اين شکله: 4تا نماز دو رکعتي مي خونه بدون سوره (فقط حمد) و بدون قنوت و ساير مستحبات، به نام نافله شب بعد يک دو رکعتي مي خونه به نام شفع و يک رکعت هم به نام وتر... همين! يعني شايد مجموعا 10دقيقه هم نشه... اما همين ده دقيقه، گرفتاري ها در روز حسرت آدم رفع مي کنه که..... حتي اگه حال نداشت مي تونه يه شفع و وتر بخونه (3دقيقه) و حتي اگه نشد يه وتر(يک دقيقه) بخونه.
5.اگه حال داشت و خواست بيشتر ثواب ببره بعد حمد، سوره هم بخونه و همچنين در رکعت دوم هر کدوم از اون نمازهاي چهارگانه قنوت بخونه و همچنين در نماز وتر (نه شفع) و چون نماز مستحبيه مي تونه به جاي يک سوره کامل، چند آيه از هرجاي قرآن بخونه و هرچقدر بيشتر بهتر... بعضي بزرگان سوره هاي طولاني در نماز شب مي خوندند.
6.قنوت نماز وتر رو خوبه طولاني بخونه و مخصوصا امور استغفار و طلب بخشش از خدا رو در وتر بخونه دعاهاي مختلفي رو ميشه در قنوت وتر خوند اما بهتره مضمونش امور استغفار و طلب بخشش باشه و طلب بهشت و ترس از جهنم...
7.بهتره در وتر، سوره توحيد و فلق و ناس خونده بشه و همچنين در قنوتش براي مؤمنين و مؤمنات و پدر و مادر طلب بخشش بشه مثلا: ربِّ اغفِر لي و لِوالِدَيَّ و للمؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات الاحياءِ منهم و الاموات و ربِّ ارحَمهُما کما رَبَّياني صغيرا
8. اين اذکار براي قنوت وتر مناسبه: العَفو، لا الهَ اِلّا اَنتَ سُبحانَکَ اِنّي کُنتُ مِنَ الظالمين، هذا مقامُ العائِذِ بِکَ مِنَ النّار، اَستَغفِرُ اللهَ و اَسأَلُهُ التَوبَة، رَبِّ اغفِر وَارحَم وَ اَنتَ خَيرُالرّاحِمين، و دعاهايي که حاوي استغفار هستند... دعاي نماز شب حضرت سجاد(ع) رو هم از صحيفه مبارکه سجاديه بخونند (دعاي32صحيفه) و همچنين دعاي9و16و28و31و38و40و50و51 .
9.وقت نماز شب در حال عادي از نيمه شب شرعي شروع ميشه (قابل توجه دوستان اينترنتي که گاهي تا يک و دو هم بيدارند) و اگه کسي نتونه بعد نيمه شب بيدار بشه مي تونه قبل نيمه شب بخونه (قابل توجه دوستاني که زودخواب هستند) نيمه شب شرعي هم دوجور در فقه تعريف شده که براي نماز شب، اين قول محتاطانه تر و به جهت فقهي قوي تر است:
همون ساعت اذان ظهر در شب.. يعني مثلا اگه اذان ظهر ساعت12:07بود اين نيمه شب ميشه12:07بامداد و اگه اذان ظهر ساعت11:55بود ميشه11:55شب... البته مقلدين در اين مورد به مرجع شون رجوع کنند چون اختلافيه (اين که گفتم قول نيمي از فقهاست)
و کلام آخر توصيه نبي آخر(ص) به وصي اول(ع) خود: اي علي! بر تو باد نماز شب بر تو باد نماز شب بر تو باد نماز شب...
حضرت علی(ع): نماز شب مایه ی سلامتی جسم و متوسل شدن به اخلاق انبیا و موجب رضایت خداوند عالمیان است.
امام صادق (ع):نماز شب چهره ها را سفید گرداند ، نماز شب بوی انسان را پاکیزه و نماز شب روزی را به سوی انسان بکشاند و بدهکاری را ادا و هم و غم را بر طرف سازد و دیده را جلا می دهد و نیز از آن حضرت نقل است به یکی که از تنگدستی زیاد شکایت می کرد تا جایی که نزدیک بود اظهار گرسنگی کند، فرمود ای فلان آیا نماز شب می خوانی؟ عرض کرد:بلی.حضرت رو به یکی از یاران کرد و فرمود آن کسی که نماز شب می خواند اگر بگوید من گرسنه ام دروغ می گوید، زیرا خداوند متعال در مقابل خواندن نماز شب ضامن روزی روز او شده است.( اسرار و فوائد نماز شب، حسین دیلمی)
الف ـ ثوابهايى كه بر نماز شب و بيدارى شب مترتب مى باشد
حق تعالى در وصف نماز شب و شب زنده دارى مى فرمايد :
انَّ ناشِئَةَ الليل هِىَ اشدُّ وَطأ وَاقوَمُ قيلا انَّ لَكَ في النَّهار سَبحا طويلا
همانا نماز شب استوارتر و ثابت قدم تر (در صفاى نفس) است همانا براى تو در روز كوشش و تلاش وجود دارد .
مزمّل 6 و 7
و در آيه اى ديگر مى فرمايد :
وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً
و پاسى از شب را (از خواب برخيز ، و) قـرآن (و نماز) بخوان ! اين يك وظيفه اضافى براى توست ؛ اميد است پروردگارت تو را به مقامى در خور ستايش برانگيزد !
اسراء 79
در احكام شرعى غير از نمازهاى واجب (صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشا) نمازهاى ديگرى به عنوان نمازهاى مستحب بيان شده و به آنها نافله هم گفته مى شود از جمله نوافلى كه خيلى بر انجام آن تأكيد شده نماز شب است چنانچه در احاديث شريفـه از اين عمل شريف خيلى تمجيد شده ، و روش ائمه هدى عليهم السلام و علماى اعلام مواظبت بر آن بوده بلكه بيدارى در آخر شب را اگر چه انسان هيچ عبادتى هم انجام ندهد اهميت مى داده اند و در روايات آمده كه مؤمن بايد اول شب بخوابد و آخر شب را بيدار باشد و از نظر طبى اين مطلب به اثبات رسيده ، اطباء مى گويند يك ساعت خواب قـبل از نصف شب برابر است با هشت ساعت خواب بعد از نصف شب به اين معنا كه آن يك ساعت خواب به انسان آرامشى مى دهد كه آن هشت ساعت بعد از نصف شب به انسان آن آرامش را نمى دهد .
در كتاب وسائل الشيعة ، كه بزرگترين كتب اماميه است 41 حديث در فضيلت نماز شب و بيدارى شب ، و چندين حديث بر ترك ننمودن نماز شب بيان نموده ، البته احاديث زياد است ولى ما براى تيمن و تبرك به ذكر چند حديث مى پردازيم ولى مؤمنين از عظمت اين نماز بى خبرند ، كه آن نورى در مقـابل تاريكى ، و مونس انسان از وحشت است ، و خلوت از شلوغى هاست .
