Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

منو اصلی
icon_home.gif صفحه اصلی

icon_community.gif کاربران
tree-T.gif انجمنهای گفتگو
tree-T.gif طرح ختم صلوات گامی به سوی ظهور
tree-T.gif بهترینهای سایت
tree-T.gif لیست اعضا
tree-T.gif پیغام خصوصی
tree-T.gif پیامهای سریع
tree-L.gif نظرات و پیشنهادات
· آرشیو مطالب
favoritos.gif مطالب
tree-T.gif موضوعات
tree-T.gif ارسال مطلب
tree-L.gif آمار سایت


پیامهای کوتاه
پیام های قدیمیتر   

 


آخرین مقاله ها
امام مهدی در کلام امیر المومنین [ 0 نظر شما چیست؟ - 6 مشاهده ]
سلوک[ 0 نظر شما چیست؟ - 13 مشاهده ]
عیدانه[ 0 نظر شما چیست؟ - 30 مشاهده ]
کیمیای محبت[ 0 نظر شما چیست؟ - 31 مشاهده ]
صفای باغ جنان !!!!!!!![ 0 نظر شما چیست؟ - 35 مشاهده ]

[ موارد بیشتر در بخش اخبار و تازه ها ]



درگردان انجمن
موضوعات 626
ارسال ها 1085
بازديدها 197537
پاسخ ها 459
تعداد اعضاء 183
آخرين 20 پيغام انجمن ها

انجمنها جستجو


وضعیت کاربران
در حال حاضر 0 مهمان و 0 کاربر در سایت حضور دارند .

خوش آمدید ، لطفا جهت عضویت در سایت فرم مخصوص عضویت را تکمیل نمائید .


جستجو




انتخاب زبان
انتخاب زبان نمایش :

English Persian


ساعت


ما همه آفتابگردانیم البته اگر بدانیم ....!!!
به نام بی نام او

گل آفتابگردان رو به نور می چرخد و آدمی رو به خدا. ما همه آفتابگردانیم. اگر آفتابگردان به خاک خیره

شود و به تیرگی، دیگر آفتابگردان نیست. آفتابگردان، کاشف معدن صبح است و با سیاهی نسبت
ندارد. اینها را گل آفتابگردان به من گفت و من تماشایش کردم که خورشید کوچکی بود در زمین و هر
گلبرگش شعله ای بود و دایره ای داغ در دلش می سوخت. آفتابگردان به من گفت : وقتی دهقان بذر
آفتابگردان را می کارد، مطمئن است که او خورشید را پیدا خواهد کرد. آفتابگردان هیچوقت چیزی را با
خورشید اشتباه نمی گیرد؛ اما انسان همه چیز را به خدا اشتباه می گیرد. آفتابگردان راهش را بلد
است و کارش را می داند. او جز دوست داشتن آفتاب و فهمیدن خورشید کاری ندارد. او همه ی
زندگیش را وقف نور می کند. در نور به دنیا می آید، در نور می میرد. نور می خورد و نور می زاید.
دلخوشی آفتابگردان تنها آفتاب است. آفتابگردان با آفتاب آمیخته است و انسان با خدا. بدون آفتاب،
آفُتابگردان می میرد. بدون خدا، انسان.
آفتابگردان گفت: روزی که آفتابگردان به آفتاب بپیوندد دیگر آفتابگردان نخواهد ماند و روزی که تو به خدا
برسی دیگر «تویی» نمی ماند و گفت : من فاصله هایم را با نور پر می کنم، تو فاصله را چگونه پر می
کنی؟ آفتابگردان این را گفت و خاموش شد. گفت و گوی من و آفتابگردان ناتمام ماند زیرا که او در آفتاب
غرق شده بود. جلو رفتم، بوییدمش، بوی خورشید می داد. تب داشت و عاشق بود. خداحافظی
کردم. داشتم می رفتم که نسیمی رد شد و گفت : نام آفتابگردان همه را به یاد آفتاب می اندازد. نام
انسان آیا کسی را به یاد خدا خواهد انداخت؟ آن وقت بود که شرمنده از خدا رو به آفتاب گریستم.

عرفان نظر آهاری


فرستنده :‌ پدیده صدرایی فر

www.interuniversal.persianblog.ir



ارسال شده در مورخه : چهارشنبه، 20 شهریور، 1387 توسط besoiezohoor

 
ورود
نام کاربری

رمز عبور

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امکانات مخصوص کاربران استفاده کنید .


پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد
· سایر مطالب نوشته شده توسط besoiezohoor


پربازدیدترین مطلب در زمینه :
مختصری از زندگینامه ی جواد الائمه امام محمد



امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد



انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب



"ما همه آفتابگردانیم البته اگر بدانیم ....!!!" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 0 نظر شما چیست؟
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.11 ثانیه