Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

به سوی ظهور: انجمنهای گفتگو

به سوی ظهور :: مشاهده موضوع - حدیث معراج ( با تامل بخونیدش ... عاشقش می شین)
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست به سوی ظهور » احادیث قدسی

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
حدیث معراج ( با تامل بخونیدش ... عاشقش می شین) رفتن به صفحه 1, 2  بعدی
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
montazer313
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 27 اردیبهشت 1386
پست: 220


امتیاز: 1865
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 9 آذر 1386 - 08:31    عنوان:  حدیث معراج ( با تامل بخونیدش ... عا پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

بسم رب المهدی ارواحنا الفداه
سلام بر مهدی فاطمه سلام بر منتظران حضرتش


حدیث معراج چونان تمامی احادیث قدسی سرشار از نور و زیبایی است این حدیث در کتابی با عنوان حدیث معراج با تالیف سید محمد رضا غیاثی کرمانی در سایت تعلیمات اسلامی واشینگتن آورده شده که من سعی می کنم ازین کتاب و کتب دیگر درین رابطه برای نوشتن این حدیث در این سایت استفاده کنم.


ضمنا اين مناجات در كتاب بحارالانوار، جلد 77، صفحه 21 موجود است


چون این حدیث طولانیه من قسمت قسمت در هر کامنت می زارمش حتما با تامل بخونید


التماس دعای فرج
به امید ظهور


این مطلب آخرین بار توسط montazer313 در جمعه 9 آذر 1386 - 08:48 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
تشکرها از این تاپیک
alma7070(جمعه 9 آذر 1386 - 12:45), someone(دوشنبه 8 بهمن 1386 - 09:46), montazer313 از این تاپیک تشکر میکنم 
montazer313
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 27 اردیبهشت 1386
پست: 220


امتیاز: 1865
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 9 آذر 1386 - 08:32    عنوان:  حدیث معراج قسمت اول (برترین اعمال پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

برترين اعمال



رُوِيَ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنيِنَ عَلَيْهِ السَّلامُ: إنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ سَألَ رَبَّهُ فِي لَيْلَةِ الْمِعْراجِ فَقالَ: يا رَبِّ! أيُّ الاْعْمالِ أفْضَلُ؟فَقالَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ: لَيْسَ شَيْءٌ عِنْدِي أفْضَلَ مِنَ التَّوَكُّلِ عَلَيَّ وَالرِّضا بِما قَسَمْتُ.


از امير مؤمنان(عليه السلام) روايت شده است كه: پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) در شب معراج از پروردگارش پرسيد: پروردگارا! برترين و شريفترين كارها كدام است؟خداوند عزّوجلّ در پاسخ فرمود: هيچ عملى نزد من بالاتر از توكل بر من و راضى بودن به آنچه كه من قسمت كرده ام، نيست.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
montazer313
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 27 اردیبهشت 1386
پست: 220


امتیاز: 1865
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 9 آذر 1386 - 08:34    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

حدیث معراج قسمت دوم (شايستگان محبّت خداوند)



يا مُحَمَّدُ! وَجَبَتْ مَحَبَّتِي لِلْمُتَحابِّينَ فِيَّ ، وَوَجَبَتْ مَحَبَّتِي لِلْمُتَواصِلِينَ فِيَّ وَوَجَبَتْ مَحَبَّتِي لِلْمُتَوَكِّلِينَ عَلَيَّ ، وَلَيْسَ لَِمحَبَّتِي عَلَمٌ وَلا نِهايَةٌ ، وَكُلَّما رَفَعْتُ لَهُمْ عَلَماً وَضَعْتُ لَهُمْ عَلَماً.
أُولـئِكَ الَّذِينَ نَظَرُوا إلَى الَْمخْلُوقِينَ بِنَظَرِي إلَيْهِمْ وَلَمْ يَرْفَعُوا الْحَوائِجَ إلَى الْخَلْقِ.
بُطُونُهُمْ خَفِيفَةٌ مِنْ أكْلِ الْحَرامِ.
نَعِيمُهُمْ فِي الدُّنْيا ذِكْرِي وَمَحَبَّتِي وَرِضائِي عَنْهُمْ.


اى محمد! محبّت من شامل كسانى است كه به خاطر من محبّت می كنند، و به خاطر من عطوفت و مهربانى مى كنند، و به خاطر من با ديگران مى پيوندند، و محبّت من شامل كسانى است كه بر من توكّل مى كنند.


و براى محبت من نه نشانه مخصوصى است و نه پايان و نهايتى.
هرگاه كه يك نشانه را از سر راه محبوبان خويش بر دارم نشانه ديگرى را قرار خواهم داد.


اينان كسانى هستند كه به مردم به همان گونه كه من نگاه مى كنم، مى نگرند و دست نياز به سوى خلق دراز نمى كنند.
شكم آنها از مال حرام خالى است.
خوشى و كامرانى آنها در دنيا ذكر و محبّت و رضايت من از ايشان است.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
montazer313
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 27 اردیبهشت 1386
پست: 220


امتیاز: 1865
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 9 آذر 1386 - 08:35    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

حدیث معراج قسمت سوم (پارساترین مردم – زهد – ذکر خدا)




يا أحْمَدُ! إنْ أحْبَبْتَ أنْ تَكُونَ أوْرَعَ النّاسِ فَازْهَدْ فِي الدُّنْيا وَارْغَبْ فِي الاْخِرَةِ.
فَقالَ: يا إلـهي! كَيْفَ أزْهَدُ فِي الدُّنْيا؟فقالَ: خُذْ مِنَ الدُّنْيا حَفْناً مِنَ الطَّعامِ وَالشَّرابِ وَاللِّباسِ وَلا تَدَّخِر لِغَد وَدُمْ عَلى ذِكْرِي.
فَقالَ: يا رَبِّ! كَيْفَ أدُومُ عَلى ذِكْرِكَ؟فَقالَ: بِالْخَلْوَةِ عَنِ النّاسِ وَبُغْضِكَ الْحُلْوَ وَالْحامِضَ وَفَراغِ بَطْنِكَ وَبَيْتِكَ مِنَ الدُّنْيا.


اى احمد! اگر دوست دارى كه پارساترين مردمان باشى، نسبت به دنيا زهد پيشه كن و نسبت به آخرت رغبت داشته باش.


پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) گفت: خداوندا! چگونه نسبت به دنيا زهد بورزم؟



خداوند فرمود: از خوراك و آشاميدنى و پوشاك دنيا به اندازه خيلى كم (دو كف دست) استفاده كن و براى فردا چيزى ذخيره مكن و همواره به ياد من باش.


پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) پرسيد: خداوندا! چگونه همواره به ياد تو باشم؟



خداوند فرمود: با دورى از مردم* و كينه نسبت به ترش و شيرين و خالى نگهداشتن شكم و خانه از دنيا.





