Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

به سوی ظهور: انجمنهای گفتگو

به سوی ظهور :: مشاهده موضوع - آیا ام کلثوم،دختر حضرت علی(ع) با عمر ازدواج کرده است؟
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست به سوی ظهور » بررسی شبهات

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
آیا ام کلثوم،دختر حضرت علی(ع) با عمر ازدواج کرده است؟
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
alma7070
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 15 اسفند 1385
پست: 336
iran.gif


امتیاز: 10
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 24 آبان 1386 - 22:47    عنوان:  آیا ام کلثوم،دختر حضرت علی(ع) با ع پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

یا حاضر و یا ناظر


چند وقت پیش در یکی از کتابهایی که یکی از به اصطلاح!!! علمای اهل سنت نوشته بود به این عنوان برخورد کردم که:

کجا بود غیرت علی؟

این عنوان را درشت زده بود و در زیر آن مطالبی نوشته شده بود که چطور غیرت علی اجازه داده بود که دخترش را به عقد کسی درآورد که همسرش را سیلی زده بود و خانه اش را به آتش کشیده بود؟
با آوردن این مطلب و مطالبی دیگر از همین نوع نویسنده قصد داشت ماجرای به شهادت رسیدن حضرت زهرا(س) را دروغ جلوه دهد و حتی صراحتاً اعلام کرده بود که حضرت زهرا وفات نموده!!!!

و حضرت علی با هیچ یک از خلفا خصومت و دشمنی نداشته طوریکه حاضر شده دخترش را به عقد عمر درآورده و حتی اسم فرزندان حضرت ؛عمر ، عثمان و ابوبکر و.....بوده و اینرا دلیلی ذکر کرده بود برای رحماء بینهم!!!!!!!!
خواندن کتابهایی از این دست که هیچ سند تاریخی ندارد و صرفا! بخاطر ........نوشته شده، اشک آدم رو در می آره و الحق و الانصاف که مولامون علی(ع) واقعاً مظلومه Crying or Very sad Crying or Very sad Crying or Very sad

و واقعاً جای بسی تأسفه که خیلی از بچه شیعه هامون با خوندن این مطالب و بدون هیچ تحقیقی اون رو می پذیرن و..........




یا علی مددی مولای.........




سؤال:آيا ام كلثوم دختر علي(ع) با عمر ازدواج كرد و يا با محمد بن جعفر؟

جواب:

مورخان و سيره نويسان در خصوص ازدواج امّ كلثوم دختر امام علي(ع) با عمر اختلاف نظر دارند. برخي باور دارند كه ام كلثوم با عمر ازدواج نكرده است.

شيخ مفيد باور دارد كه: خبر وارد شده در تزويج ام كلثوم ثابت نيست. زيرا در سلسلة سند آن زبير است كه موثق نيست و به خاطر دشمني با علي(ع) اين حديث صادر شده است.

علامه مجلسي بعد از نقل سخنان شيخ مفيد انكار قيه را با توجه به اخبار وارده عجيب دانسته و مي نويسد: اين ازدواج بر اساس تقيه و ناچاري صورت گرفته است.

برخي ديگر از مورخان باور دارند كه ام كلثوم با عمر ازدواج كرده است، منتهي اين ازدواج مانند ازدواج هاي معمولي بر اساس رضايت اعضاي خانواده به وجود نيامد. اين ازدواج بر اساس تهديدهايي بود كه از سوي عمر صورت گرفت. عمر، ابن عباس را مأموريت داد. دختر علي(ع) را خواستگاري نموده و در صورت عدم موافقت، امام علي(ع) را متهم به دزدي نموده و عليه او حكم ناحق صادر كند.

متأسفانه در آن مقطع زماني كه قدرت در اختيار عمر بودو امام علي(ع) در اوج مظلوميت قرار داشت، امام مجبور شد به چنين ازدواجي تن دهد.

