Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

به سوی ظهور: انجمنهای گفتگو

MySite.com :: مشاهده موضوع - *.........ولایت آخرالزمانی............*
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست MySite.com » انتظار و منتظر

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
*.........ولایت آخرالزمانی............*
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
zohoor
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 2 اردیبهشت 1387
پست: 51
محل سکونت: هرجاکه مادر(س) باشد blank.gif


امتیاز: 510
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 16 اردیبهشت 1387 - 06:08    عنوان:  *.........ولایت آخرالزمانی............* پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

بسم الله الرحمن الرحيم

ولایت آخرالزمانی

بهترين مفهومي که مي توان از ولايت برداشت کرد باتوجه به آيات 32تا 45 سوره کهف[1] يعني بهترين ثمره و بهترين سرانجام اين صفت به صورت بالفعل است و زماني که کلمه قدرت به آن اصابت مي کند ولايت را به حرکت در مي آورد و در ولايت حرکت ايجاد مي کند لذا بهترين پاداش و بهترين سرانجام به صورت رساندن به بهترين پاداش و رساندن به بهترين سرانجام نموده پيدا مي کند . حال بهترين معنايي که مي شود براي ولايت بعد از حر کت مطرح کرد قافله سالاري است[2] که قافله سالاري يا بر افراد مثبت واقع مي شود يا بر افراد منفي[3] که ولايت الله قافله سالاري مثبت است و ولايت شيطان قافله سالاري منفي است [4]و خداوند مي فرمايد ما شيطان را سرپرست کساني قرارداديم که ايمان نمي آورند و بهترين ثواب براي کفار عذاب و بهترين سرانجام براي آنها کشته شدن در حوالي ظهوراست .
بهترين سرانجام براي مومنين ظهور مولايمان امام زمان (عج) و متنعم شدن در حکومت حقه امام
زمان (عج) است .[5]

• ولايت خدا :

طبق بسياري از آيات ولايت فقط از آن خداست [6]و خداوند ولي تمام انسانها است [7]، همه مخلوقات مشمول ولايت خدا هستند هيچ کس از ولايت خدا خارج نيست
• ولايت اهل بيت (ع)
خداوند اهل بيت (ع) را ولي قرار مي دهد[8] ولي خدا در ولايتش شريک خدا نيست مجراي ولايت الله است و اهل بيت (ع) دنيا را باوجه ولاييشان اداره يا دقيق تر بگوئيم نظام داري مي کند .
• ولايت در عوالم

ولايت مانند بسياري از مقولات ديگر مسير عوالمي نشئاتي [9]دارد،حال ميخواهيم از مسير عوالمي حرکت کنيم، کلمات ميخواهند طبقات بزنند ودر اعماق عالم بيايند اولين چيزي که احساس نياز ميشود اين است که نکند اين حرکت به سردرگمي ،گمراهي وگيجي کشيده شود براي همين مقوله اي به نام ولايت مطرح ميشود وتمام کلمات توسط صفت ولايت قافله سالاري ميشود تا به طبقات اعماق بيايند وبراي اينکه رشدکنند اتصالشان به ولايت را مواظبت کنند بايد با شيئي ،با يک صفتي بچسبند به ولايت،اعتصام پيدا کنند به اين حبل الهي که از ميانه عالم کشيده شده .حبل الله ولايت از فضاي کلماتي کشيده شده، در اعماق عالم ميايد وبه انتهاي نشئات مي رود به لحاظ اينکه يک مسيري راتشکيل مي دهد در طبقات عالم به آن گفته مي شود صراط المستقيم حال بايد با يک صفتي با يک فعلي به ولايت چسبيد خود را برولايت نگه داشت ؛عقل صفتي است که اين کار را انجام ميدهد .عقل صفتي است که انسان را به سمت ولايت بکشاند وبر ولايت قرار دهد نه صفتي که انسان را بر ولايت حرکت دهد ،حرکت دادن توسط خود ولايت انجام مي شود .ما بايد سعي کنيم که فقط به ولايت بچسبيم (واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا)[10]ومنظور از اين آيه ولايت اميرالمومنين(ع) است تا حدي که متفرق نشويم وتا حدي که حبل الله را رها نکنيم اگر در حديث داريم که الَعَقلُ ماعُبِدبه الرَحمانِ واکتَسَبَ به الجَنان[11] فقط از صراط ولايت که درون جهنم است مي شود به بهشت رسيد پس عقل به وسيله ولايت ميتواند اين صفت را بوجود آورد
هنگامي که ولايت به طبقات مياني عالم ميرسد دو نوع مي شود يک نوع از ولايت فقط مختص مومنين است[12] ويک نوع ولايت فقط مختص کفار [13]
ولايت در ملکوت به صورت نوري است که به سوي انتهاي نشئات حرکت دارد و به خاطر حرکت به سوي نشئات به سمت مرزهاي برزخ آمده است
در برزخ ولايت درقالب افراد،افراد مومن ومتقي ودر قالب اشياء که اعمال آن متقين ومومنين به صورت باغهايي در پيرامونشان نمود دارد [14]
صراط المستقيم دربرزخ در افرادي که دنبال حرکت به سوي ظهور هستند نمود دارد صراط در برزخ ديده نمي شود اما به صورت کلام و رفتار افراد ظاهر ميشود

• ولايت در دنيا

در دنيا يافتن صراط به لحاظ کمتر بودن نور سخت است وبه وسيله وحي بايد فهميد که صراط چيست و يا صراط کيست ، وحي از طريق رسول الله نازل شد و ما به وحي نازل شده بر ايشان ايمان داريم ، پي مي بريم صراط، وجود مقدس علي بن ابي طالب است و يازده فرزند ايشان [15]هرکس در ولايت اين بزرگواران قرار بگيرد ، نه وصل به ولايت و نه بر ولايت بلکه هرکس در ولايت ايشان قرار بگيرد در آن صورت بر صراط است .