از امام صادق عليه السّلام رسيده كه :
نماز شب موجب رضايت پروردگار و محبت ملائكه ، و سنت انبياء ، و نور معرفت و اصل ايمان ، و راحتى بدن ، و كراهت و ناخشنودى شيطان ، و سلاح بر دشمنان ، و موجب اجابت دعاء ، و قبولى اعمال ، و بركت در رزق ، و شفيع بين انسان و ملك الموت ، و چراغ گور انسان ، و فـرش زير پهلوى انسان در قبر ، و جواب منكر و نكير ، و مونس و زائر انسان در قـبر تا روز قيامت است ، و چون روز قيامت شود ، سايه اى بر بالاى سر او ، و تاجى بر سر او ، و لباسى بر بدن او ، و نورى كه پيشاپيش او در حركت است ، و پوششى بين او و آتش ، و حجتى بين او و بين خداوند متعال ، و مايه سنگينى ميزان او ، و جواز و گذرنامه عبور از صراط ، و كليد بهشت است ...
بحارالانوار ج84 ص161
امام صادق عليه السلام فرمودند :
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ فـِي تَفْسِيرِهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ مَا مِنْ عَمَلٍ حَسَنٍ يَعْمَلُهُ الْعَبْدُ إِلَّا وَلَهُ ثَوَابٌ فِي الْقُرْآنِ إِلَّا صَلَاةُ اللَّيْلِ فَإِنَّ اللَّهَ لَمْ يُبَيِّنْ ثَوَابَهَا لِعِظَمِ خَطَرِهَا عِنْدَهُ فَقَالَ تَتَجافـى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَطَمَعاً وَمِمّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ. فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
نيست عمل نيكويى كه به جا مى آورد آن را بنده مگر اينكه از براى آن ثوابى است در قرآن ، بجز نماز شب ، پس همانا خداوند بيان نفرموده ثواب آن را براى عظمت شأن آن نزد او . پس فـرموده : دور مى كنند پهلوهاى خود را از خوابگاهها ، مى خوانند پروردگار خود را ترسان و طمعكار ، و از چيزى كه روزى كرديم آنها را انفاق مى كنند ، پس نمى داند كسى چيزى كه پنهان شده از براى آنها از روشنى ديده و سرور آن براى جزاى آنچه را عمل مى كردند .وسائل الشيعة ج8 ص163
امام صادق عليه السلام فرمودند :
مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قـَالَ إِنَّ الْبُيُوتَ الَّتِي يُصَلَّى فِيهَا بِاللَّيْلِ بِتِلَاوَةِ الْقُرْآنِ تُضِي ءُ لِأَهْلِ السَّمَاءِ كَمَا تُضِيءُ نُجُومُ السَّمَاءِ لِأَهْلِ الْأَرْض
خانه هائى كه در آن نماز شب خوانده مى شود ، و قرآن تلاوت مى گردد ، همانگونه كه ستارگان براى اهل زمين مى درخشند اين خانه ها هم براى اهل آسمان خواهد درخشيد .وسائل الشيعة ج5 ص294
و امير المؤمنين مى فرمايند :
جَامِعُ الْأَخْبَارِ ، عَنْ عَلِيٍّ عليه السلام أَنَّهُ قـَالَ الْعُبُودِيَّةُ خَمْسَةُ أَشْيَاءَ خَلَاءُ الْبَطْنِ وَقِرَاءَةُ الْقُرْآنِ وَقِيَامُ اللَّيْلِ وَالتَّضَرُّعُ عِنْدَ الصُّبْحِ وَالْبُكَاءُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ
عبوديت و بندگى در پنج چيز خلاصه مى شود
1 ـ خالى بودن شكم (هنگام خوردن غذا اندازه مختصرى از معده خالى ماندن)
2 ـ قرائت قرآن
3 ـ بيدارى در شب و خواندن نماز شب
4 ـ تضرع و زارى هنگام صبحدم
5 ـ و گريه كردن از خوف خدا
مستدرك الوسائل ج11 ص244
و مى فرمايد :
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام يَقُولُ نَبِّهْ بِالتَّفَكُّرِ قَلْبَكَ وَجَافِ عَنِ اللَّيْلِ جَنْبَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ رَبَّكَ
جناب مولى امير المؤمنين ، سلام اللّه عليه ، در اين كلام مبارك مى فرمايند : قلبت را با تفـكر متوجه نما و بيدارى شب و تجافى از فراش را براى عبادت قرار ده و تقواى پروردگار را پيشه خودت نما.
كافى ج2 ص54
و امير المؤمنين عليه السّلام فرمود رسول خدا (صلى الله عليه و آله) نهى فرمودند :
عَنْ عَلِيٍّ عليه السلام أَنَّهُ قـَالَ نَهَى رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله وسلم أَنْ يَكُونَ الرَّجُلُ طُولَ اللَّيْلِ كَالْجِيفَةِ الْمُلْقَاةِ وَأَمَرَ بِالْقِيَامِ مِنَ اللَّيْلِ وَالتَّهَجُّدِ بِالصَّلَاةِ
كه انسان از شب تا به صبح مثل يك مردار بيافتد و امر فرمودند به بيدارى شب و نماز و عبادت در شب
بحارالانوار ج84 ص159
شرف و بزرگى مؤمن به شب زنده دارى ، و عزت او بى نيازى از مردم است .
كافى ج2 ص148
و فرمود :
ابْنُ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَقُولُ ثَلَاثٌ هُنَّ فـَخْرُ الْمُؤْمِنِ وَزَيْنُهُ فِي الدُّنْيَا وَالاْخِرَةِ الصَّلَاةُ فِي آخِرِ اللَّيْلِ وَيَأْسُهُ مِمَّا فِي أَيْدِي النَّاسِ وَوَلَايَتُهُ الْإِمَامَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عليهم السلام
سه چيز در دنيا و آخرت فـخر مؤمن و زيور اوست : نماز شب در سحرها و دل برداشتن از آنچه در دست مردم است ، و ولايت و دوستى براى امامى كه از آل محمّد عليهم السّلام است .كافى ج8 ص234
امام عسگرى عليه السلام نيز مى فرمايد :
أَعْلَامُ الدِّينِ ، قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ الْعَسْكَرِيُّ عليه السلام إِنَّ الْوُصُولَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ سَفَرٌ لَا يُدْرَكُ إِلَّا بِامْتِطَاء اللَّيْل
رسيدن به خدا (لقاء) سفرى است كه جز با راهوارى در شب بدست نمى آيد .
