|
تاریخ: سهشنبه 8 خرداد 1386 - 16:13 عنوان: چرا ادعا مى كنيد دموكراسى با دين |
|
|
چرا ادعا مى كنيد دموكراسى با دين ناسازگار است؟
براى ورود به هر بحث، در ابتدا بايد مفردات آن بخوبى روشن شود. واژه دموكراسى ـ كه از آن به «مردم سالارى» نيز تعبير مىشود ـ همچون واژه آزادى، توسعه، جامعه مدنى و... تعريف روشنى ندارد و مفهومى شناور و لغزنده را تداعى مىكند. بايد مقصود خود را از دموكراسى مشخص كنيم و به تعريف مشتركى از آن دست يابيم، سپس آن را با دين بسنجيم، تا به نتيجه درستى برسيم.
اگر مراد از دموكراسى آن باشد كه هر قانونى را مردم وضع كردند، معتبر و لازم الاجراست و بايد محترم شناخته شود، چنين مفهومى قطعاً با دين سازگار نيست. زيرا از نظر دين حق حاكميت و تشريع مختص به خداست; «إِنِ الْحُكْمُ اِلاّ لِلّهِ».([1]) فقط خداست كه همه مصالح و مفاسد انسان و جامعه را مى شناسد و حق قانونگذارى و تصميم گيرى براى انسان را دارد و انسانها بايد در مقابل امر و نهى الهى و قوانين دينى، فقط پيرو و فرمانبردار بى چون و چرا باشند. زيرا عبوديت خداوند، عاليترين درجه كمال است و اطاعت از فرامين الهى سعادت آدمى را تأمين مى نمايد. بنابراين دموكراسى و مردم سالارى اگر به معناى ارزش رأى مردم در مقابل حكم خداوند باشد، هيچ اعتبارى ندارد، زيرا آنچه بايد در مقابل آن خاضع و مطيع باشيم، فرمان خداست نه رأى مردم.
بنابراين، اگر مردم كشورى در وضعيتى خاص بر امر نامشروعى توافق نمايند و رأى دهند ـ چنان كه در برخى از كشورهاى غربى اين گونه است ـ در چنين موقعيتى قطعاً فرمان دين مقدّم است، زيرا حكم خدا بر تشخيص مردم رجحان دارد. اگر رأى مردم را بر حكم خدا ترجيح دهيم، عملاً خدا را نپرستيده ايم و تابع فرمان او نبوده ايم و ربوبيّت تشريعى خداوند را زير پا گذاشته ايم، كه اين عمل با توحيد منافات دارد.
دموكراسى غربى به معناى بى نيازى از احكام دين و بسنده كردن به آراى جمعى است، و اين دقيقاً سرپيچى ازاطاعت پروردگار به شمار مى آيد. اهميّت دادن به رأى مردم در مقابل حكم الهى، روگرداندن از توحيد و پذيرش شرك جديد دنياى معاصر است، كه بايد با اين بت پرستى جديد مبارزه شود.
معناي مورد قبول از دموكراسي
اگر منظور از دموكراسى اين باشد كه مردم در چارچوب احكام الهى و قوانين شرعى در سرنوشت خود مؤثر باشند، چنين تعبيرى با دين مخالفت ندارد. در قانون اساسى اين معنا ـ بروشنى ـ تأييد شده و مقصود امام امت كه فرمودند: ميزان رأى مردم است، بدون ترديد همين بوده است; نه آنكه هر چه مردم خواستند ـ حتّى اگر مخالفت حكم خدا باشد ـ ارزش و اعتبار دارد. ميزان، رأى مردم است تا زمانى كه از قوانين الهى خارج نشود و با مبانى شرع مخالفتى نداشته باشد; در غير اين صورت، رأى مردم ارزشى ندارد.
آيه شريفه «وَاَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ»([2]) به اين معنا نيست كه مردم در همه چيز مىتوانند نظر بدهند و حلال و حرام خدا را با شور و گفتگو تغيير دهند; بلكه طبق آيه شريفه «وَما كانَ لِمُؤْمِن وَلامُؤْمِنَة اِذا قَضى اللّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً اَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ اَمْرِهِمْ»([3]) در احكامى كه از سوى خدا و پيغمبر صادر شده است، مؤمنان هيچ اختيارى در دخل و تصرف ندارند.
________________________________________
[1]ـ يوسف; 67: حاكميت فقط از آن خداست.
[2]ـ شورى: 38; مؤمنان كارشان را با مشورت يكديگر انجام مىدهند.
[3]ـ احزاب: 36; هيچ مرد وزن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند، با آن مخالفت نمايد.
منبع: کتاب پرسش ها و پاسخ ها /استاد آیت الله مصباح یزدی
برای دیدن این کتاب و کتاب های دیگر ازین استاد ارزشمند (حفظه الله) که به حق دریایی از حکمت هستند می تونید به سایت زیر مراجعه کنید:
http://www.mesbahyazdi.org/farsi/ |
|