مرحوم محدث قمي در اين خصوص مي نويسد: اصحاب معتقدند كه امام(ع) بعد از دفاع بسيار و امتناع شديد و عذر خواستن به صورت هاي گوناگون مانند اين كه ام كلثوم كودك است و من او را براي برادر زاده ام مهيّا كرده ام، چون با تهديد عمر مواجه شد كه عليه حضرت اقامه شهود كرده [به تهمت دزدي] دستش را قطع خواهد كرد، به ناچار امر دختر را به ابن عباس واگذار كرد و او وي را به عقد عمر در آورد.

دانشمند ارجمند آقاي دكتر جعفر شهيدي در خصوص ازدواج ام كلثوم با محمد بن جعفر مي نويسد: ام كلثوم پس از سال هشتم هجري متولد شد و در سال هفدهم به عمر بن الخطاب شوهر كرد و چون عمر كشته شد، نخست عون و پس از مرك برادرش محمد بن جعفر بن ابي طالب او را به زني گرفت. بيشتر تذكره نويسان نوشتهاند ام كلثوم پس از مرگ و با كشته شدن محمد شوهري اختيار نكرد، اما ابن حزم مي نويسد: عبدالله بن جعفر بن ابي طالب پس از طلاق زينب او را به زني گرفت.


این هم یه جواب دیگه از یکی از سایتها:


پرسش :

اگر خلفاء يعني عمر و غيره دشمن علي ـ عليه السّلام ـ بودند پس چرا عمر را به دامادي قبول كردند و همچنين اسم پسرهايش را به نام آنها گذاشتند؟


پاسخ :

از آنجائي كه بعضي از اهل تسنّن از نقل تاريخي اين ازدواج سوء استفاده كرده، و آن را دليل بر دوستي و صميميت بين عمر و اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ شمرده اند، لازم است مقداري گسترده تر بحث شود.

الف ـ آيا اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ دختري به نام ام كلثوم ـ از فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ داشته يا نه؟

ب ـ اگر چنين مطلبي ثابت شود،‌آيا اسناد و رواياتي به اندازة كافي براي حصول اطمينان وجود دارد؟

ج ـ اگر اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ دختري به اين نام داشته، اثبات آن به نفع خليفه دوم و اهل تسنّن است يا به ضرر آنها؟

د ـ اگرروايات موجود، دروغ و ساختگي باشد، براي زير سؤال بردن چه كساني طراحي شده اند؟

از مجموع روايات شيعه و سني و اسناد تاريخي فقط يك چيز به دست مي آيد و آن اينكه اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ دختري داشته است به نام (زينب) كه كنيه اش(ام كلثوم) بود.[1] و شواهدي هم بر اين مطلب ارائه شده است.
اولاً؛ ممكن است مورّخين اسم و لقب يك شخص را دو تا حساب كرده باشند.[2]
ثانياً؛ هر جا ام كلثوم بدون قرينه گفته شود مراد زينب كبري ـ عليها السّلام ـ است.[3]
ثالثاً؛ در تاريخ و احاديث اسماء مشترك زيادي وجود دارد كه مورّخين براي شناسايي آنها از القاب و كنيه ها و نظاير آن استفاده كرده اند، ولي در اين مورد علامت خاصي براي شناسايي معرفي نشده است و اين موضوع مي تواند بر اطمينان ما، بر وجود تنها يك دختر بيافزايد و يا حداقل ايجاد ترديد مي كند، و با اين ترديد؛ وجود ام كلثوم ثابت نخواهد شد.