بحارالانوار ج75 ص380
و در روايت ديگرى آمده است كه خداى متعال به يكى از صديقين وحى نمود كه
مُسَكِّنُ الْفُؤَادِ ، لِلشَّهِيدِ الثَّانِي رَفَعَ اللَّهُ مَقَامَهُ فِي أَخْبَارِ دَاوُدَ عليه السلام ... وَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى بَعْضِ الصِّدِّيقـِينَ أَنَّ لِي عِبَاداً مِنْ عَبِيدِي يُحِبُّونِّي وَأُحِبُّهُمْ وَيَشْتَاقُونَ إِلَيَّ وَأَشْتَاقُ إِلَيْهِمْ وَيَذْكُرُونِّي وَأَذْكُرُهُمْ فَإِنْ أَخَذْتَ طَرِيقَهُمْ أَحْبَبْتُكَ وَإِنْ عَدَلْتَ عَنْهُمْ مَقَتُّكَ قـَالَ يَا رَبِّ وَمَا عَلَامَتُهُمْ قـَالَ يُرَاعُونَ الظِّلَالَ بِالنَّهَارِ كَمَا يُرَاعِي الشَّفِيقُ غَنَمَهُ وَيَحِنُّونَ إِلَى غُرُوبِ الشَّمْسِ كَمَا تَحِنُّ الطَّيْرُ إِلَى أَوْكَارِهَا عِنْدَ الْغُرُوبِ فَإِذَا جَنَّهُمُ اللَّيْلُ وَاخْتَلَطَ الظَّلَامُ وَفُرِشَتِ الْفُرُشُ وَنُصِبَتِ الْأَسِرَّةُ وَخَلَا كُلُّ حَبِيبٍ بِحَبِيبِهِ نَصَبُوا إِلَيَّ أَقـْدَامَهُمْ وَافـْتَرَشُوا إِلَيَّ وُجُوهَهُمْ وَنَاجَوْنِي بِكَلَامِي وَتَمَلَّقُونِي بِأَنْعَامِي مَا بَيْنَ صَارِخٍ وَبَاكٍ وَبَيْنَ مُتَأَوِّهٍ وَشَاكٍ وَبَيْنَ قَائِمٍ وَقَاعِدٍ وَبَيْنَ رَاكِعٍ وَسَاجِدٍ بِعَيْنِي مَا يَتَحَمَّلُونَ مِنْ أَجْلِي وَبِسَمْعِي مَا يَشْكُونَ مِنْ حُبِّي أَوَّلُ مَا أُعْطِيهِمْ ثَلَاثاً الْأَوَّلُ أَقْذِفُ مِنْ نُورِي فـِي قـُلُوبِهِمْ فَيُخْبِرُونَ عَنِّي كَمَا أُخْبِرُ عَنْهُمْ وَالثَّانِي لَوْ كَانَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرَضُونَ وَمَا فـِيهِمَا مِنْ مَوَارِيثِهِمْ لَاسْتَقْلَلْتُهَا لَهُمْ وَالثَّالِثُ أُقْبِلُ بِوَجْهِي عَلَيْهِمْ أَفَتَرَى مَنْ أَقْبَلْتُ عَلَيْهِ بِوَجْهِي يَعْلَمُ أَحَدٌ مَا أُرِيدُ أَنْ أُعْطِيَهُ
براى من بندگانى هستند كه مرا دوست مى دارند و من هم آنها را دوست دارم ، آنان مشتاق من ، و من هم مشتاق آنها هستم ، و آنان مرا در ياد دارند و منهم بياد آنان هستم ، و به من نظر دارند ، و منهم به آنها نظر دارم ، پس اگر تو قدم جاى قدم آنها بنهى تو را هم دوست خواهم داشت و اگر از راه آنها منحرف شوى عقوبتت خواهم نمود ، او گفت بار الها نشانه هاى آنها چيست ، خطاب رسيد آنان روزها همچون چوپان مهربانى كه مواظب گوسفـندان خود هست به سايه مى نگرند و منتظر آمدن شب هستند ، و همانگونه كه پرندگان هنگام غروب با شور و شوق عازم آشيانه خود مى گردند . اينان هم با همين حال به استقبال غروب خورشيد مى روند ، پس آنگاه كه شب فرا رسيد ، و تاريكى همه جا را فـرا گرفـت ، و فـرش ها پهن و همه گرد هم جمع شدند و هر دوستى با دوست خود خلوت نمود اينان در برابر من بپاى مى ايستند و صورتهاى خود را بر خاك مى نهند ، و با تلاوت آيات قرآن به مناجات و گفتگوى با من بر مى خيزند ، و نعمتهاى مرا سپاس مى گويند پس آنان را مى بينى كه گاه گريه مى كنند ، و گاه شيون سر مى دهند ، گاه آه مى كشند ، و گاه از معاصى و گناهان شكوه مى كنند ، گاه ايستاده و گاه نشسته ، و گاهى در حال ركوع ، و گاه در سجده هستند ، و آنچه را كه آنان بخاطر من تحمل آن مى كنند ، همه را مى بينم ، و شكوه هائى كه از محبت من بر لب دارند مى شنوم ، اول چيزى كه به آنها عطا كنم سه چيز است :
1 ـ اينكه نور خودم را در دلهاى آنها بيفكنم در نتيجه همانگونه كه من از آنها آگاهم ، آنها نيز از من با خبر خواهند بود ،
2 ـ اينكه اگر آسمان ها و زمين ها و آنچه را كه در اين ميان هست در ميزان آنها ببينم باز آن را كم خواهم دانست ،
3 ـ رو سوى آنها مى كنم ، و آيا اگر كسى من رو سوى او آورم احدى مى تواند بداند كه چه به او عطا خواهم نمود .
شخصى به حضرت صادق عليه السّلام عرض كرد :
وَفـِي كِتَابِ الْعِلَلِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَبِيبِ بْنِ الْحُسَيْنِ الْكُوفِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ صَبِيحٍ الْأَسَدِيِّ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام إِنِّي سَمِعْتُكَ تَقُولُ نِيَّةُ الْمُؤْمِنِ خَيْرٌ مِنْ عَمَلِهِ فَكَيْفَ تَكُونُ النِّيَّةُ خَيْراً مِنَ الْعَمَلِ قـَالَ لِأَنَّ الْعَمَلَ رُبَّمَا كَانَ رِيَاءً لِلْمَخْلُوقِينَ وَالنِّيَّةُ خَالِصَةٌ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ فـَيُعْطِي عَزَّ وَجَلَّ عَلَى النِّيَّةِ مَا لَا يُعْطِي عَلَى الْعَمَلِ وقـَال إِنَّ الْعَبْدَ لَيَنْوِي مِنْ نَهَارِهِ أَنْ يُصَلِّيَ بِاللَّيْلِ فَتَغْلِبُهُ عَيْنُهُ فَيَنَامُ فَيُثْبِتُ اللَّهُ لَهُ صَلَاتَهُ وَيَكْتُبُ نَفَسَهُ تَسْبِيحاً وَيَجْعَلُ نَوْمَهُ عَلَيْهِ صَدَقَة
شنيده ام كه مى فـرمائيد : نيّت مؤمن بهتر از عمل اوست ، نيّت چگونه بهتر از عمل است ؟ فـرمود : زيرا عمل براى نماياندن به مخلوق است ، و نيّت بطور خالص براى پروردگار جهانيان است ، پس خداى عزّ و جلّ هم بر نيّت چيزى را عطا مى فـرمايد كه بر عمل عطا نمى كند ، سپس فرمود : بنده در روز نيّت مى كند كه نماز شب بگزارد ، پس خواب بر او غلبه مى كند و مى خوابد ، خداوند براى او نمازش را ثبت مى كند و دم زدن او را تسبيح مى نويسد و خوابش را صدقه قرار مى دهد
وسائل الشيعة ج1 ص54
معاوية بن عمّار گويد شنيدم حضرت صادق عليه السلام مى فرمود از جمله وصيتهاى پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، كه به على ، عليه السلام ، گفت :
مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقـُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وآله وسلم لِعَلِيٍّ عليه السلام أُوصِيكَ فِي نَفْسِكَ بِخِصَالٍ فَاحْفَظْهَا ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ أَعِنْهُ إِلَى أَنْ قَالَ وَعَلَيْكَ بِصَلَاةِ اللَّيْلِ وَعَلَيْكَ بِصَلَاةِ اللَّيْلِ وَعَلَيْكَ بِصَلَاةِ اللَّيْلِ
يا على وصيت مى كنم تو را در خودت به خصلتهايى ، پس حفظ كن آنها را. پس از آن گفت : بار خدايا اعانت فرما او را. تا آنكه فرمود : و بر تو باد به نماز شب ، و بر تو باد به نمازشب ، و بر تو باد به نماز شب .