• در دنيا
1
- ولايت بيشتر به صورت هدايت نمود دارد طبق آيه 62 سوره يونس[16] اولياء خدا نه ترس دارند و نه غمگين مي شود و طبق آيه 38 سوره بقره[17] هرکس از هدايت تبعيت کند هيچ ترسي و اندوهي ندارد .
پس در دنيا ولايت به صورت هدايت است که بايد از آن تبعيت کرد
2- به صورت آيه 71 سوره توبه[18] نمود امر به معروف و نهي از منکر ، اقامه نماز ، ايتاء زکات و اطاعت از خدا و رسول که بهترين معروف دعوت به ولايت اهل بيت (ع) و بدترين منکري که انسان بايد خودش و جامعه اش رااز آن نهي کند دوري از ولايت اهل بيت (ع) است .

• مسير صراط در نشئات

طبق آيات قران صراط المستقيم مسير صحيحي است که يکي است وچند تا نيست داراي سيري است که ازعوالم به پايين مي آيد وبه سمت نشئات امتداد دارد .در حوالي آخرالزمان صراط به اعماق مي رسد ،اين صراط بايد در دنيا باشد ديگر بايد به سمت ظهور حرکت کند بايد يک مسير داشته باشد وبقيه مسيرها بايد سد شود ؛کاري که حضرت رسول الله در مسجد در صدر اسلام انجام دادند (وسدد الابواب الا بابه )[19]و آن در به سوي خانه اميرالمومنين علي (ع)است که اگر کسي بخواهد يک مقداراز صراط خارج شود يا جزء(مغضوب عليهم )ويا جزء(والضالين)مي شود.
خداوند در سوره حجر آيه 41[20] مي فرمايد :قال هذا صراط علي مستقيم خداوند يک چيزي در عمق عالم قرار داده است که اگر انسان به آن مقيد باشد ولو در تاريکي هاي عمق عالم وميان اغوائات وهمزات شياطين باشد به هدف مي رسد ومي تواند راهش را پيدا کند ،خب آن چيز چيست ؟ در حديث داريم که صراط المستقيم ولايت امير المومنين (ع)[21]است . ولايت اميرالمومنين(ع) يعني اين که ما حرف شنوي شان را دنبال کنيم مي بينيم باز صحبت از مسير است يک چيزي خداوند در عمق عالم قرار داده است که اگر انسان به ان مقيد باشد به هدف مد نظر خداوند مي رسد اين چيزي که خداوند در عمق عالم قرارداده است ظاهرو ظاهر تر مي شود تا در قيامت معلوم مي شودکه يک جاده بسيار طولاني وباريک است که از متن جهنم مي گذرد[22]؛جهنم يعني چه؟اغوائيات شيطان اذيت و آزار شيطان وتبعات اين ماجرا

• ولايت و انقلاب اسلامي

ما معتقديم که انقلاب اسلامي از اولين نشانه هاي ظهور مولايمان وبلکه کلنگ ماجراي قبل از ظهور مي باشد جالب انکه شروع حوادث ونشانه هاي ظهور با ولايت امام (ع) که توسط امام خميني (ره)جاري شده است واين موضوع حاکي از اين است که در ماجراي ظهور ولايت از اولين وعمده ترين مفاهيمي است که نقش اساسي را ايفا مي کند پيروزي انقلاب اسلامي ايران با قدرت و لايت الهي جبهه حق وباطل را در مسيري جديد قرار داده است ابليس متوجه اين موضوع شده است که سازماندهي ها و تقويت آنها نمي تواند مانع حرکت امواج خدايي گردد وپس آخرين راهي که برايش مانده انحراف اين امواج به سمتي است که وعده هاي نهايي الهي محقق نشود لذا او تمام توانش را براي عدم حرکت مسلمانان در مسير صراط المستقيم صرف مي کند

• انسان آخرالزما ني

حال با توجه به اين حرکات واتفاقات تمام ابعاد وجود يک انسان آخرالزماني بايد به ولايت بند باشد حتي تک تک درجات ايمانش بايد به ولايت بند باشد.درجه نهم نبايد به درجه هشتم ايمان بند باشد هر درجه از ايمان به درجه پايين تر سوار است اما نبايد اتکايش به آنها باشد بلکه بايد در کليات وجزئيات اتکايش به ولايت باشد همان طور که اساس اسلام بر ولايت بند است[23] .قبل از ظهور امام (ع)ودر زمان طلوع خورشيد از مغرب ديگر ايمان آوردن فايده اي ندارد لذا ايمان به ولايت وتحت ولايت قرار گرفتن بايد قبل از ظهور انجام شود وبعد از آن ديگر معنا ندارد

