Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

منو اصلی
icon_home.gif صفحه اصلی

icon_community.gif کاربران
tree-T.gif انجمنهای گفتگو
tree-T.gif طرح ختم صلوات گامی به سوی ظهور
tree-T.gif بهترینهای سایت
tree-T.gif لیست اعضا
tree-T.gif پیغام خصوصی
tree-T.gif پیامهای سریع
tree-L.gif نظرات و پیشنهادات
· آرشیو مطالب
favoritos.gif مطالب
tree-T.gif موضوعات
tree-T.gif ارسال مطلب
tree-L.gif آمار سایت


پیامهای کوتاه
پیام های قدیمیتر   

 


آخرین مقاله ها
امام مهدی در کلام امیر المومنین [ 0 نظر شما چیست؟ - 6 مشاهده ]
سلوک[ 0 نظر شما چیست؟ - 13 مشاهده ]
عیدانه[ 0 نظر شما چیست؟ - 30 مشاهده ]
کیمیای محبت[ 0 نظر شما چیست؟ - 30 مشاهده ]
صفای باغ جنان !!!!!!!![ 0 نظر شما چیست؟ - 35 مشاهده ]

[ موارد بیشتر در بخش اخبار و تازه ها ]



درگردان انجمن
موضوعات 626
ارسال ها 1085
بازديدها 197441
پاسخ ها 459
تعداد اعضاء 183
آخرين 20 پيغام انجمن ها

انجمنها جستجو


وضعیت کاربران
در حال حاضر 0 مهمان و 0 کاربر در سایت حضور دارند .

خوش آمدید ، لطفا جهت عضویت در سایت فرم مخصوص عضویت را تکمیل نمائید .


جستجو




انتخاب زبان
انتخاب زبان نمایش :

English Persian


ساعت


دلنوشته: گوشه ای از الهی نامه آیت الله حسن زاده آملی
الهئ از روئ آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام ، از انس و جن شرمنده ام ، حتئ از روئ شيطان شرمنده ام ، كه همه در كار خود استوارند و اين سست عهد ناپايدار.

در ذات خود متحيريم چه رسد در ذات تو .

روزم را چون شبم روحانئ گردان و شبم را چون روز نورانئ .

از سر صنع توام چگونه به خود نبالم .

پيشانئ بر خاك نهادن آسان است و دل از خاك برداشتن دشوار است .

ديده از ديدار جمال لذت مئ برد ودل از لقائ ذوالجمال .

توانگران را به ديدن خانه خوانده ائ و درويشان را به ديدار خداوند خانه ؛ آنان سنگ و گل دارند ، و اينان جان و دل؛ آنان سرگرم در صورتند و اينان محو در معنا ؛ خوشا آن توانگرئ كه درويش است .

شكرت كه اين تهئ دست پابست تو شد .

خوشا آنان كه در جوانئ شكسته شدند كه پيرئ خود شكستگيست .

چه رسوايئ از اين بيشتر كه گدا از گدايان گدايئ كند .
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : سه شنبه، 25 اردیبهشت، 1386 (306 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | دلنوشته | امتیاز : 1)

مهدویت: مناجات با حضرت ولی عصر علیه السلام
mehraneh_85 می نویسد "مناجات با حضرت ولی عصر علیه السلام

سلام و درود بی شمار به تو ای پاکترین بندگان خدا و ای محبوبترین انسانی که در عالم وجود می شناسیم. پدر و مادر و جانم و هر چه دارم فدای خاک پایت باد. ای کسی که به برکت وجودت، موجودات روزی می خورند و زنده اند. ای مولایی که در مهربانیت همین بس که عمویتان جعفر تائب  را با آن همه اذیتی که بر شما وارد کرد بخشید و فرمودید : عمویم جعفر مثل برادران یوسف است وقتی که گفت: بر شما چیزی نیست. ما هم عفو و گذشت را از یوسف ارث برده ایم ... قربان کلام دلربایت صدها یوسف درس همه چیز را از مکتب شما آموخته و عفو را از درگاه شما یاد گرفته اند. یا صاحی الزمان اگر چه ما با روح مقدستان که مانند خورشید همه چا احاطه دارد آشنایی داریم و به وصل شما نائلیم اما چه خوش است جمال ظاهری شما را هم ببینیم و به صورتتان نظاره کنیم و سخن خدا را از دو لب مبارکتان بشنویم.