وسائل الشيعة ج4 ص91
پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم به جبرئيل گفـت مرا اندرزى ده . جبرئيل گفت :
رَوَاهُ الصَّدُوقُ فـِي الْخِصَالِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الْكُمَيْدَانِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قـَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وآله وسلم لِجَبْرَئِيلَ عِظْنِي فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ عِشْ مَا شِئْتَ فَإِنَّكَ مَيِّتٌ وَأَحْبِبْ مَا شِئْتَ فـَإِنَّكَ مُفَارِقُهُ وَاعْمَلْ مَا شِئْتَ فَإِنَّكَ مُلَاقِيهِ شَرَفُ الْمُؤْمِنِ قِيَامُهُ بِاللَّيْلِ وَعِزُّهُ كَفُّهُ عَنْ أَعْرَاضِ النَّاسِ
اى محمد ، هر چه مى خواهى زنده بمان كه سرانجام خواهى مرد ، و هر چه را مى خواهى دوست بدارد كه سرانجام از آن جدا خواهى شد ، و هر چه مى خواهى بكن كه سرانجام آن را (نزد خداوند) خواهى ديد ، و بدان كه شرف مؤمن به پا خاستن شب است و عزت او به دورى جستن او از آن چيزى كه در دست مردم است .
وسائل الشيعة ج8 ص145
اختصاص دادن به ذكر ، و موعظه نمودن رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و آله ، را به اين امر ، از كمال اهميت آن كشف مى كند . و اگر جبرئيل امين چيزى مهمتر از آن را مى دانست در مقام موعظه آن را عرض مى كرد .
ابن عباس گفت فرمود رسول خدا ، صلّى اللّه عليه و آله ، در حديثى :
فـِي الْمَجَالِسِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهَمْدَانِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ صَالِحِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هِشَامٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ مُجَاهِدٍ عَنِ الرَّبِيعِ بنِ بَدْرٍ عَنْ صُوفِ بْنِ مُسَيَّبٍ عَنْ وَهْبٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله فـِي حَدِيثٍ فـَمَنْ رُزِقَ صَلَاةَ اللَّيْلِ مِنْ عَبْدٍ أَوْ أَمَةٍ قَامَ لِلَّهِ مُخْلِصاً فَتَوَضَّأَ وُضُوءاً سَابِغاً وَصَلَّى لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ بِنِيَّةٍ صَادِقَةٍ وَقَلْبٍ سَلِيمٍ وَبَدَنٍ خَاشِعٍ وَعَيْنٍ دَامِعَةٍ جَعَلَ اللَّهُ تَعَالَى خَلْفَهُ تِسْعَةَ صُفُوفٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ فِي كُلِّ صَفٍّ مَا لَا يُحْصِي عَدَدَهُمْ إِلَّا اللَّهُ أَحَدُ طَرَفَيْ كُلِّ صَفٍّ بِالْمَشْرِقِ وَالاْخَرُ بِالْمَغْرِبِ قَالَ فَإِذَا فَرَغَ كَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ لَهُ بِعَدَدِهِمْ دَرَجَاتٍ
پس كسى كه روزى شود او را نماز شب از مرد يا زن ، به پا خيزد براى خدا با اخلاص ، پس وضو بگيرد وضوى شادابى ، و نماز كند براى خداى عزّ و جلّ با نيت راستى و قـلب سليمى [ و بدن خاشعى ] و چشم گريانى ، قرار دهد خداى تعالى پشت سر او هفـت صفت از ملائكه كه هر صفى را شماره ننمايد عددشان را مگر خدا ، يك جانب هر صف به مشرق و ديگرى به مغرب است . پس وقتى كه فارغ شود ، بنويسد خداى تعالى از براى او به عدد آنها درجاتى .
وسائل الشيعة ج8 ص155
انس گويد شنيدم رسول خدا ، صلّى اللّه عليه و آله ، مى فرمود :
عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ حَرِيشِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حَرِيشٍ عَنْ جَدِّهِ عَنْ أَنَسٍ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وآله وسلم يَقُولُ الرَّكْعَتَانِ فِي جَوْفِ اللَّيْلِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنَ الدُّنْيَا وَمَا فِيهَا
دو ركعت در داخل شب محبوبتر است پيش من از دنيا و آنچه در اوست .
وسائل الشيعة ج8 ص156
جابر گويد شنيدم رسول خدا ، صلّى اللّه عليه و آله ، مى فرمود :
الصَّدُوقُ فِي عِلَلِ الشَّرَائِعِ ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرٍو الْبَصْرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ خَارِجٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْجُنَيْدِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ زَاهِرٍ عَنْ جَرِيرٍ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ عَطِيَّةَ الْعَوْفِيِّ عَنْ جَابِرٍ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وآله وسلم يَقُولُ مَا اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلًا إِلَّا لِإِطْعَامِ الطَّعَامِ وَصَلَاتِهِ بِاللَّيْلِ وَالنَّاسُ نِيَامٌ
نگرفـت خدا إبراهيم را دوست ، مگر براى خورانيدن طعام و نماز كردن در شب و حال آنكه مردم خواب بودند .
مستدرك الوسائل ج16 ص244
و اگر نبود براى نماز شب جز اين يك فضيلت كفايت مى كرد ، ماها نمى دانيم لباس خلّت (دوستى) چه لباسى است و حق تعالى بنده اى را دوست خود بگيرد چه مقامى است ، تمام عقـول عاجز است از تصور آن . تمام بهشتها را اگر به خليل دهند به آنها نظر نمى كند . تو نيز اگر محبوب عزيزى يا دوست محبوبى داشته باشى و در منزل تو بيايد ، از هر ناز و نعمتى غفـلت كنى و به جمال محبوب و لقاء دوست از آنها بى نياز مى گردى .
چند نكته مفيد :
اتزام به نمازهای مستحبی فوایدی دارد چون:
1 ـ گناهان انسان را محو مى سازد ، چنانكه خداوند متعال مى فرمايد
وَاقِمِ الصَّلوةَ طَرَفَىِ النَّهارِ وَزُلَفا مِنَ اللَّيْلِ انَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ...
نماز بگزار در آغاز و انجام روز و ساعاتى از شب . زيرا نيكيها بديها را از ميان مى برد ...