علماي بزرگ اهل تسنّن افسانه هاي فراواني در اين باب بافته اند كه اشاره به آنها، مي تواند از عقلاي اهل سنّت، نسبت به علماي خود سلب اعتماد نمايد. مثلاً ابن اثير ـ مورّخ اهل سنت ـ عون بن جعفر را يكي از شوهران ام كلثوم بعد از عمر مي شمارد.[4] در حالي كه خود او در همان كتاب نوشته است: عون بن جعفر در سال 17 هـ .ق در جنگ شوشتر به شهادت رسيد و اين جنگ در زمان عمر بوده است.[5] يعني همان سالي كه عمر با ام كلثوم ازدواج كرده است[6] و سال 23 هـ .ق تاريخ قتل عمر مي باشد.[7]

در صورت قبول اين اقوال بايد بپذيريم كه ام كلثوم در سال 17 هـ .ق هم با عمر ازدواج كرد و هم با عون بن جعفر، و در عين حال عون بن جعفر در همان سال 17 هـ .ق شهيد شده است ازين تناقض گويي هاي اين مورخ كذب اصل مسئله بدست آمد. و اعتماد به اين خيال بافي هاي مورّخين و محدّثين عاقلانه نخواهد بود.

بر فرض قبول ازدواج ام كلثوم با عمر و با در نظر گرفتن كيفيت ازدواج عمر و ام كلثوم كه در كتب اهل سنّت نقل شده، اثبات آن به نفع آنها نخواهد بود، بلكه موجب شرمساري است. زيرا آورده اند كه: اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ ام كلثوم را به خانة عمر فرستاد، عمر كاري كرد كه ماية شرمساري است(فكشف عن ساقها). وقتي ام كلثوم شكايت نزد پدر برد كه چرا مرا پيش اين پيرمرد زشت كردار فرستادي؟ اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ گفت: او شوهر توست!![8]
با در نظر گرفتن اينكه تولد ام كلثوم همزمان با رحلت رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ بوده،[9] در سال 17 هـ .ق، او نهايتاً هفت سال داشته، و عمر پيرمردي 59 ساله بوده و آن جسارت شرم آور را مرتكب شده آيا مي تواند اين كار از افتخارات خليفة دوم و اهل تسنّن باشد؟!

بعد ديگر اين روايات جعلي متوجه شخصيت اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ مي باشد، زيرا مي گويند: مهرية ام كلثوم چهل هزار درهم بوده است[10] كه با رضايت اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ معيّن شده بود. معناي اين سخن اين است كه حضرت به خاطر بعضي مطامع دنيوي از مهر السنة تجاوز كرده است. يا طبق روايت قبلي كه بيان شد اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ بدون آگاهي قبلي و به جبر، ام كلثوم 7 ساله را به خانة دامادي 59 ساله، آن هم بدون عقد شرعي ـ و اينكه او در آينده شوهر تو خواهد بود ـ فرستاده است!
با توجه به مسائل فوق ـ كه همه از منابع اهل سنت ذكر شد ـ به نفع اهل تسنّن خواهد بود، كه اين ازدواج را مورد انكار قرار داده و از پيامدهاي ننگين آن، خود را رهايي دهند.
در نامگذاري فرزندان، هر سه فرزند زهراي اطهر ـ عليها السّلام ـ توسط رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ نامگذاري شده اند. ولي در مورد ساير فرزندان اگر چنين اسم هايي داشته اند مي توانيم امور زير را در جواب مطرح نمائيم:

اولاً؛ چه بسا اين اسامي،‌ به عنوان كنيه بوده اند.

ثانياً؛ چه بسا كه براي حفظ جان بوده است.

ثالثاً؛ ناميده شدن فرزندان يا حتي اصحاب به نام دشمنان اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ ، نشان از دوست داشتن آنها نبوده است.

رابعاً؛ و چه بسا كثرت و شهرت آن نام ها اقتضاء كند كه اشخاص بر فرزندانشان بگذارند.