ای قربان آن جمالی که آنچه خوبان همه دارند، تو تنها داری، تو مظهر خدایی تو آیینه تمام نمای جمال و جلال الهی هستی. ای محبوبی که عاشقی مثل امام صادق داری که آن امام بزرگوار و عزیز پروردگار زانوهای غم را در فراقت در بغل می گیرد و اشک می ریزد و وقتی که از او سوال می کنند آیا حضرت قائم متولد شده می فرماید: نه! اگر من زمان او را درک می کردم تمام ایام عمر خدمتگزارش بودم.
روزی امیرالمومنین "ع" اشاره به حضرت حسین بن علی "ع" کرد و فرمود: این پسر م که آقاست و جدش او را آقا نامید از سلبش مردی همنام پیغمبرتان بیرون می آید... او خروج می کند و اهل آسمانها و زمین به خروجش خوشحال می شوند.
ای جان به قربانت، بر ما سخت است که همه را ببینیم و شما را نبینیم.

ای جان به فدایت که دیده نمی شوی ولی از میان ما بیرون نیستی. آیا راهی هست که در هر کجا که همنشیت گردیم و آن جمال با کمالت را مشاهده نمائیم؟ آیا راهی هست که در هر کجا که اقامت داری ما هم بعنوان کلب آستانت اقامت کنیم و از فیض حضورت بهره برداریم؟ آیا می شود نام ما را در طومار دوستانت بنویسی و این افتخار را به ما بدهی و ما را تا ابد سرافراز نمایی؟ آیا می شود روزی پذتویی از خورشید جمالت در کلبه حقیر ما تابد که:
ز د درآ و شبستان ما منور کن                       هوای مجلس روحانیون معطر کن
آیا ممکن است لحظه ای گوشه چشمی به ما کنی که:

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند                       آیا شود گوشه چشمی به ما کنند


آیا ممکن است مانند علی بن مهزیار ، مانند علامه حلی یا لااقل مانند آن مرد یهودی و مانند آن شخص سنی، ایامی، ساعتهایی یا لااقل چند دقیقه ای ما را موفق به مجالست کنی و از نعمت دیدارت بهره مند نمایی؟
اگر به لیاقت ما باشد، چه کسی جز آباء و اجداد بزرگوارت این لیاقت را دارند که با تو همنشین باشند و اگر به لطف و کرم شما باشد، قادری و می توانی حتی به سنگی این لیاقت را بدهی و او را لایق محضر مبارکت نمایی.
پس لیاقت عنایت کن ولو از طریق معجزه و ما را از محضر پر برکتت مستفیض فرما.


ای محبوبی که برای نجات بشریت صدها سال در زندان دنیا مانده ای و با مردمان مستضعف ئنیا همدردی می کن پس خود، از خدا فرجت را بخواه و سر به سجده در مسجد بگذار و آیه " امن یجیب" را بخوان که دعای تو مستجاب است.
ای ولی خدا که خدا به وجودت افتخار می کند و به ملادکه مباهات می نماید. ما را از مهالک زمان غیبت و گرفتاری ها و امتحانات سخت آخرالزمان حفظ کن و دست ما را رها نفرما.
خدایا قلب مقدس آن عزیز عزیزان را به ما مهربان کن و عفو وکرمش را شالم حال ما فرما.
خدایا تو او را یاری کن. خدایا او را از همه بلاها حفظ کن خدایا نگذار آنی در قلب مقدسش کمترین حزن و اندوهی راه پیدا کند و همیشه او را از ما راضی نگهدار.



بر گرفته از کتاب " مصلح غیبی"
"
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : دوشنبه، 24 اردیبهشت، 1386 (205 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | مهدویت | امتیاز : 4)

مهدویت: انتظار برآمده از نهضت عاشورایی
alma7070 می نویسد "                 یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهورالحجة

السلام علی المهدی(عج)
ای مولای عاشورایی من! مهدی جان!

خطاب به جد مظلومتان حسین(ع) فرموده ای : اگر روزگار مرا به تأخیر انداخت و نتوانستم یاری ات کنم ؛ صبح و شب بر تو می نالم و به جای اشک ، خون می گریم.
صادقانه می گویم که عاشورا آغاز پروانه شدن من است تا قلب سوزان سیاهپوشت را طواف نمایم .