سوره 11 آيه 114
امام صادق عليه السلام مى فرمايند :
مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ الْيَمَانِيِّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ قَالَصَلَاةُ الْمُؤْمِنِ بِاللَّيْلِ تَذْهَبُ بِمَا عَمِلَ مِنْ ذَنْبٍ بِالنَّهَارِ
نماز مؤمن در شب گناهان روز او را از بين مى برد .
كافى ج3 ص266
2 ـ نواقـص و كمبودهايى را كه بر اثر غفلت يا قصور در فرايض و واجبات رخ داده است ، جبران مى كند .
مثلا نوافل يوميه ـ خصوصا نوافل شب ـ كمبودهايى كه در نمازهاى يوميه بوده از حضور قـلب و غيره ... را از بين مى برد ، روزه هاى مستحبّى نواقص روزه هاى ماه رمضان را بر طرف مى كند ، صدقـات مستحبّه كمبودهاى واجبات مالى از قـبيل زكات و خمس را رفـع مى نمايد و ... و احتمال دارد كه اعمال مستحبه به طور كلى در رفع نواقص كليه فرايض و واجبات مؤثر باشد . در اين مورد به چند حديث اشاره مى شود .
از امام باقر عليه السلام نقل شده است كه فرمود :
إنَّما جُعِلَتْ النّافِلةُ لِيَتُمَّ بِها ما يَفْسُدُ مِنَ الْفَريضَةِ.
نماز نافله براى آن قرار داده شده است كه فساد و نقض فرايض را جبران كند .
و در حديث ديگر آمده است :
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَيْفٍ عَنْ أَبِيهِ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ عليه السلام ...إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى أَتَمَّ صَلَاةَ الْفَرِيضَةِ بِصَلَاةِ النَّافِلَةِ ...
خداوند تبارك و تعالى نماز واجب را با نماز نافله كامل كرده است .
كافى ج3 ص42
ابو حمزه ثمالى مى گويد كه امام عليه السلام فرمود :
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ رَأَيْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ عليه السلام يُصَلِّي فَسَقَطَ رِدَاؤُهُ عَنْ مَنْكِبِهِ قَالَ فَلَمْ يُسَوِّهِ حَتَّى فَرَغَ مِنْ صَلَاتِهِ قَالَ فَسَأَلْتُهُ عَنْ ذَلِكَ فَقَالَ وَيْحَكَ أَتَدْرِي بَيْنَ يَدَيْ مَنْ كُنْتُ إِنَّ الْعَبْدَ لَا يُقْبَلُ مِنْهُ صَلَاةٌ إِلَّا مَا أَقْبَلَ مِنْهَا فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَلَكْنَا فَقَالَ كَلَّا إِنَّ اللَّهَ مُتَمِّمُ ذَلِكَ لِلْمُؤْمِنِينَ بِالنَّوَافِلِ
هيچ نمازى بدون حضور قلب قبول نيست . من عرض كردم : فدايت شوم ، همه ما هلاك شديم ؟ فـرمود : نه ، زيرا خداوند متعال اين گونه عبادات را به وسيله نافله ها كامل مى گرداند .
وسائل الشيعة ج5 ص478
3 ـ موجب تقرّب به خداوند سبحان مى شود چنانكه مى فرمايد :
تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفا وَطَمَعا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما اخْفِىَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ.
مؤمنان حقيقى شبها پهلو از بستر بر مى دارند و خداى را با بيم و اميد مى خوانند و از آنچه روزيشان كرده ايم انفاق مى كنند . پس هيچ كس نمى داند به پاداش اعمالشان چه نعمتها به عنوان چشم روشنى براى آنها در عالم غيب آماده شده است .
سجده 16 ـ 17
و نيز مى فرمايد :
وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاما مَحْمُودا .
پاسى از شب را براى اداى نافله بيدار باش ، باشد كه خدايت تو را به جايگاه پسنديده اى برگزيند .
سوره 17 آيه 79
و در حديث قدسى آمده است :
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَأَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ بَشِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله وسلم قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ ... مَا تَقَرَّبَ إِلَيَّ عَبْدٌ بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُبِهِ وَبَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَلِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَيَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ وَإِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ
... هيچ بنده اى به عبادتى بهتر از فـرايض و واجبات به من تقـرّب نجسته است و او به وسيله نوافل به من تقرّب مى جويد تا جايى كه من او را دوست بدارم ، آنگاه كه دوستش داشتم من گوش شنواى او و ديده بيناى او و زبان گويا و دست تواناى او خواهم بود ، اگر مرا بخواند پاسخش مى دهم و چنانچه چيزى از من بخواهد ارزانى اش مى دارم .
كافى ج2 ص352
مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وآله قَالَ أَشْرَافُ أُمَّتِي حَمَلَةُ الْقُرْآنِ وَأَصْحَابُ اللَّيْلِ
بزرگان و اشراف امّت من دو گروه اند : حاملان : [ حافظان ] قرآن ، و شب زنده داران .
وسائل الشيعة ج6 ص174
ب ـ نكته دوم آنكه اعمال مستحبه و نوافل در صورتى مفيد و مؤثر است كه استمرار و تداوم داشته باشد
در حديث ديگر در اهميت مداومت بر كار خير از امام صادق عليه السلام منقول است كه امام سجاد عليه السلام همواره مى فرمود :
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليه السلام يَقُولُ إِنِّي لَأُحِبُّ أَنْ أَدُومَ عَلَى الْعَمَلِ وَإِنْ قَلَّ قَالَ قُلْنَا نَقْضِي صَلَاةَ اللَّيْلِ بِالنَّهَارِ فِي السَّفَرِ قَالَ نَعَمْ
هنگامى كه بر كار خوبى خود را عادت مى دهم دوست دارم كه بر آن مداومت داشته باشم . راوى سئوال مى كند چنانچه نتوانم نماز شب را در موقع سفر در شب انجام دهم قضاى آن را در روز بجا بياورم حضرت فرمودند : بله .وسائل الشيعة ج4 ص92
در حديث ديگر آمده است :
وَأَمَّا الْمُدَاوَمَةُ عَلَى الْخَيْرِ فـَيَتَشَعَّبُ مِنْهُ تَرْكُ الْفَوَاحِشِ وَالْبُعْدُ مِنَ الطَّيْشِ وَالتَّحَرُّجُ وَالْيَقِينُ وَحُبُّ النَّجَاةِ وَطَاعَةُ الرَّحْمَنِ وَتَعْظِيمُ الْبُرْهَانِ وَاجْتِنَابُ الشَّيْطَانِ وَالْإِجَابَةُ لِلْعَدْلِ وَقَوْلُ الْحَقِّ فَهَذَا مَا أَصَابَ الْعَاقِلُ بِمُدَاوَمَةِ الْخَيْر...
مداومت بر كار خير آثار خوبى از آن ناشى مى شود از جمله : ترك كارهاى زشت ، پرهيز از لغزش و گناه ، بدست آمدن يقين ، دوست داشتن رهايى و نجات (از گمراهى و گناه) ، طاعت خداى رحمان ، بزرگ داشتن دليل (قـبول كردن حرف منطقـى) ، دورى از وسوسه شيطان و پذيرفـتن عدل و گفتار حق . اين ها چيزهايى است كه شخص خردمند از تداوم بر كار خوب به دست مى آورد .
