راه حل هاي مسألهى فلسطين
راه حل مسألهى فلسطين، راه حلهاى تحميلى و دروغين نيست. تنها راه حل مسألهى فلسطين اين است كه مردم واقعى فلسطين - نه مهاجران غاصب و اشغالگر - چه آنهايى كه در داخل فلسطين ماندند، چه آنهايى كه در بيرون فلسطين هستند، خود نظام حاكم بر كشورشان را تعيين كنند. اگر اتكاء به آراء يك ملّت از نظر مدعيان دمكراسى در دنيا حرف راستى است، ملّت فلسطين هم يك ملّت است و بايد تصميم بگيرد. رژيم غاصبى كه امروز در سرزمين فلسطين بر سر كار است، هيچ حقّى بر اين سرزمين ندارد؛ يك رژيم جعلى، دروغين و ساختهى دست قدرتهاى ظالم است؛ بنابراين از مردم فلسطين نبايد بخواهند اين رژيم را به رسميت بشناسند.
اگر كسى در دنياى اسلام اين اشتباه را بكند و اين رژيم ظالم را به رسميت بشناسد، علاوه بر اينكه براى خود روسياهى و ننگ به وجود خواهد آورد، كار بىفايدهيى هم كرده است؛ چون اين رژيم قابل دوام نيست. صهيونيستها خيال مىكنند توانستهاند بر فلسطين مسلط شوند و تا ابد فلسطين متعلق به آنهاست؛ نخير، اينطور نيست. سرنوشت فلسطين اين است كه قطعاً يك روز كشور فلسطين خواهد شد. ملّت فلسطين در اين راه قيام كردهاند.
وظيفهى ملّتها و دولتهاى مسلمان اين است كه اين فاصله را هر چه بيشتر كم كنند و كارى كنند كه ملّت فلسطين به آن روز برسند.
در اجتماع زايران حرم امام خمينى(ره) 14/3/1381
-----------------------------------------------
اما براى اين مسأله راه حل منطقى وجود دارد. راه حل منطقى يك راه حلى است كه همهى وجدانهاى بيدار دنيا و همهى كسانى كه به مفاهيم امروز دنيا معتقدند، ناچارند آن را قبول كنند و آن اين است كه ما يك سال و نيم قبل هم اين راه حل را گفتيم و دولت جمهورى اسلامى بارها در مجامع و در مذاكرات بينالدولى اين را تكرار كرده است. الان هم ما همان را مىگوييم و بر آن هم اصرار مىورزيم؛ راه حل نظرخواهى از خود مردم فلسطين؛ همهى كسانى كه از فلسطين آواره شدهاند - البته آنهايى كه مايلند به سرزمين فلسطين و به خانهى خودشان برگردند - اين يك امر منطقى است.
اين كسانى كه در لبنان و در اردن و در كويت و در مصر و دربقيهى كشورهاى عربى سرگردانند، اينها به كشور و به خانهى خودشان، به فلسطين خودشان برگردند؛ آنهايى كه مايلند؛ نمىگوييم كسى را به زور بياورند. و آن كسانى كه قبل از 1948 - كه تشكيل دولت جعلى اسرائيل است - در فلسطين بودهاند - چه مسلمانشان، چه مسيحىشان، چه يهودىشان - از اينها نظرخواهى بشود. اينها در يك نظرخواهى عمومى، رژيم حاكم بر سرزمين فلسطين را تعيين كنند؛ اين دموكراسى است. چطور براى همهى دنيا دموكراسى خوب است، براى مردم فلسطين دموكراسى خوب نيست؟! چطور همهى مردم دنيا حقّ دارند كه در سرنوشت خود دخالت كنند، اما مردم فلسطين حقّ ندارند؟! هيچ كس شك ندارد رژيمى كه امروز در فلسطين سركار است، يك رژيمى است كه با زور، با حيله و ترفند و با فشار روى كار آمده است؛ در اين كسى شك ندارد. صهيونيستها با مسالمت نيامدهاند؛ مقدارى با حيله و ترفند، و مقدارى با زور سلاح و فشار سركار آمدند ؛ لذا يك رژيم تحميلى است. خيلى خوب، مردم فلسطين جمع بشوند، رأى بدهند، نوع رژيمى را كه در اين كشور بايد حاكم باشد، آن را انتخاب كنند؛ آن رژيم، آن دولت، تشكيل بشود، دربارهى آن كسانى كه بعد از 1948 به سرزمين فلسطين آمدهاند، تصميمگيرى كند؛ هر چه تصميم گرفت. اگر تصميم گرفت بمانند، پس بمانند، اگر هم تصميم گرفت بروند، پس بروند.
اين، هم آراء مردم است، هم دموكراسى است، هم حقوق بشر است، هم منطبق با منطق فعلى دنياست. اين راه حل. خب اين راه حل بايد اجرا بشود. غاصب كه با زبان خوش اين راه حل را قبول نمىكند، اين جاست كه همهى اطراف قضيه بايد خودشان را مسؤول بدانند؛ هم دولتهاى عربى، هم دولتهاى اسلامى، هم ملّتهاى مسلمان در همهى دنيا، هم بخصوص خود ملّت فلسطين و هم مجامع جهانى؛ هركدام مسؤوليتى دارند، كه اصرار بورزند اين راه حل منطقى بايد تحقّق پيدا كند و مىشود تحقّق پيدا كند؛ بعضيها نگويند آقا! چنين چيزى خواب و خيال است، ممكن نيست؛ نخير! مىشود. كشورهاى درياى بالتيك بعد از بيش از چهل سال كه جزو شوروى سابق بودند، برگشتند و مستقل شدند. كشورهاى قفقاز بعضى در حدود صد سال قبل از اينكه شوروى تشكيل بشود در اختيار روسيه تزارى بودند، بعد برگشتند و مستقل شدند؛ الان قزاقستان، آذربايجان، گرجستان و بقيه، مستقلند؛ خودشان هستند. پس اين ممكن است. اين جور نيست كه اين يك چيز نشدنى باشد؛ نخير، شدنى است. منتها اراده و عزم لازم دارد، جرأت و دليرى لازم دارد؛ كى بايد دليرى به خرج بدهد؟ ملّتها يا دولتها؟ ملّتها دليرند، ملّتها نمىترسند؛ ملّتها نشان دادهاند كه آمادهاند.
خطبههاى نماز جمعهى تهران 16/1/1381