ای منتقم خون خدا!

تو ادامه نهضت حسینی و انتظار،  برآمده و ادامه ی آن حماسه است. ادبیات سرخ عاشورا ، رمز حیات شیعه وانتظار، رمز بقای آن است وفرهنگ عاشورا ، منشور شیعه و مایه ی شکوفایی و اعتلای آن در عصر انتظار است.
....و برای ما دورماندگان از آن صحنه سرخ(عاشورا) ، یک راه بیشتر نمانده که آن نیز ثبت نام در خیمه ی انتظار است.

ای وارث شهید کربلا!

خیمه گاه انتظار شما، همان خیمه گاه حسین است! و امروز خیمه گاه شما یابن الحسن(عج)...!کجاست تا در آن بیاویزیم و فراق را به شربت وصل ، شیرین کنیم.

مهدیا!

همراهی با شما برای گرفتن انتقام خون حسین(ع) آرزویی بس بزرگ برای ماست....و ما منتظران ظهور هماره گوش بر رکن و مقام می ساییم تا شاید در زمره لبیک گویان« یالثارات الحسین(ع)» شما باشیم و با حضور در خیمه ولایت آخرین یادگار درخت امامت ، تسلی گر قلب نازنین و محزون شما باشیم و بگوییم:
                                      
                                         «یا مولای آجرک ا...فی مصیبة جدک المظلوم العطشان»
"
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : شنبه، 22 اردیبهشت، 1386 (175 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | مهدویت | امتیاز : 4)

مهدویت: خورشید فروزان وجود
mehraneh_85 می نویسد "السلام و علیک یا بقیه الله


بیا بیا که سوختم ز هجر روی ماه  تو
 تمام عمر دوختم دو چشم خود براه تو
بهشت را فروختم به نیمی از نگاه تو
بدان امید زنده ام که گردم از سپاه تو


مولا جان، ما عاشق  عشاقان و دوستدار دوستداران تو و خاک پای منتظران تو، اما افسوس که خود، خانه دل را برای انتظار تو مهیا نساخته ایم

مولاجان، با مژگان، نروییده ایم گرد راه را، با اشک، نشسته ایم غبار دل را.
یا صاحب الزمان، نروبیده ایم غبار گناه از دل، اما عاشقیم، نمی دانیم این عشق سوزان، در کجای جانمان جای گرفته که بی تابمان کرده.
مولا جان، شرمند هایم که خانه دل را برای حکمرانی تو، پاک نساخته ایم.
اماما، راه، پیچاپیچ است و پر از گردنه های هراس انگیز، ما، بی پاافزار و توشه، سرگردان.
مولا جان، راه دشوار است و رهزن، بسیار و عجبا همه در لباس مهر و محبت و راهنما و دل می سوزانند و به نرمی و گرمی، راه می بندند که ما راه می نمایانیم.


مولا جان ایمان آورده ایم که "دجال" ها رسوا می شوند.
ایمان آورده ایم که "سفیانی" ها سر به نیست می شوند.
ایمان آوردیم که فریاد تو، ندای حیات بخش تو، مهرورزیهای تو، کران تا کران را در خواهد نوردید و فوج فوج ، به سوی تو خواهند آمد و تو را چو نگینی در آغوش خواهند گرفت.