* تعبیر « بِالْخَلْوَةِ عَنِ النّاسِ » به معنای دوری گزیدن از مردمی ست که معاشرت با آنها موجب غفلت از یاد خدا می شود. (راهیان کوی دوست/ شرح حدیث معراج/ آیت الله محمد تقی مصباح یزدی)

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
montazer313
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 27 اردیبهشت 1386
پست: 220


امتیاز: 1865
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 10 آذر 1386 - 08:02    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

حدیث معراج قسمت چهارم ( دوری از خوی بچه گانه – عوامل تقرب به پروردگار)


دورى از خوى بچگانه



يا أحْمَدُ! اِحْذَرْ أنْ تَكُونَ مِثْلَ الصَّبِيِّ إذا نَظَرَ إلَى الاْخْضَرِ وَالاْصْفَرِ أحَبَّهُ وَإذا أُعْطِيَ شَيْئاً مِنَ الْحُلْوِ وَالْحامِضِ اِغْتَرَّ بِهِ.
اى احمد! بپرهيز از اينكه مانند بچّه باشى كه هرگاه به سبز و زرد نظر مى افكند، به آنها دل مى بندد و يا ترش و شيرين در اختيارش قرار مى گيرد، نسبت به آن فريفته مى شود.



عوامل تقرب به پروردگار



فَقالَ: يارَبِّ! دُلَّنِي عَلى عَمَل أتَقَرَّبُ بِهِ إِلَيْكَ.
قالَ: اجْعَلْ لَيْلَكَ نَهاراً وَنَهارَكَ لَيْلاً.
قالَ: يارَبِّ! كَيْفَ ذلِكَ؟ قَالَ: اجْعَلْ نَوْمَكَ صَلاةً وَطَعامَكَ الْجُوعَ.
يا أحْمد! وَعِزَّتي وَجَلالِي ما مِنْ عَبْد ضَمِنَ لِي بِأَرْبَعِ خِصال إِلاّ أدْخَلْتُهُ الْجَنّةَ، يَطْوِي لِساَنهُ فَلا يَفْتَحُهُ إِلاّ بِما يَعْنِيهِ وَيَحْفَظُ قَلْبَهُ مِنَ الْوَسْواسِ وَيَحْفَظُ عِلْمي وَنَظَري إِلَيْهِ وَتَكُونُ قُرَّةُ عَيْنَيْهِ الْجُوعُ.


پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) عرض كرد: خداوندا! مرا راهنمايى كن كه با چه كارى به تو تقرّب جويم؟



خداوند فرمود: شب خود را روز و روز خود را شب قرار بده.


عرض كرد: چگونه چنين كنم؟



فرمود: خوابت را نماز و غذايت را گرسنگى قرار بده.
اى احمد! به عزّت و جلالم سوگند كه هر بنده اى كه چهار صفت را براى من ضمانت كند، من نيز او را به بهشت وارد مى كنم:

زبانش را در كام بپيچد و حرف نزند مگر آنكه آن سخن براى او مفيد و ثمر بخش باشد.
قلب خود را از وسوسههاى اهريمنى حفظ كند.
همواره بيانديشد كه من به او آگاه و بر كارهايش ناظر هستم.
و گرسنگى، نور چشمانش باشد (گرسنگى را دوست بدارد). *









* ستایش گرسنگی در روایات به معنای مطلوب بودن تحمل رنج گرسنگی بطور مطلق نیست بلکه مراد توجه دادن انسان ها به هموانع پرواز روح آدمی و آنچه مزاحم فعالیت های روحی ست.

بنابراین انسان نه آن قدر گرسنگی بکشد که از رنج آن نتواند کار کند و نه آن قدر پرخوری کند که مانع فعالیت های او گردد به تعبیر علامه طباطبایی قدس سره منظور از جوع در این گونه روایات سبک بودن شکم - در مقابل پرخوری – است نه اینکه مقصود گرسنگی باشد. (راهیان کوی دوست/ شرح حدیث معراج/ آیت الله محمد تقی مصباح یزدی)

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
montazer313
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 27 اردیبهشت 1386
پست: 220


امتیاز: 1865
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 11 آذر 1386 - 08:18    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

حدیث معراج قسمت پنجم (آثار گرسنگی و سکوت – نزدیکترین حالت بنده به پروردگارش)


گرسنگى و سكوت، خلوت و سجود


يا أحْمَد! لَوْ ذُقْتَ حَلاوَةَ الْجُوعِ وَالصَّمْتِ وَالخَلْوَةِ وَما وَرِثُوا مِنْها.
قالَ: يا رَبِّ! ما مِيراثُ الجُوعِ؟ قالَ: الْحِكْمةُ وَحِفْظُ الْقَلْبِ وَالتَّقَرُّبُ إلَيَّ وَالْحُزْنُ الدّائِمُ وَخِفَّةُ الْمَؤُنَةِ بَيْنَ النّاسِ وَقَوْلُ الْحَقِّ وَلا يُبالِي عاشَ بِيُسْر أمْ بِعُسْر.


اى احمد! اى كاش مى دانستى كه گرسنگى و سكوت و تنهايى چه لذّت و آثارى دارند!
عرض كرد: خداوندا! گرسنگى چه اثراتى دارد؟


فرمود: حكمت، حفظ قلب، تقرّب به من، حزن هميشگى*، كم خرج بودن بين مردم، حق گويى، بى اعتنايى به سختى يا آسانى زندگى.



يا أحْمَدُ! هَلْ تَدْرِي بِأَيِّ وَقْت يَتَقَرَّبُ الْعَبْدُ إلَيَّ؟قالَ: لا يا رَبِّ.
قالَ: إذا كانَ جائِعاً أوْ ساجِداً.


اى احمد! آيا مى دانى چه هنگامى بنده به من نزديك مى شود؟عرض كرد: خير، اى پروردگار من! فرمود: وقتى كه گرسنه يا در حال سجده باشد.





*در روایات فراوانی از حزن و نیز افراد محزون تعریف و تمجید شده و این سخن بدان معنا نیست که انسان پیوسته عبوس و خشن باشد بلکه منظور حالتی ست در برابر سرمستی و نشاط و شادی بی مورد و بی حد که از صفات منحط حیوانی است. البته ممکن است حزن در امور مادی و عقب ماندن از دنیا داران در مسابقه ثروت اندوزی رخ دهد که به هیچ وجه ممدوح نیست بلکه حزنی که در برابر شادی بی حد و مستی غافلانه قرار گیرد شایسته ی مدح است.