بنابراين؛ با درنظر گرفتن شواهد و جريانات تاريخي وموقعيت زماني، مي توان به اين مهم پي برد كه نام گذاري فرزندان يا اشخاص به نام خاصي(چنانچه در تاريخ نمونه هايي زيادي داريم) نشان از دوست داشتن آنان نمي باشد، چه بسا كه افراد با اسامي نيكو، اعمال زشتي مرتكب مي شوند كه روي دشمنان اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ را سفيد مي كنند.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. اعيان الشيعه، ج 1، سيد محسن امين عاملي.
2. ارشاد، ج 1، شيخ مفيد.
3. مرقد العقيله، محمد حسنين السابقي.
4. تاريخ الاسلام، ج 3، ذهبي.
5. راهبرد اهل سنت به مسألة امامت، علامه محمد علي كرمانشاهي.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . شهيد ثاني(شيعه)، الرعايه في علم الدراية، قم، نشر مكتبة آية الله مرعشي، ‌1413 هـ .ق، ص 68 ـ 66، المستصفي من علم الاصول، محمد غزالي (سنّي)، بيروت، نشر دارالفكر، ج1، ص134.
[2] . عاملي، سيد محسن امين، اعيان الشيعه، بيروت، نشر دارالتعارف، 1406 هـ .ق، ج1، ص326.
[3] . السابقي، محمد حسنين، مرقد العقيله، بيروت، نشر مؤسسة الاعلمي للمطبوعات، 1399 هـ .ق، ص57.
[4] . ابن اثير، اسد الغابه، بيروت، نشر داراحياء التراث العربي، ج5، ص615.
[5] . همان، ج4، ص 157.
[6] . ابن اثير، الكامل في التاريخ، بيروت، نشر دار صادر، 1399 هـ .ق، ج2، ص537.
[7] . اسد الغابه، ج 4، ص 77.
[8] . ابن عاصم النمري، الاستيعاب، بيروت، نشر دار احياء التراث العربي، ‌1328 هـ .ق، ج4، ص491 و 492‌.
[9] . همان، ج 4، ص 490.
[10] . ابن حجر عقلاني، الاصابه، بيروت، نشر دار احياء التراث العربي، 1328 هـ .ق، ج4، ص 492.ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

و این هم یه پاسخ دیگه:

امّا در مقام برّرسى و تحقيق ازدواج امّ كلثوم (عليها السّلام) دختر حضرت اميرالمؤمنين عليه السّلام با عمر بن خطّاب، بايد گفت:
اين قضيّه از دو جهت بايد مورد بررسى و دقّت قرار گيرد:
1 ـ از جهت روايات شيعه.
2 ـ از جهت روايات مخالفين.