شب به درازا کشید، چشمها ، همه فرو خفتند جز چشمان شهدای شیفتگان، که در سیاهی آسمان، فروغ ترا ی جوید؛ ای خورشید فروزان وجد.
دریا توفانی شد، زورقها، همه در هم شکستند جز زورق سرخ چشم براهان، که بر فراز امواج، کرانه ترا می جوید؛ ای ساحل آرام نجات.
پهنه زمین خشکید، گل بوته ها ، همه پژمردند جز لاله زار خونرنگ دلباختگان، که در کویر گدازنده صحرا، تراوش  ترا می جوید؛ ای چشمه جوشان حیات.
آری، تیره شب غیبت، بدرازا کشید، دریای سیاه زندگی، سراسر گرداب و توفان شد، پهندشت انسانیت کویری تفتان گشت و منتظران، نستوه و پایدار، همچنان ترا می جویند؛ ای مهدی موعود، ای منجیمحبوب، ای قائم منتقم.
براستی که در تاریخ وصل و هجران و عشق و حرمان، محبتی چنین دیرپای ، محبانی چنین دیر پای بند و محبوبی چنان گریز پای، هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده، که هزار و ... سال است این " جذبه و ناز" و " راز و نیاز" ادامه دارد.
وای بر تو، ای قلم، بشکنی که چه نسنجیده و ناهنجار نوشتی!
کجا آن یوسف عزیز، بپای خویش، راهی چاهسار غیبت شد؟ مگر نه اینکه بیوفائی و ناشکیبائی و پراکنده دلی مدعیان حب و ایمان، سبب رخ پوشاندن و دوری گزیدن و در زندان نهان زیستن آن محبوب عالمیان است که خود ، در لفافی از اندوه، فرمود:
" اگر شیعیان ما – که خدا آنانرا بر طاعت خود توفیق دهاد – بر پایه شناختی  شایسته و صادقانه، در راه وفا به پیمانی که بر دوش دارند همدل می شدند برکت دیدار ما برای آنان زودتر دست می داد، پس ما را از ایشان دور نمی دارد مگر رفتار ناشایست و ناپسند آنان که خبرش بما می رسد.
آری،
از جذبه اوست که پرستوی عشقش در دل شوریدگان آشیان می کند .
از یادآوری اوست که گلبن یادش در روان فریفتگان بهار می آفریند .
هیچ عاشق خود نباشد وصل جو                      که نه معشوق بود جویای او
از این روست که درک محبت و مودت او – همانند حب خدا و پیامبر – نیازمند به تلاش و تکاپوی دشوار و توانفرسا نمی باشد. کافیست سراچه دل را به اشک توبه بشوئی و به مژگان استغفار بروبی وبه دو پاسدار تقوی و اخلاص بسپاری تا دریچه اش را هر بامداد بسوی " هیچ بنده ای بخدا ایمان نیاورده مگر آنگاه که مرا بیش از خودش دوست بدارد و فرزندان مرا بیش از فرزندانش و خاندان مرا بیش از خاندانش"
پیامبر اکرم"ص"

بویژه که دوستی وسرسپردگی به آستان مهدی علیه السلام، با شور و اشتیاق ظهور شکوهمند و جهانگر او در هم می آمیزد، راستی: کدام انسان حق پرستی است که آرمان حکومت عدل و دادگری را در سر نپرورد؟
کدام روان  شرافتمندی است که با نوید امنیت و آزادی همگانی، حیات تازه نگیرد؟
کدام تن ستم کشیده ای است که بامید روزگار مساوات و برابری بر کوشش و مقاومت نیفزاید؟
کدام جان درد آشنائی است که با یاد پرچمدار الفت و برادری، آرامش و آسایش نیاید؟
کدام چشم جستجوگری است که در انتظار جمال انسانیت و مردانگی به اشک ننشیند؟
کدام دل اندوهباری است که از شوق پایان غیبت و پنهانی، شادمانه نتپد؟
بس کن ، ای چگر سوخته قلم، نالیدن را، گریستن را ، و شور و آفریدن را، که این سوز را درمانی و این فراق را پایانی نمی بینم، چز هنگامه ظهور، که آنرا نیز، زمانی معین نیست و یا اگر هست:
لایجلیها لوقتها الا هو.


 

"
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : پنجشنبه، 20 اردیبهشت، 1386 (205 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | مهدویت | امتیاز : 3.33)

مهدویت: حقوق و مراحم امام زمان(عج)
alma7070 می نویسد "بسم رب المهدی

السلام علیک یا قائم آل محمد

حقوق آن بزرگوار بر ما بسیار و الطاف و مراحمش بیرون از شمار است ، بلکه همچون دریای خروشان و مواجی است که غواصی در آن نتوانیم کرد ، ولی به مقدار کف دستی از آن بر می گیریم و در پی تقرب به درگاهش ره می پوییم.