مومن از اینکه مقداری از عمرش صرف امور ارزشمند و لازم نگردیده و یا لااقل در مباحات مصروف شده محزون است؛ زیرا از سرمایه اش کاسته شده و سودی در این تجارت نصیبش نگشته است. (راهیان کوی دوست/ شرح حدیث معراج/ آیت الله محمد تقی مصباح یزدی)

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
montazer313
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 27 اردیبهشت 1386
پست: 220


امتیاز: 1865
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 12 آذر 1386 - 06:39    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

حدیث معراج قسمت ششم ( تعجب از سه گروه)


تعجّب از سه گروه



يا أحْمَدُ! عَجِبْتُ مِنْ ثَلاثَةِ عَبِيد; عَبْد دَخَلَ فِي الصَّلاةِ وَهُوَ يَعْلَمُ إلى مَنْ يَرْفَعُ يَدَيْهِ وَقُدّامَ مَنْ هُوَ وَهُوَ يَنعَسُ.
وَعَجِبْتُ مِنْ عَبْد لَهُ قُوتُ يَوْم مِنَ الْحَشيشِ أوْ غَيْرِهِ وَهُوَ يَهْتَمُّ لِغَد وَعَجِبْتُ مِنْ عَبْد لا يَدْرِي أنِّي راض عَنْهُ أوْ ساخِطٌ عَلَيْهِ وَهُوَ يَضْحَكُ.


اى احمد! از سه بنده خود تعجب مى كنم:



بنده اى كه به نماز ايستاده و مى داند كه دستهاى خودرا به جانب چه كسى دراز كرده و در پيشگاه چه كسى ايستاده و در عين حال خواب آلود است.
و تعجّب مى كنم از بنده اى كه روزىِ امروز خود را از سبزى مختصرى دارد ولى براى فردايش به فكر فرو رفته است.
و تعجّب مى كنم از بنده اى كه نمى داند آيا من از او راضى هستم يا بر او غضبناكم، ولى خندان است.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
montazer313
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 27 اردیبهشت 1386
پست: 220


امتیاز: 1865
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 14 آذر 1386 - 07:50    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

حدیث معراج قسمت هفتم ( اوصاف و مقام اولیای خداوند)


اوصاف و مقام اولياى خداوند


يا أحْمَدُ! إنَّ فِي الْجَنَّةِ قَصْراً مِنْ لُؤْلُؤ فَوْقَ لُؤْلُؤ وَدُرَّة فَوْقَ دُرَّة لَيْسَ فِيها قَصْمٌ وَلا وَصْلٌ، فِيهَا الْخَواصُّ، أنْظُرُ إلَيْهِمْ كُلَّ يَوْم سَبْعِينَ مَرَّةً فَأُكَلِّمَهُمْ كُلَّما نَظَرْتُ إلَيْهِمْ، وَأزِيدُ فِي مُلْكِهِمْ سَبْعِينَ ضِعْفاً وَإذا تَلَذَّذَ أهْلُ الْجَنَّةِ بِالطَّعامِ وَالشَّرابِ تَلَذَّذُوا أُولـئِكَ بِذِكْرِي وَكَلامِي وَحَدِيثِي.

قالَ: يا رَبِّ! ما عَلامَةُ أُولـئِكَ؟قالَ: مَسْجُونُونَ قَدْ سَجَنُوا ألْسِنَتَهُمْ مِنْ فُضُولِ الْكَلامِ وَبُطُونَهُمْ مِنْ فُضُولِ الطَّعامِ.


اى احمد! در بهشت قصرى است از لؤلؤ بر فراز لؤلؤ، و مرواريد بزرگ درخشان روى مرواريد كه در آنها قطع و وصلى وجود ندارد (يكپارچه است) در اين كاخ، دوستان خاصّ من هستند كه هر روز هفتاد بار (به لطف و مهر) به آنان نظر مى افكنم و هربار با آنها سخن مى گويم و هفتاد بار بر قلمرو و مقامشان مى افزايم.


و آنگاه كه اهل بهشت از خوردن و آشاميدن لذّت مى برند اينان از ذكر و سخن و گفتار من لذّت مى برند.*


عرض كرد: خداوندا! نشانه هاى اينها چيست؟


فرمود: زندانيانى هستند كه زبانهاى خود را از حرفهاى غير ضرورى و شكمهاى خود را از غذاى غير لازم، محفوظ و حبس كرده اند.







*کسانی که در آخرت به طعام و شراب بهشتی و لذائذ دیگر توجهی ندارند، در دنیا نیز بدان ها توجهی نداشتند وگرنه چنان که در دنیا به خوردنی ها و نوشیدنی ها علاقه می داشتند در آخرت نیز به خوردنی ها و نوشیدنی های بهشتی علاقه مند می بودند، چرا که خواسته ی انسان در آخرت به مثابه خواسته ی دنیوی اوست.


کسانی همچون انبیا که در آخرت لذتشان در سخن گفتن با خداست، در دنیا دل به نعمتهای حلال هم نمی بستند، چرا که به دنبال لذت بزرگتری بودند و طعام و غذای روحشان از توجهات الهی تامین می گشت. مومنینی که دوست داشتند با خدا سخن بگویند و به این کار عشق می ورزیدند و از سخن گفتن بیهوده گریزان بودند در آخرت به آرزوی خود می رسند.


آنها اگر سخن می گویند برای این است که خداپسندانه ست و اگر غذا تناول می کنند به جهت خوشمزه بودنش نیست بلکه از آن جهت است که مرضی خداست و با آن توان می یابند به اطاعت و عبادت خدا بپردازند. (راهیان کوی دوست/ شرح حدیث معراج/ آیت الله محمد تقی مصباح یزدی)

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
montazer313
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 27 اردیبهشت 1386
پست: 220


امتیاز: 1865
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 15 آذر 1386 - 07:53    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

حدیث معراج قسمت هشتم (لزوم دوستی و محبت به فقرا و مستمندان و ذکر اوصاف آنان)
لزوم دوستی و محبت به فقرا و مستمندان و ذکر اوصاف آنان
يا أحْمَدُ! إنَّ الَْمحَبَّةَ للهِِ هِيَ الَْمحَبَّةُ لِلْفُقَراءِ وَالْتَقَرُّبُ إلَيْهِمْ.
قالَ: فَمَنِ الْفُقَراءُ؟قالَ: الَّذِينَ رَضُوا بِالْقَلِيلِ وَصَبَرُوا عَلَى الرَّخاءِ وَلَمْ يَشْكُوا جُوعَهُمْ وَلا ظَمَأَهُمْ وَلَمْ يَكْذِبُوا بِأَلْسِنَتِهِم وَلَمْ يَغْضَبُوا عَلى رَبِّهِمْ وَلَمْ يَغْتَمُّوا عَلى ما فاتَهُمْوَلَمْ يَفْرَحُوا بِما آتاهُمْ.
يا أحْمَدُ! مَحَبَّتِي مَحَبَّةُ الْفُقَراءِ فَأَدْنِ الْفُقَراءَ وَقَرِّبْ مَجْلِسَهُمْ مِنْكَ وَأبْعِدِ الاْغْنِياءَ وَأبْعِدْ مَجْلِسَهُمْ عَنْكَ لاِنَّ الْفُقَراءَ أحِبّائِي.