ولي در آخرالزمان

قبل از اينکه صحنه هاي آخرالزمان شروع شود خداوند وليي را از جانب خودش در جامعه قرار مي دهد تمام صحنه ها براي اين است که قيمت ولايت آشکار شود و مردم اعتصام به ولايت داشته باشند وبه ولايت چنگ بزنند[24] .
براي اينکه تقيد به ولايت در اخرالزمان نمود پيدا کند ، بايد ولي باشد تا در قبال او تقيد به ولايت و تبعيت از ولايت معنا پيدا کند . لذا قبل از شروع حوادث آخرالزمان ، خداوند وليي از جانب خودش در بين مردم قرار ميدهد . مثالش را امام حسين (ع) در ماجراي سفرشان نشان دادند . قبل از اينکه به کوفه برسند ، وليي را در کوفه قرار دادند ، يعني مسلم ، مشابه اين ماجرا در آخرالزمان واقع ميشود امام (ع) از جانب خدا وليي به سمت مردم ميفرستند تا مردم بدانند که حرف چه کسي را بايد گوش دهند ، در فتنه ها اسير نشوند ، سر در گم نشوند . در قبال او بايد دقيق رفتار کرد ، چون قوانيني که او در باره اخرالزمان حکم ميکند جريان پيدا ميکند . حکم بالاي سر مردم گذاشته ميشود و اين حکم در مردم جريان دارد درون اين احکام شيعيان وادار ميشوند به ساخته شدن پس عموما ولايت در عمق به صورت حکم اعمال ميشود[25] اصلا حکم يعني اينکه مسيري ايجاد شود تا انسان به مقصود برسد و مقصود ولايت خود ولي است ؛ ولي انسانها را به خودش ميرساند

• راه ورود صحيح به آخرالزمان

راه ورود صحيح به آخرالزمان موضوع ولايت اهل بيت (ع)است ، اهل بيت (ع)ولايت خودشان را به كشتي نوح مثال زدند لذا اگر ايمانياتي مطرح است ،اگر تقوائيات و عمل صالحي مطرح است و......تمام اينها بايد درون كشتي ولايت باشد وگرنه هدر مي شود.واولين شرط براي قرار گرفتن بر صراط ايمان به ولايت اميرالمومنين است،يعني اگر كسي ايمان به ولايت علي(ع) داشته باشد معناي آن اين مي شود كه ايمان به خدا بايد داشته باشد،ايمان به رسول خدابايدداشته باشد سپس ايمان به اميرالمومنين (ع)

• فتنه هاي آخرالزمان

منظور از آخرالزمان پايان دنيا وابتداي نشئه حق وابتداي حکومت حقه اهل بيت (ع) است .
1- فتنه هاي آخرالزمان با آن همه پيچيدگي و صحنه هاي عظيم وطولاني مدت و فرسايشي آخرالزمان به خاطر اين است که قيمت ولايت در آخرالزمان و به طور کلي قيمت ولايت پر رنگ شود؛ از ابتداي دنيا تا به حال ولايت به نوعي مطرح بوده ولي توجهات به آن بسيار کم بوده است . اهلبيت (ع) در قالب عظيم ترين مصاديق موضوع ولايت خودشان را تدريس کرده اند از جمله فرمودند : مثل ولايت ما کشتي نوح(ع) است ، صراط همان ولايت ماست ، بهشت ولايت ماست ، صراط درون جهنم که فقط همان انسان را از اتش نجات مي دهد ولايت ماست خيلي جالب است صراط المستقيم ،که در هر شبانه روز اينهمه مي گوئيم اهدنا الصراط المستقيم ولايت اهل بيت (ع)است . الصراط المستقيم راهي است که کاروانيان به سوي ظهور در آن حرکت مي کنند از آخرالزمان ميگذرند ووارد بهشت مي شوند تنها کساني کارواني هستندکه تحت ولايت اهل بيت (ع) هستند .
2- حوادث آخرالزمان به منظور بيرون آوردن شيعه از تحت ولايت خود تعبيه شده است علت عدم رشدمان در اين هزارو چهارصد ساله همين است، ما هميشه تحت ولايت خودمان بوده ايم خداونددر آخرالزمان ودر حوادث آخرالزمان اين نقص را به رخ مي کشد اصلا حوادث آخرالزمان تعبيه شده است تا شيعه به اين نقص خودش پي ببرد که راه اين نيست که ما بخواهيم خودمان برداشت کنيم ،خودمان تحليل داشته باشيم .
3- اگر صراط المستقيم قابل رويت نيست لااقل ملموس شود مانند نابينايي که روي سطح اشياء دست مي کشد تا تشخيص دهد
4-اگر انسان مسيررا بداند وخطري هم نباشد هر کس از مسيري که بخواهد حرکت مي کند وخودش را به مقصد ميرساند خيلي ها ديگر به کاروان کاري ندارند اما وقتي همه جا پر از باطلاق وانواع جانوران آسماني وزير زميني باشد حتي يا جوج وما جوج و دجال هم اضافه شوند وحتي سفياني واجنه وشياطين ودر کل همه جا پر از فتنه باشد[26] ويک مسير به سوي انتهاي نشئات باشد ديگر کسي هوس نمي کند بخواهد از مسير ديگري برود تنها يک مسير مي ماند وآن قرار گرفتن درون ولايت امير المومنين (ع) است که از فتنه ها در امان باشد وبتواند از نعمات موجود بر صراط المستقيم بهره مند شود .کدام نعمات ،همان نعماتي که مي گوييم صراط الذين انعمت عليهم [27].

