کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 10 مرداد ماه ، 1389
 
 
به سوی ظهور: تالار گفتمان

 
به سوی ظهور :: نمايش موضوعات - لسان الغیب حافظ شیرازی

`

لسان الغیب حافظ شیرازی

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   به سوی ظهور صفحه اول انجمن -> شعرا و ادبای کلاسیک

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

modir
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
3 مهر ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 38
امتياز: 3857
تشکر کرده: 8
تشکر شده 3 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 7 مهر ماه ، 1388 09:39:51    موضوع مطلب: لسان الغیب حافظ شیرازی پاسخ همراه با اعلان




هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد
خداش در همه حال از بلا نگه دارد

حديث دوست نگويم مگر به حضرت دوست
که آشنا سخن آشنا نگه دارد

دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای
فرشته‌ات به دو دست دعا نگه دارد

گرت هواست که معشوق نگسلد پيمان
نگاه دار سر رشته تا نگه دارد

صبا بر آن سر زلف ار دل مرا بينی
ز روی لطف بگويش که جا نگه دارد

چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفت
ز دست بنده چه خيزد خدا نگه دارد

سر و زر و دل و جانم فدای آن ياری
که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد

غبار راه راهگذارت کجاست تا حافظ
به يادگار نسيم صبا نگه دارد

_________________
*** پرستش به مستیست در کیش مهر ***
*** برون اند زین حلقه هوشیارها ***

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از modir تشکر کرده اند mehraneh_85

mehraneh_85
مبتدی

وضعيت: آفلاين
29 مهر ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 46
امتياز: 890
تشکر کرده: 3
تشکر شده 5 بار در 5 پست


ارسالارسال شده در: دوشنبه، 4 آبان ماه ، 1388 09:28:58    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

    صلاح کار کجا و من خراب کجا / ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
    دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس / کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا
    چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را / سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا
    ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد / چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا
    چو کحل بینش ما خاک آستان شماست / کجا رویم بفرما از این جناب کجا
    مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است/ کجا همی‌روی ای دل بدین شتاب کجا
    بشد که یاد خوشش باد روزگار وصال / خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا
    قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست / قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از mehraneh_85 تشکر کرده اند modir

mehraneh_85
مبتدی

وضعيت: آفلاين
29 مهر ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 46
امتياز: 890
تشکر کرده: 3
تشکر شده 5 بار در 5 پست


ارسالارسال شده در: دوشنبه، 4 آبان ماه ، 1388 09:31:10    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت
سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت
آشنایی نه غریب است که دلسوز من است چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت
خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد خانه عقل مرا آتش میخانه بسوخت
چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست همچو لاله جگرم بی می و خمخانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت
ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از mehraneh_85 تشکر کرده اند modir
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   به سوی ظهور صفحه اول انجمن -> شعرا و ادبای کلاسیک

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
صفحه اصلي |  جستجو |  دريافت فايل |  آرشيو اخبار |  تماس با ما



  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir

www.mashhadteam.ir