اى احمد! محبّت من در گرو محبّت فقرا و تقرّب به ايشان است.
عرض كرد: فقرا كيانند؟

فرمود: آنانكه به كم، راضى و بر گرسنگى، صابر و در نعمت، شاكر هستند; از گرسنگى و تشنگى خود شكايتى ندارند و هرگز دروغ بر زبان خود جارى نمى كنند و نسبت به پروردگارشان غضب نمى نمايند و براى چيزى كه از دستشان رفت، غمگين نيستند و نسبت به چيزى كه به دست مى آورند، فرحناك و شادمان نمى باشند.

اى احمد! محبّت من در گرو محبّت فقرا است، پس به آنها نزديك شو و همنشينى با آنان را اختيار كن و از ثروتمندان و مجلسشان فاصله بگير، چراكه فقرا دوستان من هستند. *




*در این جا این سوال مطرح می گردد که چرا خداوند این قدر روی محبت به فقرا تکیه دارد با اینکه مسلما در بین فقرا انسان های ناشایست و بد یافت می شود و نیز در بین ثروتمندان انسان های پاک و شایسته یافت می شود؟ در جواب باید گفت محبت به هر فقیری چنین امتیاز و مزیتی ندارد و محبت به فقیرانی محبت به خداست که آن ویژگی ها را داشته باشد و بدیهی ست که اگر ثروتمندی بدانها متصف گردد محبت به او نیز محبت به خداست.

اینکه چرا خداوند روی فقرا تکیه فرمود بدین جهت است که اغنیا بیشتر در معرض فساد و انحراف و طغیان قرار می گیرند و عوامل دور شدن از خدا در آنها بیشتر است.

از آنجا که خداوند انسان های افتاده و متواضع را دوست دارد و اکثر اغنیا به کبر و خودپسندی مبتلایند می توان گفت اکثر انسان های خوب در بین فقرا هستند لذا خداوند فرمود فقرا را دوست بدار جز کسانی که به کفر و عصیان و لجاجت مبتلایند و اگر می فرمود اغنیا را دوست بدار جز بدان آنها، تخصیص اکثر لازم می آمد.

از طرف دیگر گرچه ممکن است غنی، مومن و شایسته باشد ، ولی محبت ما به او ، (معمولا) فقط برای خدا و به جهت صفات شایسته او نیست و جهات دیگری در دوستی ما دخالت دارد .

پس تکیه روی دوستی فقرا بدین جهت است که آنها بیشتر با خدا ارتباط دارند و از طرف دیگر دوستی و محبت به مومنان غنی معمولا خالص نیست و با شائبه ها و انگیزه های مادی همراه است و خداوند محبتی که خالصانه نباشد نمی پسندد. (راهیان کوی دوست/ شرح حدیث معراج/ آیت الله محمد تقی مصباح یزدی. با اندکی تصرف و تخلیص )

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
montazer313
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 27 اردیبهشت 1386
پست: 220


امتیاز: 1865
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 16 آذر 1386 - 08:32    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

حدیث معراج قسمت نهم (عدم تبعیت از خواهشهای نفسانی و دلایل آن)


عدم تبعیت از خواهشهای نفسانی و دلایل آن

يا أحْمَدُ! لا تَزَيَّنْ بِلَبْسِ اللِّباسِ وَطِيبِ الطَّعامِ وَلِينِ الْوَطاءِ.
فَإنَّ النَّفْسَ مَأوى كُلِّ شَرٍّ وَرَفِيقُ كُلِّ سُوء.
تَجُرُّها إلى طاعَةِ اللهِ وَتَجُرُّكَ إلى مَعْصِيَتِهِ، وَتُخالِفُكَ فِي طاعَتِهِ، وَتُطِيعُكَ فِي ما تَكْرَهُ، وَتَطْغى إذا شَبِعَتْ، وَتَشْكُو إذا جاعَتْ، وَتَغْضَبُ إذَا افْتَقَرَتْ، وَتَتَكَبَّرُ إذَا اسْتَغْنَتْ، وَتَنْسى إذا كَبُرَتْ، وَتَغْفُلُ إذا أمِنَتْ وَهِيَ قَرِينَةُ الشَّيْطانِ.
وَمَثَلُ النَّفْسِ كَمَثَلِ النَّعامَةِ تَأْكُلُ الْكَثِيرَ وَإذا حُمِلَ عَلَيْها لا تَطِيرُ وَكَمَثَلِ الدِّفْلى لَوْنُهُ حَسَنُ وَطَعْمُهُ مُرٌّ.


اى احمد! با لباس جذّاب و غذاى لذيذ و بستر نرم، خود آرايى مكن چرا كه نفس*، خاستگاه هر بدى و رفيق هر نادرستى است.

تو نفس را به اطاعت خدا مى خوانى ولى او تو را به نافرمانى مى كشاند.

هر گاه كه مى خواهى اطاعت خدا كنى با تو مخالفت مى كند و هرگاه كه بخواهى نافرمانى از خدا كنى با تو همراهى مى كند.

هرگاه كه سير شود، طغيان مى كند و هرگاه كه گرسنه شود، فرياد و فغان سر مى دهد.

هرگاه كه بینوا شود، غضب مى كند و هرگاه كه بى نياز شود، تكبّر و بزرگى مى ورزد.

هرگاه كه بزرگ شود، فراموشكار مى شود و هرگاه كه در امنيّت باشد، غفلت مى ورزد.

نفس آدمى، مثل شتر مرغ است كه فراوان مى خورد ولى وقتى كه بر آن سوار مى شوند (بار مى گذارند) نمى پرد.

و مانند خرزهره است كه رنگش زيبا ولى مزّه اش تلخ است.