اما آنچه از نظر روايات معتبر شيعه به دست مى آيد، كه مجموعاً سه روايت است(2) اين است كه:
عمر بن خطّاب از اميرالمؤمنين عليه السّلام، دختر كوچكترشان سيّده جليله امّ كلثوم را خواستگارى نمود، حضرت از راه اينكه اين دختر كم سنّ است و آمادگى براى ازدواج ندارد به او جواب ردّ دادند، پس از مدّت زمانى، عمر، عبّاس عموى رسول خدا را ملاقات نموده و از او پرسيد: آيا عيب و عارى در من سراغ دارى؟!! عبّاس در جواب گفت: مگر چه اتّفاقى افتاده ـ و مرادت از اين سؤال چيست ـ؟ عمر گفت: از فرزند برادرت ـ يعنى اميرالمؤمنين عليه السّلام ـ دخترش را خواستگارى نمودم ولى جواب ردّ به من داده است، پس از آن عمر در مقام تهديد عبّاس (بلكه تهديد اميرالمؤمنين عليه السّلام و بنى هاشم) اضافه كرد: بخدا قسم چاه زمزم را پر كرده، و آثار جلالت و عظمت بنى هاشم را (در مكّه و مدينه) از بين مى برم، و نيز دو نفر شاهد بر عليه اميرالمؤمنين عليه السّلام مبنى بر اينكه دزدى كرده اقامه مى نمايم، و بدنبال آن، حدّ سارق را بر او جارى مى نمايم.
عبّاس نزد اميرالمؤمنين عليه السّلام آمده و آنچه بين او و عمر گذشته بود به عرض آن حضرت رساند، وى از آن بزرگوار درخواست نمود كه تصميم گيرى درباره اين ازدواج را آن حضرت به او واگذار نمايد، اميرالمؤمنين نيز به تقاضاى عمويشان پاسخ مثبت دادند، پس از آن عبّاس، ام كلثوم را به عقد عمر درآورد، و پس از آنكه عمر مقتول گرديد، اميرالمؤمنين عليه السّلام آن مخدّره را به خانه خودشان انتقال دادند.
و از امام صادق عليه السّلام در ارتباط با اين ازدواج سؤال شد، حضرت فرمودند: مخدّره اى را از ما غصب كردند(3)!!
آنچه از روايات شيعه ـ كه از نظر سند قابل مناقشه نيست ـ برمى آيد، چيزى بيش از اينكه بيان گرديد نمى باشد.
قبل از ورود در برّرسى روايات مخالفين تذكّر يك نكته ضرورى است و آن اينكه:
شرح قضيّه تزويج سيّده ام كلثوم نه در صحيح بخارى و نه صحيح مسلم و نه ساير صحاح ششگانه موجود است، و نيز در اكثر قريب به اتّفاق مسانيد و معاجم مشهور و معتبر عامّه، اثرى از كيفيّت اين واقعه يافت نمى شود. و جدّاً جاى دقّت و توجّه است كه: واقعه اى كه اينچنين براى آنها در تثبيت خلافت امامانشان مؤثّر است، چگونه از روايت تفصيل آن غفلت كرده اند، و اساساً آيا غفلت يا تغافل در نقل چنين امرى با اين همه اهميّت جا دارد؟خير، بلكه معلوم مى شود اصل واقعه چندان پايه و اساسى ندارد، و الاّ واقعه تزويج حضرت دختر خويش را به عمر ـ آنهم با كمال ميل و رغبت ـ واقعه اى نيست كه اگر آنان بتوانند وقوع آن را اثبات كنند، به اين آسانى از آن بگذرند، ولو اينكه در نظر ما شيعيان، اثبات امر امامت و خلافت با آن رفعت و جلالتى كه دارد، با چنين امورى حتّى اگر وقوعش مسلّم باشد (تا چه رسد به اينكه اصل وقوع، هنوز مورد ابهام است) آب در هاون كوفتن و خطّ بر آب نقش كردن است.
پس از تذكّر اين نكته، در مقام برّرسى روايات وارده در كتب فريقين چنين گفته مى شود:
اهل خلاف، اين واقعه را در كتابهايشان از دو طريق نقل كرده اند:
1 ـ طريق اهلبيت عليهم السّلام(4).
2 ـ طريق غير اهلبيت عليهم السّلام(5).
و آنچه قابل توجّه است اينكه: بزرگان اهل جرح و تعديل از اعلام و محقّقين عامّه، روايات وارده از هر دو طريق را تضعيف كرده اند و هيچيك را قابل اعتناء ندانسته اند!! علاوه اينكه محتواى اين روايات از اضطراب عجيبى برخوردار است كه خود اين اضطراب متن از اسباب تضعيف حديث نزد محقّقين است.
نتيجه سخن اينكه:

اوّلاً: در ميان كتب اهل سنّت، كتبى كه از اعتبار خاصّى برخوردارند (مانند صحاح و اكثر قريب به اتّفاق مسانيد و معاجم) نام و نشانى از وقوع اين تزويج با ميل يا رضايت حضرت امير عليه السّلام در آنها يافت نمى شود.

ثانياً: در ساير كتابهايشان كه اين واقعه را از دو طريق (طريق اهلبيت، و طريق غير ايشان) نقل كرده اند، حديثى كه خودشان اتّفاق بر صحّت سند آن داشته باشند موجود نيست.

ثالثاً: متن روايات موجود (صرف نظر از نِقاش سندى) از اضطرابى عجيب در ذكر جوانب مختلف واقعه برخوردار است(6)، و محقّقين حديث شناس، رواياتى را كه اضطراب متن در آنها به مراتب كمتر از آنست كه در روايات اين واقعه به چشم مى خورد از حيّزِ اعتبار ساقط كرده و تضعيف مى نمايند.