• رفتار در قبال ولايت:

كسي كه مي خواهد بيايد تحت ولايت اهل بيت (ع)بايد با تبعيت و حنيفيت بيايد تحت ولايت وگرنه اينكه انسان بخواهد بگويد من تحت ولايت هستم منتهي روشش روش خودش باشد وهر طور كه خودش صلاح مي داند تحت ولايت باشد اين تحت ولايت بودن نيست.
رفتار صحيح در قبال آخرالزمان را تمرين كنيم هر موضوع ديگري كه مطرح است توي معارف،حنيفيت،ايمان ،عمل صالح ،فطرت،اخلاقيات و.....تمام اينها ما را بايد بكشاند به ولايت پذيري بيشتر .
سعي كنيم خودمان را با مولايمان هماهنگ كنيم اين موضوع با واژه تبعيت ناميده مي شود پس راه اتصال من وشما به ولايت مولايمان ،تبعيت ازولايت اوست .[28]
ولايت از جنس زمين ملكوت است ورفتار در قبال آن بايد رفتار ملكوتي باشد نه رفتاري ضعيف تر ؛بايد در قبال ولايت حنيف بود تا شان ولايت حفظ شود .
پس امام زمان را به عنوان قافله سالار زندگيمان انتخاب كنيم ،از امام عقب نيفتيم واز امام جلو نزنيم ،به كج وراست نرويم ،بگذاريم تصميم زندگي مان را ايشان برايمان بگيرند .در كاروان همه به دنبال قافله سالار حركت مي كنند ؛قافله سالار هم آنها رابه خيرٌثواباو خيرًعقبا مي رساند .مواظبت كنيم كه هرچه ايشان تصميم گرفتند وهر مسيري كه رفتند ما هم به دنبالشان حركت كنيم .

• نتيجه

نتيجه اي كه مي توان از اين مقوله برداشت كرد در يك جمله خلاصه مي شود وآن ،حديث امام علي (ع)مي باشد: (يا كميل لا تاًخذ الا عنا تكن منا)[29] اي كميل! جز از ما نگير تا با ما باشي .يعني انسان حتي در روش معارف محتاج اهل بيت (ع)است كسي كه بگويد خودم بنشينم فكر كنم وخودم بحث را جلو ببرم اين از ولايت خارج مي شود وطغيان مي كند . اصلا خوداين كار طغيان است هر خودم خودم گفتني در نظام ولايت يعني طغيان از آن اين حديث توصيف ولايت عملي است يا به عبارت ديگر روش تمسك به ولايت .يعني انسان فقط ازاهل بيت(ع)بگيرد.