*نفس در علم اخلاق و روایات عاملی است که انسان را تنزل می دهد و ویژگی های پست و ضد ارزش ها را در او جای می دهد . و در مقابل گرایش هایی که موجب تعالی انسان می شود ، برخاسته از عاملی ست به نام عقل که روح را پرواز می دهد و به خدا نزدیک می کند . (راهیان کوی دوست/ شرح حدیث معراج/ آیت الله محمد تقی مصباح یزدی)

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
montazer313
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 27 اردیبهشت 1386
پست: 220


امتیاز: 1865
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 17 آذر 1386 - 07:02    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

حدیث معراج قسمت دهم ( نکوهش دنیا و دنیا گرایان و صفات آنان )

نکوهش دنیا و دنیا گرایان و صفات آنان


يا أحْمَدُ! أبْغِضِ الدُّنْيا وَأهْلَها وَأحِبَّ الاْخِرَةَ وَأَهْلَها.
قالَ: يا رَبِّ! وَمَنْ أهْلُ الدُّنْيا وَمَنْ أهْلُ الاْخِرَة؟قالَ: أهْلُ الدُّنْيا مَنْ كَثُرَ أكْلُهُ وَضِحْكُهُ وَنَوْمُهُ وَغَضَبُهُ، قَلِيلُ الرِّضا، لا يَعْتَذِرُ إلى مَنْ أساءَ إلَيْهِ وَلا يَقْبَلُ عُذْرَ مَنِ اعْتَذَرَ إلَيْهِ.
كَسْلانُ عِنْدَ الطّاعَةِ وَشُجاعٌ عِنْدَ الْمَعْصِيَةِ.
أَمَلُهُ بَعِيدٌ وَأجَلُهُ قَرِيبٌ لا يُحاسِبُ نَفْسَهُ.
قَلِيلُ الْمَنْفَعَةِ، كَثِيرُ الْكَلامِ، قَلِيلُ الْخَوْفِ، كَثِيرُ الْفَرَحِ عِنْدَ الطَّعامِ، وَإنَّ أهْلَ الدُّنْيا لا يَشْكُرُونَ عِنْدَ الرَّخاءِ وَلا يَصْبِرُونَ عِنْدَ الْبَلاءِ.
كَثِيرُ النّاسِ عِنْدَهُمْ قَلِيلٌ.
يَحْمِدُونَ أنْفُسَهُمْ بِما لا يَفْعَلُونَ وَيَدَّعُونَ بِما لَيْسَ لَهُمْ وَيَتَكَلَّمُونَ بِما يَتَمَنُّونَ.
وَيَذْكُرُونَ مَساوِئَ النّاسِ وَيُخْفُونَ حَسَناتِهِمْ.
فَقالَ: يا رَبِّ! كُلُّ هـذَا الْعَيْبِ فِي أهْلِ الدُّنْيا؟قالَ: يا أحْمَدُ! إنَّ عَيْبَ أهْلِ الدُّنْيا كَثِيرٌ، فِيهِمُ الْجَهْلُ وَالْحُمْقُ، لا يَتَواضَعُونَ لِمَنْ يَتعَلَّمُونَ مِنْهُ وَهُمْ عِنْدَ أنْفُسِهِمْ عُقَلاءٌ وَعِنْدَ الْعارِفِينَ حُمَقاءٌ.

اى احمد! دنيا و اهل آن را * دشمن بدار ** و آخرت و اهل آن را دوست بدار.

عرض كرد: اى خداى من! اهل دنيا و اهل آخرت چه كسانى هستند؟

فرمود: اهل دنيا كسى است كه خوردن و خنديدن و خواب و غضبش زياد و رضايت او كم مى باشد.
اگر به كسى بدى كرد از او پوزش نمى طلبد و عذر كسى را كه از او عذر خواهى مى كند نمى پذيرد.
هنگام عبادت، كسل و هنگام معصيت، شجاع است.
آرزويش دور و دراز و مرگش نزديك است.
به حساب خود نمى پردازد.
نفعش به ديگران كم مى رسد.
حرف زياد مى زند.
ترس كم دارد.
هنگام رسيدن به غذا، بسيار شادمان مى شود.
اهل دنيا هنگام نعمت، شكر و هنگام بلا، صبر نمى كنند.
به كارهايى كه انجام نداده اند خودستايى مى كنند و چيزى را ادّعا مى كنند كه واجد آن نيستند و از روى آرزو و هوس سخن مى گويند.
عيوب ديگران را بازگو ولى خوبى هاى آنها را مخفى مى كنند.

عرض كرد: آيا اهل دنيا اين همه عيب دارند؟

فرمود: اى احمد! اهل دنيا عيب فراوان دارند.
جاهلند، احمقند، در مقابل استاد خود تواضع نمى كنند، خود را عاقل مى پندارند در حالى كه نزد اهل معرفت احمق هستند.






* نکوهش دنیا و اهل دنیا و دوستداران دنیا ، نکوهش کسانی است که محور افکار، اندیشه ها، گفتار و نگرشهایشان را امور دنیا تشکیل می دهد. توجه و تعلق خاطرشان به لذها و نعمت های دنیاست و به آخرت نمی اندیشند و جهان آخرت برای آ«ها جاذبه ای ندارد.



** اینکه در برخی از روایات وارد شده که دشمن اهل دنیا باشید، نباید پنداشت که با هرکس که به برخی از ویژگی های دنیاپرستان متصف گردیده دشمنی بورزیم، ولو او شیعه و مسلمان باشد. مثلا اگر دیدیم کسی پرخور است، با او دشمنی بورزیم! نباید با مومن دشمن بود، حتی اگر گناهکار باشد، بلکه باید عمل ناشایست او را دشمن داشت.

در روایتی وارد شده است که وقتی خدا کسی را دوست بدارد هرگز با او دشمنی نمی کند و اگر کار ناشایستی از او سر بزند تنها آن کار بد را دشمن می دارد . در مقابل خداوند با کافر دشمن است و حتی اگر هزاران کار نیک نیز انجام دهد با خودش دشمن است وای کارش را نیک می شمارد. پس از دیدگاه اسلام قوام انسان ، به ایمان و کفر است. (راهیان کوی دوست/ شرح حدیث معراج/ آیت الله محمد تقی مصباح یزدی)

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
montazer313
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 27 اردیبهشت 1386
پست: 220


امتیاز: 1865
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 18 آذر 1386 - 07:50    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

حدیث معراج قسمت یازدهم ( اوصاف و نشانه های اهل آخرت )