اول: حق وجود وهستی

خداوند به برکت وجود آن حضرت ، ما و هر موجودی را آفرید و اگر او نبود هیچ کس نبود، بلکه اگر او نبود نه زمین وجود می یافت و نه فلک ، شاهد این گفتار روایاتی است که اشاره می شود.
از توقیعات شریفه ی آن حضرت است که فرمود: « نحن صنائع ربنا و الخلق بعد صنائعنا...»(1) ؛ همانا ما ساخته شده پروردگارمان هستیم و مردم برای ما ساخته شده اند.
البته معنی این سخن بر دو وجه وارد است: وجه اول اینکه : امام زمان و پدران بزرگوارش واسطه رساندن فیض های الهی به سایر مخلوقات هستند و به همین معنی در دعای ندبه اشاره شده:« این السبب المتصل بین الارض و السماء» ؛ کجاست آن وسیله ای که فیوضات آسمان را به اهل زمین می رساند؟
وجه دوم اینکه : مقصود از آفرینش تمام آنچه خداوند متعال آفریده ، آن حضرت و پدران طاهرینش می باشند، یعنی اینها علت غایی و هدف اصلی آفرینش هستند و آنچه هست به خاطر اینها آفریده شده است. مؤید این وجه روایتی است که از امیرالمؤمنین علی(ع) آمده:« فانا صنائع ربنا والناس بعد صنائع لنا»(2) ؛ همانا ما ساخته شده پروردگارمان هستیم و مردم برای ما ساخته شده اند.
و احادیث فراوانی براین معنی دلالت دارد.

دوم: حق بقاء در دنیا

دلیل بر این معنی روایاتی است که به برخی اشاره می شود.
1- حسن بن علی الوشاء گوید: از حضرت رضا(ع) پرسیدم: آیا زمین به غیر امام باقی می ماند؟ فرمود: نه. گفتم: این طور روایت کرده اند که در حالی زمین [بدون امام] باقی بماند که خداوند بر بندگان خشم گرفته باشد ؟ فرمود: خیر، باقی نماند، در این صورت در هم فرو ریزد.(3)
2- امام صادق(ع) فرمود:« اگر زمین بدون امام بماند، از هم می پاشد.»(4)
3- امام صادق (ع)از حضرت علی(ع) نقل می کند که فرمود: « و بدانید زمین از حجت الهی خالی نمی ماند و لیکن خداوند چشم باطن بندگانش را از شناختن امام به خاطر ظلم وستم و اسراف آنان بر خودشان کور می کند و اگر زمین یک ساعت از حجت الهی خالی بماند اهلش را فرو می برد.»(5)
و اخبار در این باره بسیار زیاد است.

سوم: قرابت و خویشاوندی پیامبر(ص)

در سوره ی مبارکه شوری آمده« قل لا أسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی»(6) ؛ بگو : من از شما بر تبلیغ رسالت توقع مزدی ندارم جز اینکه در مورد خویشاوندانم مودت ورزید.
از امام باقر(ع) روایت شده که منظور از [القربی] در این آیه امامان هستند.(7)
و در حدیث ندای حضرت قائم(عج) هنگام ظهورش آمده: « واز شما می خواهم شما را به خدا و حق رسول خدا و حق خودم بر شما ، که مرا بر شما حق قرابت و خویشاوندی پیغمبر است...»(8)

چهارم و پنجم: حق منعم بر متنعم و حق واسطه ی نعمت


تمام بهره ها و استفاده هایی که به مردم می رسد به برکت وجود امام زمان(عج) است. در زیارت جامعه درباره ی امامان می خوانیم : « و اولیاء النعم».
امام صادق(ع) فرمود: « به برکت ما درختها بارور گردیده و میوه ها رسیده و نهرها جاری شده و باران از آسمان باریده و گیاه از زمین روییده است و به عبادت ما خداوند عبادت شده ، و اگر ما نبودیم خداوند پرستش نمی شد.»(9)
و در حدیث دیگری آمده است: « دنیا و هر چه در آن هست از خدای تبارک و تعالی و رسول او و ما است ، پس هرکه بر چیزی از آن دست یافت ، تقوی پیشه کند و حق خداوند(خمس و زکات و...) را ادا نماید و به برادران ایمانی خود احسان کند، و اگر چنین نکند خدا و رسول او و ما (خاندان پیغمبر) از ای بیزاریم.»(10)