________________________________________
[1] [كهف32] ص297 ـ وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً رَجُلَيْنِ جَعَلْنا ِلأَحَدِهِما جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنابٍ وَ حَفَفْناهُما بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنا بَيْنَهُما زَرْعًا
(اي پيامبر!) براي آنان مثالي بزن: آن دو مرد، كه براي يكي از آنها دو باغ از انواع انگورها قرار داديم؛ و گرداگرد آن دو (باغ) را با درختان نخل پوشانديم؛ و در ميانشان زراعت پر بركتي قرارداديم.
[كهف33] ص297 ـ كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَها وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئًا وَ فَجَّرْنا خِلالَهُما نَهَرًا
هر دو باغ، ميوه آورده بود، (ميوه‏هاي فراوان،) و چيزي فروگذار نكرده بود؛ و ميان آن دو، نهر بزرگي جاري ساخته بوديم.
[كهف34] ص297 ـ وَ كانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقالَ لِصاحِبِهِ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالاً وَ أَعَزُّ نَفَرًا
صاحب اين باغ، درآمد فراواني داشت؛ به همين جهت، به دوستش -در حالي كه با او گفتگو مي‏كرد- چنين گفت: «من از نظر ثروت از تو برتر، و از نظر نفرات نيرومندترم!»
[كهف35] ص298 ـ وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ قالَ ما أَظُنُّ أَنْ تَبيدَ هذِهِ أَبَدًا
و در حالي كه نسبت به خود ستمكار بود، در باغ خويش گام نهاد، و گفت: «من گمان نمي‏كنم هرگز اين باغ نابود شود!
[كهف36] ص298 ـ وَ ما أَظُنُّ السّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلي رَبّي َلأَجِدَنَّ خَيْرًا مِنْها مُنْقَلَبًا
و باور نمي‏كنم قيامت برپا گردد! و اگر به سوي پروردگارم بازگردانده شوم (و قيامتي در كار باشد)، جايگاهي بهتر از اين جا خواهم يافت!»
[كهف37] ص298 ـ قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَ كَفَرْتَ بِالَّذي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوّاكَ رَجُلاً
دوست (با ايمان) وي -در حالي كه با او گفتگو مي‏كرد- گفت: «آيا به خدايي كه تو را از خاك، و سپس از نطفه آفريد، و پس از آن تو را مرد كاملي قرار داد ، كافر شدي؟!
[كهف38] ص298 ـ لكِنَّا هُوَ اللّهُ رَبّي وَ لا أُشْرِكُ بِرَبّي أَحَدًا
ولي من كسي هستم كه «اللّه» پروردگار من است؛ و هيچ كس را شريك پروردگارم قرارنمي‏دهم!
[كهف39] ص298 ـ وَ لَوْ لا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ ما شاءَ اللّهُ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالاً وَ وَلَدًا
چرا هنگامي كه وارد باغت شدي، نگفتي اين نعمتي است كه خدا خواسته است؟! قوّت (و نيرويي) جز از ناحيه خدا نيست! و اگر مي‏بيني من از نظر مال و فرزند از تو كمترم (مطلب مهمّي نيست)!
[كهف40] ص298 ـ فَعَسي رَبّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْرًا مِنْ جَنَّتِكَ وَ يُرْسِلَ عَلَيْها حُسْبانًا مِنَ السَّماءِ فَتُصْبِحَ صَعيدًا زَلَقًا
شايد پروردگارم بهتر از باغ تو به من بدهد؛ و مجازات حساب شده‏اي از آسمان بر باغ تو فروفرستد، بگونه‏اي كه آن را به زمين بي‏گياه لغزنده‏اي مبدّل كند!
[كهف41] ص298 ـ أَوْ يُصْبِحَ ماؤُها غَوْرًا فَلَنْ تَسْتَطيعَ لَهُ طَلَبًا
و يا آب آن در اعمال زمين فرو رود، آن گونه كه هرگز نتواني آن را به دست آوري!»
[كهف42] ص298 ـ وَ أُحيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلي ما أَنْفَقَ فيها وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلي عُرُوشِها وَ يَقُولُ يا لَيْتَني لَمْ أُشْرِكْ بِرَبّي أَحَدًا
(به هر حال عذاب الهي فرا رسيد،) و تمام ميوه‏هاي آن نابود شد؛ و او بخاطر هزينه هايي كه در آن صرف كرده بود، پيوسته دستهاي خود را به هم مي‏ماليد -در حالي كه تمام باغ بر داربستهايش فرو ريخته بود- و مي‏گفت: «اي كاش كسي را همتاي پروردگارم قرار نداده بودم!»
[كهف43] ص298 ـ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللّهِ وَ ما كانَ مُنْتَصِرًا
و گروهي نداشت كه او را در برابر (عذاب) خداوند ياري دهند؛ و از خودش (نيز) نمي‏توانست ياري گيرد.
[كهف44] ص298 ـ هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَوابًا وَ خَيْرٌ عُقْبًا
در آنجا ثابت شد كه ولايت (و قدرت) از آن خداوند بر حق است! اوست كه برترين ثواب، و بهترين عاقبت را (براي مطيعان) دارد!
[كهف45] ص298 ـ وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ اْلأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشيمًا تَذْرُوهُ الرِّياحُ وَ كانَ اللّهُ عَلي كُلِّ شَيْ‏ءٍ مُقْتَدِرًا
(اي پيامبر!) زندگي دنيا را براي آنان به آبي تشبيه كن كه از آسمان فرو مي‏فرستيم؛ و بوسيله آن، گياهان زمين (سرسبز مي‏شود و) در هم فروميرود. امّا بعد از مدتي مي‏ خشكد؛ و بادها آن را به هر سو پراكنده مي‏كند؛ و خداوند بر همه چيز تواناست!
[2] [انعام13] ص129 ـ وَ لَهُ ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ
و براي اوست آنچه در شب و روز قرار دارد؛ و او، شنوا و داناست.
[انعام14] ص129 ـ قُلْ أَ غَيْرَ اللّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فاطِرِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ هُوَ يُطْعِمُ وَ لا يُطْعَمُ قُلْ إِنّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكينَ(ج27ص9س1)(ج28ص6سCool
بگو: «آيا غير خدا را ولي خود انتخاب كنم؟! (خدايي) كه آفريننده آسمانها و زمين است؛ اوست كه روزي مي‏دهد، و از كسي روزي نمي‏گيرد.» بگو: «من مأمورم كه نخستين مسلمان باشم؛ و (خداوند به من دستور داده كه) از مشركان نباش!»
[3] [بقره257] ص43 ـ اللّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَي النُّورِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَي الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ(ج18ص16س12)