اوصاف اهل آخرت


يا أحْمَدُ! إنَّ أهْلَ الْخَيْرِ وَأهْلَ الاْخِرَةِ رَقِيقَةٌ وُجُوهُهُمْ، كَثِيرٌ حَياؤُهُمْ، قَلِيلٌ حُمْقُهُمْ، كَثِيرٌ نَفْعُهُمْ قَلِيلٌ مَكْرُهُمْ، اَلنّاسُ مِنْهُمْ فِي راحَة وَأنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِي تَعَب، كَلامُهُمْ مَوْزُونُ، مُحاسِبينَ لاِنْفُسِهِمْ، مُتْعِبِينَ لَها، تَنامُ أعْيُنُهُمْ وَلا تَنامُ قُلُوبُهُمْ.
أعْيُنُهُمْ باكِيَةٌ وَقُلُوبُهُمْ ذاكِرَةٌ، إذا كُتِبَ النّاسُ مِنَ الْغافِلِينَ كُتِبُوا مِنَ الذّاكِرينَ.
فِي أوَّلِ النِّعْمَةِ يَحْمَدُونَ، وَفِي آخِرِها يَشْكُرُونَ.
دُعاؤُهُمْ عِنْدَ اللهِ مَرْفُوعٌ وَكَلامُهُمْ مَسْمُوعٌ.
تَفْرَحُ بِهِمُ الْمَلائِكَةُ وَيَدُورُ دُعاؤُهُمْ تَحْتَ الْحُجُبِ يُحِبُّ الرَّبُّ أنْ يَسْمَعَ كَلامَهُمْ كَما تُحِبُّ الْوالِدَةُ الْوَلَدَ.
وَلا يَشْغَلُونَ عَنْهُ طَرْفَةَ عَيْن وَلا يُرِيدُونَ كَثْرَةَ الطَّعامِ وَلا كَثْرَةَ الْكَلامِ وَلا كَثْرَةَ اللِّباسِ.
النّاسُ عِنْدَهُمْ مَوْتى وَاللهُ عِنْدَهُمْ حَيٌّ كَرِيمٌ.
يَدْعُونَ الْمُدْبِرِينَ كَرَماً وَيُرِيدُونَ الْمُقْبِلِينَ تَلَطُّفاً.
قَدْ صارَتِ الدُّنْيا وَالاْخِرَةُ عِنْدَهُمْ واحِدَةً.

اى احمد! اهل خير و آخرت شرمگيناند.

حياى آنها زياد و حماقتشان كم و نفع آنان فراوان و حيله آنها اندك است.

مردم از دست آنها در رفاهند ولى خودشان از دست خويش در رنجند.

كلامشان سنجيده است
.
به حساب خود مى پردازند.

خود را به زحمت مى افكنند.

چشمهايشان مى خوابد ولى قلبشان نمى خوابد.

چشمانشان گريان و قلبهايشان به ياد خداست.

هنگامى كه ديگر مردمان در غفلت به سر مى برند آنها در ذكر و ياد حق هستند.

در آغاز نعمت، ستايش الهى و در پايان آن شكر خدا را به جاى مى آورند.

دعايشان نزد خدا مقبول و سخن ايشان نزد پروردگار پذيرفته است و وجود آنها مايه مباهات و خشنودى فرشتگان است.

و دعاى آنها زير حجابها مى چرخد. خداوند دوست دارد كلام آنان را بشنود آنگونه كه مادر دوست دارد به كلام فرزند خود گوش دهد.

از خداوند لحظه اى غافل نمى شوند.

پر خورى و پرگوئى و پوشيدن لباسهاى متنوع و زياد و رنگارنگ را دوست ندارند.

مردم نزد آنها مردگانند و خداوند، زنده كريم.

آنهايى را كه از ايشان رخ برتافتند با بزرگوارى فرا مى خوانند و آنان را كه به اينان روى آورده اند با مهربانى مى پذيرند.

دنيا و آخرت نزد آنها يكسان است.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
montazer313
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 27 اردیبهشت 1386
پست: 220


امتیاز: 1865
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 22 آذر 1386 - 07:42    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

پاداش زاهدان



يا أحْمَدُ! هَلْ تَعْرِفُ ما لِلزّاهِدِينَ عِنْدِي؟قالَ: لا يا رَبِّ.
قالَ: يُبْعَثُ الْخَلْقُ وَيُناقَشُونَ الْحِسابَ وَهُمْ مِنْ ذلِكَ آمِنُونَ.
إنَّ أدْنى ما أُعْطِي الزّاهِدِينَ فِي الاْخِرَةِ أن أُعطِيَهُمْ مَفاتِيحَ الجِنانِ كُلَّها حَتّى يَفْتَحُوا أيَّ باب شاءُوا وَلا أحْجُبَ عَنْهُمْ وَجْهِي وَلاَنْعَمَنَّهُمْ بِألْوانِ التَّلَذُّذِ مِنْ كَلامِي وَلاَُجْلِسَنَّهُمْ فِي مَقْعَدِ صِدْق وَأُذَكِّرَهُمْ ما صَنَعُوا وَتَعِبُوا فِي دارِ الدُّنْيا وَأفْتَحُ لَهُمْ أرْبَعَةَ أبْواب، باباً يَدْخُلُ عَلَيْهِمُ مِنْهُ الْهَدايا بُكْرَةً وَعَشِيّاً مِنْ عِنْدِي، وَباباً يَنْظُرُونَ إلَى الظّالِمِينَ كَيْفَ يُعَذَّبُونَ، وَباباً يَدْخُلُ عَلَيْهِمْ مِنْهُ الْوَصائِفُ وَالْحُورُ الْعِينُ.



اى احمد! آيا مى دانى كه پاداش زاهدان نزد من چيست؟ عرض كرد: خير، اى پروردگار من.
فرمود: مردم محشور مى شوند و در حساب آنها مناقشه و دقّت مىشود ولى آنان از اين امر در امان هستند.


كمترين چيزى كه به زاهدان مى دهم آن است كه كليدهاى بهشت را عطايشان مى كنم تا از هر درى كه خواستند وارد بهشت شوند.


و ميان جمال خودم و آنان پردهاى قرار نمى دهم.


لذّتهاى گوناگون گفتگوى با خودم را به آنان مى چشانم و آنها را در جايگاه صادقان مى نشانم و كارهاى دنيا و رنجهايى را كه كشيده اند به يادشان مى آورم و چهار در به رويشان مى گشايم; از يك در هداياى من به آنها مى رسد، از در ديگر به من هرگونه كه بخواهند و بدون هر مانعى نگاه مى كنند و از يك در به آتش دوزخ و ظالمانى كه عذاب مى شوند مى نگرند و از در ديگر نيز دختران نوجوان و حورالعين (زنان فراخ چشم) بر آنان وارد مى شوند.



اوصاف زاهدان



فَقالَ: يا رَبِّ! مَنْ هـؤُلاءِ الزّاهِدُونَ الَّذِينَ وَصَفْتَهُمْ؟قالَ: اَلزّاهِدُ هُوَ الَّذِي لَيْسَ لَهُ بَيْتٌ يَخْرَبُ فَيَغْتَمَّ لِخَرابِهِ وَلا لَهُ وَلَدٌ يَمُوتُ فَيَحْزُنَ لِمَوْتِهِ وَلا لَهُ شَيْءٌ يَذْهَبُ فَيَحْزُنَ لِذِهابِهِ وَلا يَعْرِفُهُ إنْسانٌ لِيَشْغَلَهُ عَنِ اللهِ طَرْفَةَ عَيْن وَلا لَهُ ثَوْبٌ لَيِّنٌ.
يا أحْمَدُ! إنَّ وُجُوهَ الزّاهِدِينَ مُصْفَرَّةٌ مِنْ تَعَبِ اللَّيْلِ وَصَوْمِ النَّهارِ وَألسِنَتَهُمْ كَلالٌ مِنْ ذِكْرِ اللهِ تَعالى.
قُلُوبُهُمْ فِي صُدُورِهِمْ مَطْعُونَةٌ مِنْ كَثْرَةِ صَمْتِهِمْ.
قَدْ أعْطَوُا الَْمجهُودَ مِنْ أنْفُسِهِمْ لا مِنْ خَوْفِ نار وَلا مِنْ شَوْقِ جَنَّة.
وَلكِنْ يَنْظُرُونَ فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَالاْرْضِ فَيَعْلَمُونَ أنَّ اللهَ سُبْحانَهُ أهْلٌ لِلْعِبادِة.


پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) عرض كرد: خداوندا! اين زاهدان كه توصيفشان كردى چه كسانى هستند؟



فرمود: زاهد آن كسى است كه خانه اى ندارد كه اگر خراب شد، غم بخورد.


فرزندى ندارد كه اگر مُرد، محزون شود و هيچ چيز ندارد كه اگر از دست رفت، غصه بخورد و هيچكس را نمى شناسد كه او را لحظهاى از ياد خدا غافل كند.


غذاى اضافى ندارد كه از او بطلبند و لباس نرم نمى پوشد.


اى احمد! چهره اهل زهد، از شب زندهدارى و روزه، زرد و زبان آنها از شدّت ذكر خداوند، خسته شده است.


قلبهاشان در سينه هايشان، از مداومت سكوت، مجروح شده است.


آنان هرچه در توان دارند (در عبادت) كوشش مى كنند ولى نه به خاطر ترس از جهنم يا شوق بهشت، بلكه در ملكوت آسمان و زمين مى نگرند و مى يابند كه خداوند سبحان شايسته عبادت است.



زاهدان امّت پيامبر و بنى اسرائيل



قالَ: يا رَبِّ! أيُّ الزُّهّادِ أكْثَرُ؟ زُهّادُ أُمَّتي أمْ زُهّادُ بَنِي إسْرائِيلَ؟قالَ: إِنَّ زُهّادَ بَنِي إسْرائِيلَ مِنْ زُهّادِ أُمَّتِكَ كَشَعْرَة سَوْداءَ فِي بَقَرَة بَيْضاءَ.
فَقالَ: يا رَبِّ! وَكَيْفَ ذلِكَ وَعَدَدُ بَنِي إسْرائِيلَ أكْثَرُ؟قالَ: لاِنَّهُمْ شَكُّوا بَعْدَ الْيَقِينِ وَجَحَدُوا بَعْدَ الاْقْرارِ.
قالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ: فَحَمِدْتُ اللهَ تَعالى وَشَكَرْتُهُ وَدَعْوَتُ لَهُمْ بِالْحِفْظِ وَالرَّحْمَةِ وَسائِرِ الْخَيْراتِ.


پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) عرض كرد: خداوندا! آيا زاهدان امّت من بيشترند يا زُهّاد بنى اسرائيل؟



فرمود: مقدار زاهدان بنى اسرائيل در مقام مقايسه با زُهّاد امّت تو، به اندازه يك موى سياه در بدن يك گاو سفيد است.


عرض كرد: چگونه چنين است در حالى كه تعداد بنى اسرائيل بيشتر از تعداد امّت من است؟



فرمود: چون آنها پس از يقين، شك كردند و بعد از اقرار به حقيقت، آن را انكار كردند.


پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمودند: من شكر و حمد خداى تعالى را بجا آوردم و دعا كردم كه خداوند آنها را حفظ و رحمت فرمايد و ساير خيرات را بر آنان نازل كند.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
montazer313
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 27 اردیبهشت 1386
پست: 220


امتیاز: 1865
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 22 آذر 1386 - 07:48    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

حدیث معراج قسمت سیزدهم ( ارزش سکوت و اجزای عبادت و اثرات روزه )


ارزش سكوت


يا أحْمَدُ! عَلَيْكَ بِالصَّمْتِ فَإنَّ أعْمَرَ مَجْلِس قُلُوبُ الصّالِحِينَ وَالصّامِتِينَ وَإنَّ أخْرَبَ مَجْلِس قُلُوبُ المُتَكَلِّمِينَ بِما لا يَعْنِيهِمْ.

اى احمد! بر تو باد سكوت و كم حرفى; چرا كه آبادترين مجلس و محفل، قلبهاى صالحان و ساكنان و ساكتان و خرابترين مجلس و محفل، قلبهاى بيهوده گويان است.


اجزاى عبادت و آثار روزه


يا أحْمَدُ! إنَّ الْعِبادَةَ عَشْرَةُ أجْزاء.
تِسْعَةٌ مِنْها طَلَبُ الْحَلالِ فَإنْ طَيَّبْتَ مَطْعَمَكَ وَمَشْرَبَكَ فَأَنْتَ فِي حِفْظِي وَكَنَفِي.
قالَ: يا رَبِّ! وَما أوَّلُ الْعِبادَةِ؟قالَ: أوَّلُ الْعِبادَةِ الصَّمْتُ وَالصَّوْمُ.
قالَ: يا رَبِّ! وَما مِيراثُ الصَّوْمِ؟قال: اَلصَّوْمُ يُورِثُ الْحِكْمَةَ، وَالْحِكْمَةُ تُورِثُ الْمَعْرِفَةَ، وَالْمَعْرِفَةُ تُورِثُ الْيَقِينَ، فَإذَا اسْتَيْقَنَ الْعَبْدُ لا يُبالِي كَيْفَ أصْبَحَ بِعُسْر أمْ بِيُسْر.

اى احمد! عبادت، ده بخش است، نُه بخش آن دنبال كسب حلال بودن است پس اگر خوردنى و آشاميدنى خود را از راه حلال تهيّه كردى در حفظ و حمايت من خواهى بود.

پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) پرسيد: خداوندا! برترين و اولين عبادت چيست؟

فرمود: آغاز عبادت، روزه و سكوت است.