مبنى بر آنچه گذشت چنين گفته مى شود:
پس از آنكه نقل قابل اعتنايى از مخالفين به دست نيامد، بنا بر ظاهر روايات شيعه ـ در صورتيكه اصل واقعه را انكار نكنيم، و روايات وارده را نيز از ظاهرش كه دلالت بر وقوع واقعه مى نمايد منصرف ننمائيم، كه البته خود اين دو مطلب نيز جاى بحث و تحقيق عميقى دارد ـ نهايت آنچه كه امكان دارد به آن ملتزم شويم اين است كه:

اميرالمؤمنين عليه السّلام با مراجعات مكرّر و پافشارى و اصرار بسيار زياد عمر بن خطّاب (كه در روايات مخالفين نيز كاملاً مشهود است) و پس از ردّ و انكارها و اعتذارهاى مختلف از جانب آن حضرت، و بالاخره تهديدهاى گوناگون از ناحيه عمر و واسطه قرار دادن عمر، عقيل و عبّاس را، (كه مدارك عامّه، با صراحت حاكى از تمام اين امور است) در شرائطى ناهنجار و بدون رضايت قلبى، امر تزويج ام كلثوم را به عمويشان عبّاس واگذار فرمودند، عمو نيز پس از اجراء عقد، آن علويّه جليله را به خانه عمر برده، و بعد از مدّتى كوتاه، قتل خليفه واقع گرديد و اميرالمؤمنين عليه السّلام، دخترشان را به منزل خودشان برگرداندند.


كدامين عاقل كه از ذرّه اى انصاف بهره مند باشد، واقعه اى كه مشتمل بر چنين خصوصيّاتى مى باشد را دليل بر وجود ارتباطات به اصطلاح حسنه بين اميرالمؤمنين و عمر بن خطّاب مى داند، كه در نتيجه از اين راه بخواهد تصحيح خلافت او را بنمايد، و همچنانكه مكرّر گفته شد، بعد از اثبات مدّعاى شيعه با دلائل متقن و غير قابل خدشه، مبنى بر اينكه حقّ تعيين امام و خليفه و جانشين رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم، حقّ انحصارى خداوند متعال مى باشد، و بندگان را در اين زمينه هيچگونه حقّى نيست، جائى براى استدلال به اين گونه وقايع (بر فرض وقوع، و اينكه حتّى وقوعش با رضايت انجام گرفته باشد) براى اثبات مقام منيع امامت براى غير امام حقّ و غير منتخب خداوند متعال نمى ماند.
امّا وقوع مضاجعت، ولادت فرزندانى از اين مخدّره براى عمر، و فرستادن اميرالمؤمنين عليه السّلام آن مخدّره را براى عمر در حاليكه آرايش و زينت كرده باشد!!، برانداز كردن خليفه آن مكرّمه را!! و ساير مطالب واهى و بى اساس كه در متون روايات اهل خلاف موجود است تمامى كذب و افتراء و جعل و وضع بوده، و فاقد كوچكترين ارزشى مى باشد.
و ظاهر اظهارات خليفه حاكى از اين است كه منشأ اصرار زيادش براى تحقّق اين ازدواج، روايتى است كه رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم فرموده اند: هر حسب و نسبى روز قيامت منقطع است الاّ حسب و نسب من(7)، و بنا به ادّعاء خودش مى خواهد با انتساب به فاطمه زهراء عليها السّلام، انتساب به رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم پيدا كند، تا روز قيامت از اين انتساب انتفاع ببرد.ولكن