بحارالانوار ج1 ص119
ج ـ مقصود از التزام به نوافل و مستحبات
مقـصود از التزام به نوافل و مستحبات آن نيست كه انسان تمام مستحبات را بجا آورد كه چنين چيزى نه ممكن است و نه جايز ، زيرا نه امكانات اجازه مى دهد و نه ساير تكاليف و مسئوليتها براى انسان اين همه وقت باقى مى گذارد بلكه مقصود آن است كه انسان در حدود شرايط و امكانات فـردى و اجتماعى اعمالى را انتخاب كند و ملتزم به انجام آن باشد .
د ـ در شرع نورانى نسبت به پاره اى از عبادات و مستحبات و خدمات و صدقات و سنن صالحه بيشتر تأكيد شده و سيره و روش اولياى دين و ائمه معصومين عليهم السلام بر التزام به اين گونه سنن بوده است مانند : قرائت قرآن ، تهجّد و شب زنده دارى و مناجات و راز و نياز در دل شب (آنگاه كه چشمها همه در خواب اند) ، التزام به اوّل وقـت در نمازهاى واجب ، بجا آوردن پنجاه و يك ركعت نماز در شبانه روز كه هفده ركعت آن واجب و بقيه مستحب است به ويژه نماز شب و دو ركعت نافله صبح و دو ركعت نافله عشاء (وتيره) و همواره با وضو بودن ، رعايت آداب و سنن و حضور قلب در عبادات ، و تعقيبات نماز.
در اينجا دو مورد از مناجات ائمه هدى عليهم السلام در دل شب را براى شما خوانندگان عزيز بيان مى كنم تا اينكه سرمشقى براى ما باشد :
1 ـ اصمعى مى گويد كه براى انجام مراسم حج و زيارت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عازم حجاز گشتم شبى در حال طواف گرد كعبه در حاليكه نور ماه مسجد را روشن نموده بود صداى ناله و گريه اى شنيدم در پى صدا رفتم جوانى نيكو چهره و باريك اندام را ديدم كه چنگ در پرده كعبه زده و ميگويد :
ابْنُ شَهْرَآشُوبَ فِي الْمَنَاقِبِ ، عَنِ الْأَصْمَعِيِّ قَالَ كُنْتُ أَطُوفُ حَوْلَ الْكَعْبَةِ لَيْلَةً فَإِذَا شَابٌّ ظَرِيفُ الشَّمَائِلِ وَعَلَيْهِ ذُؤَابَتَانِ وَهُوَ مُتَعَلِّقٌ بِأَسْتَارِ الْكَعْبَةِ وَهُوَ يَقُولُ نَامَتِ الْعُيُونُ وَعَلَتِ النُّجُومُ وَأَنْتَ [ الْمَلِكُ ] الْحَيُّ الْقَيُّومُ غَلَّقَتِ الْمُلُوكُ أَبْوَابَهَا وَأَقَامَتْ عَلَيْهَا حُرَّاسَهَا وَبَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلسَّائِلِينَ جِئْتُكَ لِتَنْظُرَ إِلَيَّ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ
اى آقا و مولاى من ، ديدگان بخواب رفتند و ستارگان فرو شدند ولى تو زنده و بيدار هستى ، بارالها سلاطين و ملوك درب هاى بارگاه خود را بستند و نگهبانان به حراست و نگهبانى از آن پرداختند ، ولى باب تو براى سائلين گشوده است ، پس من به در خانه تو آمده ام و برحمت تو چشم دارم اى مهربان ترين مهربانان .
مستدرك الوسائل ج9 ص353
ترجمه : اى آنكه درمانده را آنگاه كه او را فرا خواند در تاريكى جواب گويد ، اى آنكه بلا و مصيبت و بيمارى را بر طرف ميكنى ميهمانان تو گرد خانه ات بعضى بخواب رفته و بعضى بيدارند ، ولى تو اى زنده و اى بيدار نخوابيده اى . اى پروردگار من با حزن و ترس و اضطراب تو را ميخوانم ، پس بحق بيت و حرم سوگند بر اين گريه ام رحم فـرما ، اگر گناهكاران به عفو تو نبايد اميدى داشته باشند ، پس چه كسى است كه بر گناهكاران نعمت ارزانى ميدارد .
قَالَ فَاقْتَفَيْتُهُ فَإِذَا هُوَ زَيْنُ الْعَابِدِينَ عليه السلام
متوجه شدم ديدم امام زين العابدين عليه السلام است
سپس سرش را بطرف آسمان بلند نمود و فرمود : بارالها اگر اطاعت تو كردم بمشيت تو بود پس براى تو بر من حجت است مگر اينكه بر من رحمت آورى و از من در گذرى و مرا نااميد نسازى اى سيد من ، سپس فـرمود اى خدا و اى مولاى من حسنات باعث سرور و خوشحالى تو شود و گناهان تو را ضررى نرساند پس آنچه را كه براى تو ضررى ندارد بر من ببخشاى سپس شروع بخواندن اين ابيات فرمود :
اى آنكه براى اداء هر حاجتى بتو اميد ميرود ، من شكايت گرفتاريم را بنزد تو آورده ام پس بر شكوه ام ترحم فرما ، اى نهايت اميد من توئى كه غم و اندوه مرا بر طرف ميكنى ، پس گناهانم را ببخشاى و حاجتم را بر آور ، توشه راهم اندك است و مرا بمنزل نميرساند ، نميدانم بر كمى زاد و توشه بگريم و يا بر اين سفر طولانى ، با اعمال قبيح و زشتى بنزد تو آمده ام ، و در ميان خلق بنده اى به گناهكارى من نيست ، آيا مرا با آتش مى سوزانى اى نهايت آرزوى من ، پس آن اميدواريم بتو چه ميشود و آن ترسم از تو كجا ميرود .