عرض كرد: پروردگارا! اثر روزه چيست؟

فرمود: روزه باعث پديد آمدن حكمت است و حكمت موجب شناخت و شناخت موجب يقين است، پس هرگاه كه بنده به مقام يقين رسيد، در بند سختى يا آسانى زندگى نيست.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
montazer313
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 27 اردیبهشت 1386
پست: 220


امتیاز: 1865
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 22 آذر 1386 - 07:53    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

حدیث معراج قسمت چهاردهم ( توصیف حالات متقی در وقت مرگ و بعد از آن )

توصيف بنده در وقت مرگ و پس از آن


وإذا كانَ الْعَبْدُ فِي حالَةِ الْمَوْتِ يَقُومُ عَلى رَأْسِهِ مَلائِكَةٌ بِيَدِ كُلِّ مَلَك كَأْسٌ مِنْ ماءِ الْكَوْثَرِ وَكَأْسٌ مِنَ الْخَمْرِ يَسْقُونَ رُوحَهُ حَتّى تَذْهَبَ سَكْرَتُهُ وَمَرارَتُهُ وَيُبَشِّرُونَهُ بِالْبَشارَةِ الْعُظْمى وَيَقُولُونَ لَهُ: طِبْتَ وَطابَ مَثْواكَ إنَّكَ تَقْدِمُ عَلَى الْعَزِيزِ الْكَرِيمِ الْحَبِيبِ الْقَرِيبِ.
فَتَطِيرُ الرُّوحُ مِنْ أيْدِي الْمَلائِكَةِ فَتَصْعَدُ إلَى اللهِ تَعالى فِي أسْرَعَ مِنْ طَرْفَةِ عَيْن وَلا يَبْقى حِجابٌ وَلا سَتْرٌ بَيْنَها وَبَيْنَ اللهِ تَعالى، وَاللهُ عَزَّ وَجَلَّ إِلَيْها مُشْتاقٌ، وَتَجْلِسُ عَلى عَيْن عِنْدَ الْعَرْشِ.
ثُمَّ يُقالُ لَها: كَيْفَ تَرَكْتِ الدُّنْيا؟ فَتَقُولُ: إلـهي! وَعِزَّتِكَ وَجَلالِكَ لا عِلْمَ لِي بِالدُّنْيا.
أنَا مُنْذُ خَلَقْتَنِي خائِفٌ مِنْكَ.
فَيَقُولُ اللهُ: صَدَقْتَ عَبْدِي كُنْتَ بِجَسَدِكَ فِي الدُّنْيا وَرُوحُكَ مَعِي.
فَأَنْتَ بِعَيْنِي سِرُّكَ وَعَلانِيَتُكَ.
سَلْ أُعْطِيَكَ وَتَمَنَّ عَليَّ فَأُكْرِمَكَ.
هذِهِ جَنَّتِي مُباحٌ فَتَجْنَحَ فِيها.
وَهَذا جِوارِي فَاسْكُنْهُ.
فَتَقُولُ الرُّوحُ: إلـهي، عَرَّفْتَنِي نَفْسَكَ فَاسْتَغْنَيْتُ بِها عَنْ جَمِيعِ خَلْقِكَ.
وَعِزَّتِكَ وَجَلالِكَ لَوْ كانَ رِضاكَ فِي أنْ أُقَطَّعَ سَبْعِينَ قَتْلَةً بِأَشَدِّ ما يُقْتَلُ بِهِ النّاسُ لَكانَ رِضاكَ أحَبَّ إلَيَّ.
ءَأُعْجَبُ بِنَفْسِي؟ وَأَنَا ذَلِيلٌ إنْ لَمْ تُكْرِمْنِي وَأَنَا مَغْلُوبٌ إنْ لَمْ تَنْصُرْنِي وَأَنَا ضَعِيفٌ إنْ لَمْ تُقَوِّنِي وَأَنَا مَيِّتٌ إنْ لَمْ تُحْيِنِي وَلَوْلا سِتْرُكَ لاَفْتَضَحْتُ أوَّلَ مَرَّة عَصَيْتُكَ.
إلـهي كَيْفَ لا أطْلُبُ رِضاكَ وَقَدْ أكْمَلْتَ عَقْلِي حَتّى عَرَفْتُكَ وَعَرَفْتُ الْحَقَّ مِنَ الْباطِلِ وَالاْمْرَ مِنَ النَّهْيِ وَالْعِلْمَ مِنَ الْجَهْلِ وَالنُّورَ مِنَ الظُّلْمَةِ.
فَقالَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ: وَعِزَّتِي وَجَلالِي لا أَحْجُبُ بَيْنِي وَبَيْنَكَ فِي وَقْت مِنَ الاْوْقاتِ، كَذلِكَ أفْعَلُ بِأَحِبّائِي.

وقتى كه بنده من ( رهیافته به یقین) در حال سكرات مرگ باشد، فرشتگان بالاى سر او مى ايستند در حالى كه به دست هر كدام از آنها جامى از آب كوثر و جامى از شراب بهشتى است، به روح او مى نوشانند تا سكرات موت و سختى آن از بين برود، و او را به بشارتى بزرگ مژده مى دهند و مى گويند: خوش آمدى و مقدمت مبارك باد! تو بر خداى عزيز، كريم، حبيب و نزديك وارد مى شوى.

پس روح او از جوار فرشتگان پرواز مى كند و به پيشگاه پرودگار در كمتر از يك چشم به هم زدن صعود مى كند و ديگر بين او و بين پروردگار، پرده و حجابى نيست.

خداوند مشتاق ديدار اوست و او را لب چشمهاى در كنار عرش مى نشاند.

سپس به او مى گويد: دنيا را چگونه رها كردى؟

جواب مى دهد: خدايا! به عزّت و جلالت كه من نسبت به دنيا شناختى ندارم.
من از آغاز تولّد از تو انديشناك بودم.

خداوند مى فرمايد: راست گفتى اى بنده من.
تو جسمت در دنيا، ولى روحت با من بود.
همه اسرار و كارهاى آشكار تو در نظر من بود.
هرچه مى خواهى درخواست كن تا به تو بدهم، تمنّا كن تا برآورده سازم.
اين بهشت من براى تو مباح است پس در آن پر و بال بگشا.
و اين جوار من است پس در آن ساكن شو.

پس روح عرض مى كند: خداوندا! تو بودى كه خودت را به من شناساندى، پس من از همه خلايق به وسيله اين معرفت و شناخت بى نياز شدم.
قسم به عزّت و جلالت كه اگر رضايت تو در آن باشد كه قطعه قطعه شوم و هفتاد بار به فجيعترين صورت كشته شوم; رضاى تو براى من پسنديده است.
خداوندا! من چگونه به خود مغرور باشم، در حالى كه اگر تو مرا گرامى ندارى، ذليلم اگر تو مرا يارى نفرمايى، مغلوب و شكست خورده ام.
اگر تو مرا تقويت نكنى، ضعيف و ناتوانم.
اگر مرا با ياد خودت زنده نگردانى مُرده ام و اگر پرده پوشى تو نبود، اوّلين بارى كه من گناه كردم، رسوا مى شدم.
خداوندا! چگونه رضايت تو را طلب نكنم در حالى كه عقل مرا كامل كردى تا تو را بشناسم و حق را از باطل و امر را از نهى و علم را از جهل و نور را از ظلمت تشخيص بدهم.

آنگاه خداى عزّوجلّ مى فرمايد: قسم به عزت و جلالم كه بين تو و خود هيچ پرده و مانعى در هيچ زمانى ايجاد نمى كنم.
اينگونه با دوستانم رفتار مى كنم.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
رفتن به صفحه 1, 2  بعدی
صفحه 1 از 2


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.13 ثانیه