خداوند، ولي و سرپرست كساني است كه ايمان آورده‏اند؛ آنها را از ظلمتها، به سوي نور بيرون مي‏برد. (اما) كساني كه كافر شدند، اولياي آنها طاغوتها هستند؛ كه آنها را از نور، به سوي ظلمتها بيرون مي‏برند؛ آنها اهل آتشند و هميشه در آن خواهند ماند
[4] [اعراف27] ص153 ـ يا بَني آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنّا جَعَلْنَا الشَّياطينَ أَوْلِياءَ لِلَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ)
اي فرزندان آدم! شيطان شما را نفريبد، آن گونه كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد، و لباسشان را از تنشان بيرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد! چه اينكه او و همكارانش شما را مي‏بينند از جايي كه شما آنها را نمي‏بينيد؛ (امّا بدانيد) ما شياطين را اولياي كساني قرار داديم كه ايمان نمي‏آورند!
[اعراف30] ص153 ـ فَريقًا هَدي وَ فَريقًا حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّياطينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ اللّهِ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ
جمعي را هدايت كرده؛ و جمعي (كه شايستگي نداشته‏اند،) گمراهي بر آنها مسلّم شده است. آنها (كساني هستند كه) شياطين را به جاي خداوند، اولياي خود انتخاب كردند؛ و گمان مي‏كنند هدايت يافته‏اند!
[5] [قصص5] ص385 ـ وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي اْلأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ(ج30 ص20 س5 )
ما مي‏خواهيم بر مستضعفان زمين منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم!
[6] [بقره107] ص17 ـ أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصيرٍ
آيا نمي‏دانستي كه حكومت آسمانها و زمين، از آن خداست؟! (و حق دارد هر گونه تغيير و تبديلي در احكام خود طبق مصالح بدهد؟!) و جز خدا، ولي و ياوري براي شما نيست. (و اوست كه مصلحت شما را مي‏داند و تعيين مي‏كند). نساء 123 – 173 - توبه 115 – کهف 17 – 26-44- عنکبوت 22- شوری 9-31- 44
[7] آل عمران 150- انفال 40- یونس 30 – فرقان 18- شوری 31-46
[8] [مائده55] ص117 ـ إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ(ج29ص29س1)
سرپرست و ولي شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‏اند؛ همانها كه نماز را برپا مي‏دارند، و در حال ركوع، زكات مي‏دهند.
[مائده56] ص117 ـ وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغالِبُونَ
و كساني كه ولايت خدا و پيامبر او و افراد باايمان را بپذيرند، پيروزند؛ (زيرا) حزب و جمعيّت خدا پيروز است
[تحريم4] ص560 ـ إِنْ تَتُوبا إِلَي اللّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْريلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهيرٌ
اگر شما (همسران پيامبر) از كار خود توبه كنيد (به نفع شماست، زيرا) دلهايتان از حق منحرف گشته؛ و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهيد، (كاري از پيش نخواهيد برد) زيرا خداوند ياور اوست و همچنين جبرئيل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتيبان اويند.
[9] مانند:کلمات، امامت و.....
[10] [آل‌عمران103] ص63 ـ وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَميعًا وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوانًا وَ كُنْتُمْ عَلي شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
و همگي به ريسمان خدا [= قرآن و اسلام، و هرگونه وسيله وحدت]، چنگ زنيد ، و پراكنده نشويد! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد، و او ميان دلهاي شما، الفت ايجاد كرد، و به بركتِ نعمتِ او، برادر شديد! و شما بر لبِ حفره‏اي از آتش بوديد، خدا شما را از آن نجات داد؛ اين چنين، خداوند آيات خود را براي شما آشكار مي‏سازد؛ شايد پذيراي هدايت شويد.
[11] بعض اصحابنا رفعه الی ابی عبدالله ع قال قلت له ما العقل قال ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان قلت فالذی کان فی معاویه فقال تلک النکراء وهی شبیهه بالعقل و لیست بالعقل
کافی ج1 ص11/ معانی الاخبار ص240 / بحارالانوار ج1 ص116 {معانی الاخبار } و ج33 ص170 (کافی )
از امام صادق (ع) پرسیدند : عقل چیست ؟ فرمودند : ان چیزی است که به وسیله آن خداوند رحمان عبادت شود و بهشت به دست بیاید . پرسیده شد : پس آنچه در معاویه بود ، چه بود ؟ فرمودند : آن زیرکی و نیرنگ و شیطنت بود وشبیه عقل بود نه عقل
[12] [بقره257] ص43 ـ اللّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَي النُّورِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَي الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ(ج18ص16س12)
خداوند، ولي و سرپرست كساني است كه ايمان آورده‏اند؛ آنها را از ظلمتها، به سوي نور بيرون مي‏برد. (اما) كساني كه كافر شدند، اولياي آنها طاغوتها هستند؛ كه آنها را از نور، به سوي ظلمتها بيرون مي‏برند؛ آنها اهل آتشند و هميشه در آن خواهند ماند
ال عمران 68 – 122- نساء 45- ماعده 56- انعام 127 –اعراف - 196-155 – محمد 11- فصلت 31 – یوسف 10 – توبه 50 – انفال 40-
[13] بقره 257- انعام 128 – اعراف27-30 – انفال 73 – نحل 100- مریم 45- حج 13- عنکبوت 41- حدید 15-
[14] [محمّد15] ص508 ـ مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشّارِبينَ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّي وَ لَهُمْ فيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ وَ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خالِدٌ فِي النّارِ وَ سُقُوا ماءً حَميمًا فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ
توصيف بهشتي كه به پرهيزگاران وعده داده شده، چنين است: در آن نهرهايي از آب صاف و خالص كه بدبو نشده، و نهرهايي از شير كه طعم آن دگرگون نگشته، و نهرهايي از شراب (طهور) كه مايه لذّت نوشندگان است، و نهرهايي از عسل مصفّاست، و براي آنها در آن از همه انواع ميوه‏ها وجود دارد؛ و (از همه بالاتر) آمرزشي است از سوي پروردگارشان! آيا اينها همانند كساني هستند كه هميشه در آتش دوزخند و از آب جوشان نوشانده مي‏شوند كه اندرونشان را از هم متلاشي مي‏كند؟!