ثُمَّ خَرَّ إِلَى الْأَرْضِ سَاجِداً قَالَ فَدَنَوْتُ مِنْهُ وَشُلْتُ بِرَأْسِهِ وَوَضَعْتُهُ عَلَى رُكْبَتِي وَبَكَيْتُ حَتَّى جَرَتْ دُمُوعِي عَلَى خَدِّهِ فَاسْتَوَى جَالِساً وَقَالَ مَنِ الَّذِي أَشْغَلَنِي عَنِ ذِكْرِ رَبِّي فـَقـُلْتُ أَنَا طَاوُسٌ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا هَذَا الْجَزَعُ وَالْفَزَعُ وَنَحْنُ يَلْزَمُنَا أَنْ نَفـْعَلَ مِثْلَ هَذَا وَنَحْنُ عَاصُونَ جَانُونَ أَبُوكَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ وَأُمُّكَ فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ وَجَدُّكَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله وسلم قَالَ فَالْتَفَتَ إِلَيَّ وَقَالَ هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ يَا طَاوُسُ دَعْ عَنِّي حَدِيثَ أَبِي وَأُمِّي وَجَدِّي خَلَقَ اللَّهُ الْجَنَّةَ لِمَنْ أَطَاعَهُ وَأَحْسَنَ وَلَوْ كَانَ عَبْداً حَبَشِيّاً وَخَلَقَ النَّارَ لِمَنْ عَصَاهُ وَلَوْ كَانَ وَلَداً قـُرَشِيّاً أَمَا سَمِعْتَ قَوْلَهُ تَعَالَى فَإِذ ا نُفِخَ فِي الصُّورِ فـَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلا يَتَساءَلُونَ وَاللَّهِ لَا يَنْفَعُكَ غَداً إِلَّا تَقْدِمَةٌ [ أي هديّة ] تُقَدِّمُهَا مِنْ عَمَلٍ صَالِح بحارالانوار ج46 ص82 اصمعى مى گويد اين ابيات را تكرار مى فـرمود تا آنگاه كه از حال رفت من نزديك او شدم تا ببينم او كيست ديدم او زين العابدين على ابن الحسين عليه السّلام است پس سر او را دردامن گرفتم و شروع بگريه نمودم قطره اشكى از چشمم بر صورت آن حضرت افتاد ، آن حضرت چشمانش را باز كرد و فرمود اين كيست كه مرا از ياد خدايم باز داشت گفتم بنده توو بنده اجداد تو اصمعى است اين چه گريه و ناله و آه و زارى است ، در حاليكه شما از اهل بيت نبوت و خاندان رسالت هستى و از زمره كسانى هستى كه خداوند درباره آنها فرمود :
إنَّما يُريْدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الّرِجْسَ اهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيْرا . احزاب : 33 اينست و جز اين نيست كه خدا اراده فـرموده كه رجس و ناپاكى را از شما اهل بيت ببرد و شما را پاكيزه گرداند .
آن حضرت نشست و فـرمود : هيهات هيهات اى اصمعى ، خداوند بهشت را براى كسانى بيافـريد كه او را اطاعت كنند و لو كه بنده حبشى باشد و آتش را براى كسانى آفريد كه معصيت او كنند و لو سيد قـرشى باشد آيا اين آيه از قرآن را نشنيده اى كه مى فرمايد :
فَاذا نُفِخَ فِي الصُّوِر فَلا انْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلا يَتَس ائَلُونَ . مؤمنون : 101 آنگاه كه در صور دميده شود نسبى بين آنها نخواهد بود در آن روز سؤال هم نمى شوند .
ب ـ سبك شمردن نماز شب چه اثرات بدى دارد
در اينجا لازم است كه به رواياتى هم كه در زمينه استخفاف و سبك شمردن نماز شب و ترك آن رسيده اشاره اى كنيم .
از امير مؤمنان عليه السّلام روايت شده :
جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ الْقُمِّيُّ فِي كِتَابِ الْغَايَاتِ ، عَنْ عَلِيٍّ عليه السلام قَالَ أَبْغَضُ الْخَلْقِ إِلَى اللَّهِ جِيفَةٌ بِاللَّيْلِ بَطَّالٌ بِالنَّهَارِ
مبغوض ترين خلق در نزد خدا كسى است كه شب چون مردارى بيفتد ، و روز را به بطالت و تنبلى بگذراند .
مستدرك الوسائل ج6 ص340
و از رسول خدا رسيده كه فرمود :
ما نامَ اللَّيْلَ كُلُهُ أَحَدٌ إلا بالَ الشَّيْطانُ فِي أُذُنَيْهِ وَجاءَ يَوْمَ القي امَةِ مُفْلِسًا ما مِنْ اَحَدٍ إِلاّ وَلَهُ مَلَكٌ يُوقِظُهُ مِنْ نَومِهِ كُلُ لَيْلَةٍ مَرَتَََيْنَ يقُولُ يا عَبْدَ اللهِ اُقْعُدْ لِتُذَكِرَ رَبَكَ ففِي الثالِثَةِ إِنْ لَمْ يَنْتَبِهْيَ بُولُ الشَّيْطانُ فِي أُذُنِهِ
هر كس تمام شب را بخوابد شيطان در گوش او بول مى كند ، و روز قيامت مفلس و بى چيز به صحنه محشر قدم مى نهد ، و احدى نيست مگر اينكه براى او ملكى است كه هر شب دو بار او را بيدار مى كند و باو مى گويد اى بنده خدا برخيز و بياد پروردگارت باش ، دفعه سوم اگر توجهى نكرد شيطان در گوش او بول مى كند .
إرشاد القلوب ج1 ص91
اى بنده خدا اگر دلى داشته باشى چه بسا كه اثراتى را كه براى نماز شب رسيده است دريافـته باشى ، و اگر به اين فضيلتها كه براى اين نماز رسيده ايمان داشته باشى آن را ترك نخواهى كرد و ضايع نخواهى ساخت ، زيرا طبيعت انسان بر اين سرشته شده كه دوستدار خير و خوبى است ، آيا در آن حديث قدسى نشنيدى كه ذات اقدس حق فرمود :
فـَإِذَا كَانَ اللَّيْلُ أَوَى إِلَى وَكْرِهِ وَلَمْ يَكُنْ مَعَ الطَّيْرِ إِلَّا اسْتِينَاساً بِي وَاسْتِيحَاشاً مِنَ النَّاسِ
بندگان من براى غروب خورشيد همچون پرندگانى كه شامگاهان شوق رفتن به آشيانه دارند ، مشتاق هستند
مستدرك الوسائل ج3 ص463
و چگونه مى توان پذيرفـت كه كسى به بعضى از اين فـضايل نماز شب معتقد باشد و مشتاق رسيدن وقت آن نباشد ، آيا همين انسان نيست كه در تقـرب به سلاطين دنيائى ، و حكام اين جهان و خلوت با آنها از مال و اهل خود مى گذرد و چه بسا كه روح و زندگى خود را در اين راه فدا كند .
ج ـ چه چيزهايى سبب مى شود كه انسان توفيق نماز شب پيدا نكند
مولا على عليه السّلام در جواب كسى كه گفت من ديشب بخواب ماندم و توفيق تهجد و شب زنده دارى نصيبم نشد فرمود تو مردى هستى كه گناهانت قيد و بند تو شده است ،
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عِمْرَانَ بْنِ مُوسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ قـَالَ جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنِّي قَدْ حُرِمْتُ الصَّلَاةَ بِاللَّيْلِ فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام أَنْتَ رَجُلٌ قَدْ قَيَّدَتْكَ ذُنُوبُكَ
مردى به نزد اميرالمؤمنين آمد و گفت من از نماز شب محروم شده ام و توفيق نماز شب را ندارم حضرت فـرمودند : تو مردى هستى كه گناهانت در بند اسارت ، تو را خود قرارداده اندكافى ج3 ص450
و امام صادق عليه السلام فرمودند :
عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ أَمَا إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ عِرْقٍ يَضْرِبُ وَلَا نَكْبَةٍ وَلَا صُدَاعٍ وَلَا مَرَضٍ إِلَّا بِذَنْبٍ وَذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فـِي كِتَابِه « وَما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ » شورى 30 قَالَ ثُمَّ قَالَ وَمَا يَعْفُو اللَّهُ أَكْثَرُ مِمَّا يُؤَاخِذُ بِهِ
آگاه باش كه هيچ رگى نمى جهد و هيچ بدبختى نيست و درد سر و مرضى پيش نيايد مگر به واسطه گناهى [ كه آدمى مرتكب شده است ] و همين است كه خداى عزّ و جلّ دركتاب خود مى فرمايد :
هر مصيبتى به شما رسد براى كارهائى است كه به دست خود كرده ايد و از بسيارى هم گذشت مى كند .