قضيّه ايكه هم اكنون از نظرتان مى گذرد، وجود غرضى ديگر را در اصرار جهت انجام اين ازدواج تقويت مى كند:
محمّد بن ادريس شافعى مى گويد: چون حجّاج بن يوسف ثقفى، دختر عبدالله بن جعفر را به ازدواج خود درآورد، خالد بن يزيد بن معاويه به عبدالملك مروان گفت: آيا در امر اين ازدواج، حجّاج را به حال خود گذاشتى؟ عبدالملك در جواب خالد گفت: آرى، مگر مشكلى در ميان است؟ خالد گفت: بخدا قسم اين كار منشأ بزرگترين مشكلات است، عبدالملك گفت: چگونه و به چه سببى؟ خالد گفت: بخدا اى خليفه، از زمانيكه رَمْله دختر زبير را به ازدواج درآورده ام، تمام كينه ها و عداوتى كه نسبت به زبير داشتم از دلم بيرون رفته است، انگار عبدالملك خواب بود و با اين كلام بيدار گشت و فوراً به حجّاج نوشت: دختر عبدالله را طلاق بگو، و حجّاج نيز امتثال امر خليفه وقت را نمود(Cool.
و البتّه طبع مصاهرت و ايجاد فاميلى همين است كه منشأ از بين بردن عداوتها و كدورتهاى گذشته خواهد شد، و يا لااقلّ آنها را تعديل مى نمايد، و اين مطلب منافات با اغراض سوء بنى اميّه داشت كه درصدد بودند به هر وسيله ممكنى بغض بنى هاشم را در دلها (وبخصوص دلهاى عمّالشان) بپرورانند.
و عمر بن خطّاب را جز اين در سر نبود كه شايد از طريق اين فاميلى با بنى هاشم و بالخصوص بيت اميرالمؤمنين عليه السّلام، بتواند مسير فكرى جامعه مسلمين را نسبت به قضاياى سقيفه و آنچه كه از طرف او و هوادارانش بر سر فاطمه زهراء عليها السّلام آمده بود منحرف سازد.

(2) فروع كافى: ج5/346 و ج6/115.
(3) شايان ذكر است كه: عدّه اى از قدماء بزرگان شيعه مانند شيخ مفيد (عليه الرّحمة) و سيّد مرتضى (عليه الرّحمة) اصل واقعه تزويج و حتّى مجرّد اجراء عقد را انكار كرده اند، و عدّه كثيرى از بزرگان شيعه ظهور روايات وارده را در وقوع حتّى صيغه عقد با ادلّه اى عقلى و شواهدى از نقل از كار انداخته اند.
(4) تهذيب التهذيب: ج1/44، ج11/382، ج4/106.
(5) الطّبقات الكبرى: ج8/462، المستدرك: ج3/142، السّنن الكبرى: ج7/63 و114، تاريخ بغداد: 6/182، الاستيعاب: ج4/1954، اسد الغابة: 5/614، الذّريّة الطّاهرة: 157 ـ 165، مجمع الزّوائد: ج4/499، المصنّف صنعانى: 10354.
(6) الطّبقات الكبرى: ج8/463، چاپ بيروت، الاصابة: ج4/جزء 8/275، رقم 1473، دارالكتب العلميّة ـ بيروت، البداية والنّهاية: ج5/330، داراحياء التراث العربى ـ بيروت، انساب الاشراف: ج2/412، دارالفكر ـ بيروت، المستدرك: ج3/142 دارالمعرفة ـ بيروت.
(7) الطّبقات الكبرى: ج8/463، چاپ بيروت.
(Cool مختصر تاريخ دمشق: ج6/205.


این مطلب آخرین بار توسط alma7070 در چهار‌شنبه 9 مرداد 1387 - 12:35 ، و در مجموع 2 بار ویرایش شده است.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
تشکرها از این تاپیک
alma7070 از این تاپیک تشکر میکنم 
montazer313
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 27 اردیبهشت 1386
پست: 220


امتیاز: 1865
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 26 آبان 1386 - 08:21    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

در این خصوص مشاهده ی این لینک هم خالی از لطف نیست:

http://www.sayedati.blogfa.com/post-13.aspx

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.10 ثانیه