[15] [مائده3] ص107 ـ حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّيَةُ وَ النَّطيحَةُ وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلاّ ما ذَكَّيْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَي النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِاْلأَزْلامِ ذلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ اْلإِسْلامَ دينًا فَمَنِ اضْطُرَّ في مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ ِلإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ(ج30 ص19 س11 )
گوشت مردار، و خون، و گوشت خوك، و حيواناتي كه به غير نام خدا ذبح شوند، و حيوانات خفه‏شده، و به زجر كشته شده، و آنها كه بر اثر پرت‏شدن از بلندي بميرند، و آنها كه به ضرب شاخ حيوان ديگري مرده باشند، و باقيمانده صيد حيوان درنده -مگر آنكه (بموقع به آن حيوان برسيد، و) آن را سرببريد- و حيواناتي كه روي بتها (يا در برابر آنها) ذبح مي‏شوند، (همه) بر شما حرام شده است؛ و (همچنين) قسمت كردن گوشت حيوان به وسيله چوبه‏هاي تير مخصوص بخت آزمايي؛ تمام اين اعمال، فسق و گناه است -امروز، كافران از (زوال) آيين شما،مأيوس شدند؛ بنابر اين، از آنها نترسيد! و از (مخالفت) من بترسيد! امروز، دين شما را كامل كردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم- امّا آنها كه در حال گرسنگي، دستشان به غذاي ديگري نرسد، و متمايل به گناه نباشند، (مانعي ندارد كه از گوشتهاي ممنوع بخورند؛) خداوند، آمرزنده و مهربان است.
[16] [يونس62] ص216 ـ أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
آگاه باشيد (دوستان و) اولياي خدا، نه ترسي دارند و نه غمگين مي‏شوند
[17] [بقره38] ص7 ـ قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعًا فَإِمّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنّي هُدًي فمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
گفتيم: «همگي از آن(موقعيت)، فرود آييد! هرگاه هدايتي از طرف من براي شما آمد، كساني كه از آن تبعيت كنند، نه ترسي بر آنهاست، و نه غمگين شوند.»
[18] [توبه71] ص198 ـ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطيعُونَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ
مردان و زنان باايمان، ولي (و يار و ياور) يكديگرند؛ امر به معروف، و نهي از منكر مي‏كنند؛ نماز را برپا مي‏دارند؛ و زكات را مي‏پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت مي‏كنند؛ بزودي خدا آنان را مورد رحمت خويش قرارمي‏دهد؛ خداوند توانا و حكيم است!
[19] وسدد ابواب الا بابه ثم اودعهو علمه وحکمته دعا ندبه و اقبال الاعمال ص296
[20] [حجر41] ص264 ـ قالَ هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقيمٌ(ج27ص1س5)
فرمود: «اين راه مستقيمي است كه بر عهده من است (و سنّت هميشگيم)...
[21] - سختي فهم احاديث اهل‏بيت(ع) موضوعي است كه در برخي روايات از جمله روايات ذيل به آن اشاره شده است.
الف: عن ابن سنان أو غيره يرفعه إلى أبي عبد الله ع قال إن حديثنا صعب مستصعب لا يحتمله إلا صدور منيرة أو قلوب سليمة و أخلاق حسنة إن الله أخذ من شيعتنا الميثاق كما أخذ على بني آدم حيث يقول عز و جل وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى فمن وفا لنا وفا الله له بالجنة و من أبغضنا و لم يؤد إلينا حقنا ففي النار خالد مخلد
امام صادق(ع) فرمود: به راستي حديث ما دشوار است و دشوار شمرده شده, تحمل آن را ندارد جز سينه‎هاي روشن يا دلهاي پاك و سالم يا اخلاق خوب، به راستي خدا از شيعه‏هاي ما پيمان گرفته است چنانچه از بني آدم پيمان ربوبيت خود را گرفته و فرموده: «آيا من پروردگار شما نيستم» هر كه براي ما وفا كند، خدا به او بهشت ايفاء كند و هر كه ما را دشمن دارد و حق ما را نپردازد در دوزخ باشد هميشه و جاويدان. / بصائرالدرجات ص25 11- باب في أئمه آل محمد ع حديثهم صعب / كافي ج1 ص401 باب فيما جاء أن حديثهم صعب مستصعب/بحارالأنوار ج2 ص190 باب 26- أن حديثهم ع صعب
ب: عن سعد عن أبي جعفر ع قال حديثنا صعب مستصعب لا يحتمله إلا ملك مقرب أو نبي مرسل أو مؤمن ممتحن أو مدينة حصينة فإذا وقع أمرنا و جاء مهدينا كان الرجل من شيعتنا أجرى من ليث و أمضى من سنان يطأ عدونا برجليه و يضربه بكفيه و ذلك عند نزول رحمة الله و فرجه على العباد
امام باقر(ع): حديث ما سخت است و سخت شمرده شده است، آن را تحمل نمي كند مگر ملك مقرب يا نبي مرسل يا مؤمن امتحان شده،‌يا شهر محكم و استوار. پس زماني كه امر ما واقع شود و مهدي ما بيايد مردان از شيعيان ما حمله‏ور تر از شير و با نفوذتر از نيزه هستند كه دشمنان ما را زير قدومشان مي‏گذارند و له مي‏كنند و آن، زمانِ نزول رحمت خدا و فرج او بر بندگان است. /بصائرالدرجات ص24 11- باب في أئمه آل محمد ع حديثهم صعب /بحارالأنوار ج2 ص189 باب 26- أن حديثهم ع صعب مستصعب / بحارالأنوار ج52 ص318 باب 27- سيره و أخلاقه
[22] - عن المفضل بن عمر قال سألت أبا عبد الله ع عن الصراط فقال هو الطريق إلى معرفة الله عز و جل و هما صراطان صراط في الدنيا و صراط في الآخرة و أما الصراط الذي في الدنيا فهو الإمام المفترض الطاعة من عرفه في الدنيا و اقتدى بهداه مر على الصراط الذي هو جسر جهنم في الآخرة و من لم يعرفه في الدنيا زلت قدمه عن الصراط في الآخرة فتردى في نار جهنم
مفضل بن عمر گفت: از امام صادق(ع) در مورد صراط سئوال كردم فرمودند: صراط، طريق و راهي است به سوي معرفت خداوند عزوجل. و دو صراط است صراطي در دنيا و صراطي در آخرت. و اما صراطي كه در دنيا است، امامي است كه اطاعت او واجب است. هر كه در دنيا به او معرفت داشته باشد و به هدايت او اقتدا كند بر صراطي كه در آخرت، پل جهنم است عبور مي‏كند و هر كه در دنيا به او معرفت نداشته باشد در آخرت قدمش بر صراط متزلزل مي‏شود و در آتش جهنم مي ‏افتد و هلاك مي‏شود. / معاني‏الأخبار ص32 باب معنى الصراط /بحارالأنوار ج8 ص66 باب 22- الصراط / بحارالأنوار ج24 ص11 باب 24