سپس امام عليه السّلام فرمود : آنچه خدا از آن مى گذرد بيشتر است از آنچه مؤ اخذه مى كند .
كافى ج2 ص269
و امام صادق عليه السلام فرمود :
أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ إِنَّ الرَّجُلَ يُذْنِبُ الذَّنْبَ فَيُحْرَمُ صَلَاةَ اللَّيْلِ وَإِنَّ الْعَمَلَ السَّيِّىَ أَسْرَعُ فِي صَاحِبِهِ مِنَ السِّكِّينِ فِي اللَّحْمِِ
آدمى گناهى مى كند و به سبب آن از نماز شب محروم مى شود ، و كار بد زودتر در صاحب خود اثر مى كند از كارد در گوشت .
كافى ج2 ص272
بعضى افـراد بيدار نشدنشان را بهانه مى كنند بهمين خاطر به كسى كه به بهانه خواب رفـتن ، و بيدار نشدن براى انجام اين نماز خود را در نخواندن نماز شب معذور مى دارد توجهى ننما .
خواب ماندن از مثل امرى باين بزرگى غالبا غير ممكن است ، آيا طالبان اين دنيا را نمى بينى كه اگر يكى از آنها را سلطان وقت بخلوت فرا خواند گر چه وقـت ملاقـات با او را دل شب قـرار دهد ، او به خواب نخواهد ماند بلكه آن شب را از ترس اينكه مبادا بخواب بماند همه شب را بيدار و پيوسته بفكر مجلس سلطان و صحبتش با او خواهد بود . و تو اگر باحوال خويش تأمل كنى به يقـين خواهى ديد كه اگر احتمال دهى كه كسى نيمه شب مبلغ قـابل توجهى پول برايت خواهد آورد از شوق دست يابى به آن مال ، و ترس اينكه مبادا بواسطه خواب از دستت برود ، قدرت بر خوابيدن نخواهى داشت . از همه اين ها گذشته اگر واقعا از اين خوف دارى كه بخواب بمانى مى توانى نزد كسى كه تو را بوقت نماز بيداركند بخوابى تا اينكه خود عادت كنى .
و خلاصه كلام اينكه خواب مانع دست يابى به اين فضيلت بسيار بزرگ نمى شود خوارى و ذلتى است كه مثلش در اين دنيا نيست .
كسانى كه خواب را بر نماز شب ترجيح مى دهند چند دسته هستند :
الف ـ دسته اى كه اول شب را به شب نشينى و بيهودگى به نيمه مى رسانند ، و به غيبت مؤمنين و آنچه كه از آن نهى شده وقت خود را تلف مى كنند ، و معده خود را تا به حلقـوم از خوردنى ها پر مى كنند ، و سپس در بستر نرم ، و مكان راحتى بخواب ميروند . و چنين خوابيده اى مسلما براى نماز شب بيدار نخواهد شد . چرا كه او از ابتداى شب اسباب خواب را فـراهم مى كرد ، بلكه مى توان گفت كه او به قصد بيدار شدن ، به خواب نرفـته تا بيدار شود ، زيرا پر خورى سبب بخار معده و سستى مى شود و آن هم موجب خواب زياد است ، و بيدار بودن اول شب از اسباب خواب آخر شب مى باشد ، هم چنين معصيت در اول شب از اسباب خواب در آخر شب است و همينطور بستر نرم و راحت موجب زيادى خواب ، و سنگينى آن ميشود و چنين كسى اگر بيدار نشدن را بهانه كند عذرش مردود
این مطلب آخرین بار توسط alma7070 در سهشنبه 30 بهمن 1386 - 12:18 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است.
دوائى كه موجب زايل شدن عقل است در وقت نماز بياشامد ، و سپس عذر بياورد كه در وقت نماز بهوش نبوده است . بلى گاه مى شود كه انسان خود را براى بيدار شدن مهيا مى كند و از آنچه كه باعث غلبه خواب مى شود كه در بالا بدان اشاره شد پرهيز مى كند و به آنچه كه در اخبار براى بيدار شدن رسيده متوسل مى شود ولى باز بخواب مى ماند ، كه اين لطفى از جانب خداى متعال نسبت به بنده در سياست امر او مى باشد ، چرا كه اين امر يا بدين خاطر است كه او را از عجب محافظت كند ، و يا اينكه بخاطر تأسف شديد او بر از دست رفتن تهجد و نماز شب ، اجر بيشترى باو عنايت فرمايد . ولى آنچه كه از اخبار استفاده مى شود اين امر خيلى اندك و يكى دو ـ شب بيش نخواهد بود . و اما كسى كه بخاطر بيمارى ، و يا عذرى غير قابل اجتناب بخواب مى ماند اين نيز دو صورت دارد يكى اينكه اين امر از جهت لطف خداوند نسبت به بنده باشد ، مثلا او را به مرضى گرفتار سازد و او در اين حال از انجام نماز شب باز ماند كه همين خوابيدن درحال بيمارى براى او فضيلتش از نماز شب و شب زنده دارى بيشتر خواهد بود و در اخبار آمده كه براى مثل چنين بنده اى ثواب همان اعمالى كه در وقت صحت انجام ميداده نوشته مى شود ، و در بعضى از روايات هست كه محراب و مصلى و دربهاى آسمان كه اعمالش از آن بالا ميرفته بر او مى گريند .
ب ـ دسته دوم ، اينست كه اين امر به سبب گناهان بسيار او باشد ، و گناهانش سبب سلب توفيق از او شده باشد .
ت ـ دسته سوم : بعضى از مردم بخيال اينكه مطالعه كتاب از تهجد و شب زنده دارى افضل است از اين فضيلت عظمى باز ميدارد و چه بسا كه شب را تا نيمه به مطالعه بپردازد و بعد نماز صبحش هم قضا شود و او خشنود از اينكه مطالعه از نماز هم برتر و فضيلتش بيشتر است ، و اين چيزى جز غرور و فريب نيست .
يكى از اسباب بيدار نشدن براى نماز شب پر خورى مى باشد به همين خاطر در اينجا لازم ميدانيم قدرى از ضررهايى پر خورى را بيان نمائيم .
پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله فرمود :
رُوِىَ أَنَّ ابْنَ عَبَّاسِ رَضِىَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ لا يَدْخُلُ مَلَكُوتُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ مَنْ مَلَأَ بَطْنُهُ
كسى كه شكمش را پر مى كند به ملكوت آسمان ها و زمين راه نمى يابد .
مجموعة ورام ج1 ص100
اميرالمؤمنين عليه السلام مى فرمايند :
عَبْدُ الْوَاحِدِ الاْمِدِيُّ فـِي الْغُرَرِ ، عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام أَنَّهُ قَالَ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ صَلَا