[23] حدیث امام صادق........
[24] [حجّ78] ص341 ـ وَ جاهِدُوا فِي اللّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْلُ وَ في هذا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهيدًا عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَي النّاسِ فَأَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللّهِ هُوَ مَوْلاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلي وَ نِعْمَ النَّصيرُ
و در راه خدا جهاد كنيد، و حقّ جهادش را ادا نماييد! او شما را برگزيد، و در دين (اسلام) كار سنگين و سختي بر شما قرار ندارد؛ از آيين پدرتان ابراهيم پيروي كنيد؛ خداوند شما را در كتابهاي پيشين و در اين كتاب آسماني «مسلمان» ناميد، تا پيامبر گواه بر شما باشد، و شما گواهان بر مردم! پس نماز را برپا داريد، و زكات را بدهيد، و به خدا تمسّك جوييد، كه او مولا و سرپرست شماست! چه مولاي خوب، و چه ياور شايسته‏اي!
[25] پاورقی 29 ج 52 ن ع
[26] فتنه ها ج10 ب ظ
[27][27][27] [حمد7] ص1 ـ صِراطَ الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضّالِّينَ
راه كساني كه آنان را مشمول نعمت خود ساختي؛ نه كساني كه بر آنان غضب كرده‏اي؛ و نه گمراهان.
[28] [بقره38] ص7 ـ قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعًا فَإِمّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنّي هُدًي فمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
گفتيم: «همگي از آن(موقعيت)، فرود آييد! هرگاه هدايتي از طرف من براي شما آمد، كساني كه از آن تبعيت كنند، نه ترسي بر آنهاست، و نه غمگين شوند.»
[يونس62] ص216 ـ أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
آگاه باشيد (دوستان و) اولياي خدا، نه ترسي دارند و نه غمگين مي‏شوند!
[29] کان علی بن حسین ع ید عو عند کل زوال من ایام شعبان :....المتقدم لهم مارق والمتاًخر عنهم زاهق
بحارالانوار ج84ص66/البلد الامین ص186/جمال الاسبوع ص405/فلاح السائلل ص142/المصباح الکفعمیص544 امام زین العابدین (ع)می فرمودند :.... پیشی گیرندگان از آنها (اهل بیت)ازدین خارج وعقب افتادگان از آنها نیز نابودند

_________________
* مادر جان ! ما نباشیم تا تو باشی *

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
تشکرها از این تاپیک
zohoor از این تاپیک تشکر میکنم 
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 10 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.31 ثانیه