ششم: حق پدر بر فرزند

همان طوری که فرزند از پدر بوجود می آید ، شیعیان هم از باقی مانده ی گل خاندان وحی آفریده شده اند. امام باقر(ع) فرمود: « به تحقیق خداوند ما را از اعلی علیین خلق فرموده و دلهای شیعیان ما از خمیر مایه ی خلقت ما و تنشان را از پایین تر از آن آفرید، پس دلهایشان در هوای ماست؛ زیرا از آنچه ما آفریده شدیم آنها نیز آفریده شده اند.»(11)
و پیامبر اکرم(ص) فرمود: « من وعلی دو پدر امت هستیم.»(12)
و از امام رضا(ع) روایت شده است که فرمود: « الامام الأنیس الرفیق و الوالد الشفیق » (13) ؛ امام همدم همراه و پدر مهربان است.

هفتم: حق آقا و ارباب بر بنده

معنی سیادت آن بزرگواران این است که: ایشان از خود ما در تمام امور اولی و شایسته ترهستند، چنانکه خداوند متعال فرمود: [ النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم...] (14) ؛ پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است.
و در زیارت جامعه آمده است : « و السادة الولاة» ؛ و سروران سرپرست.
واز رسول اکرم(ص) از طریق اهل سنت وارد شده: « ما فرزندان عبدالمطلب سروران اهل بهشت هستیم ؛ من و علی و جعفر و حسن و حسین و مهدی(علیهم السلام)

هشتم: حق عالم بر متعلم

در چند روایت از امام صادق(ع) آمده ، که امام زمان و پدران طاهرینش راسخین در علم هستند و نیز خداوند متعال دستور فرموده تا مردم هر چه می خواهند از خاندان وحی بپرسند که ایشان (اهل الذکر) اند: ( فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون) (15) ؛ پس از اهل ذکر سؤال کنید ، اگر نمی دانید.


1- الاحتجاج: 2/278
2-نهج البلاغه ، نامه 28
3-اصول کافی:1/179
4-اصول کافی:1/179
5- الغیبة ، نعمانی:141
6- سوره شوری: آیه 23
7- تفسیر برهان : 2/121
8- الغیبة ،نعمانی:149
9- اصول کافی: 1/144
10- اصول کافی: 1/408
11- اصول کافی:1/390
12- بحارالانوار:36/11
13- اصول کافی:1/200
14- سوره احزاب، آیه 6
15- سوره انبیاء ، آیه 7.

"
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : چهارشنبه، 19 اردیبهشت، 1386 (281 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | مهدویت | امتیاز : 2.5)

مهدویت: رافت بیکران حضرت مهدی
mehraneh_85 می نویسد "                                                                                                     

شاید این سخن را بسیاری شنیده و از ترس جان خود لرزیده اند که دوازدهمین امام معصوم "ع" – آن زمان که ظهور می کند – بیشتر مردم دنیا را می کشد و جوی خون به راه می اندازد؛ نفس ها را در سینه ها قطع می کند و قیام او برای عذاب و عقوبت مردم است و ....!
این تصویر حجابی بر حجاب های او می افزاید و سدی افزون بر آن چه هست در برابر دید مردمان می کشد تا هرگز نور جمالش را نبینند و به فیض ظهورش نرسند و او بیش از پیش در غربت خود بماند و از فراق دوستان بنالد!
آن چه بیش از همه قلب محبانش را می آزارد آن است که این سخنان از کسانی به گوش می رسد که دعوی محبت و ارادت به او دارند؛ در حالی که غافل اند از این که آن وجود مقدس امام عصر ع رحمت پهناور است.
[1][1]
امام باقر "ع" از پدران گرامیش از حضرت امیرالمومنین ع در وصف مهدی آل محمد "ع" چنین نقل فرموده است:
" اوسعکم کهفا ، و اکثر کم علما، و اوسعکم رحما"
[2][2]
( حضرت مهدی "ع" ) از همه شما بیشتر، مردمان را پناه می دهد و از این کلام – که به نقل شیخ حر عاملی چهل ر معصوم آن را نقل فرموده اند-گوهری از خزائن معرفت آن ولی الله الاعظم است که در نهایت ظرافت، عمق رافت او را بیان می کند و وسعت رحمت او را بر عموم یاد آور می شود. از آن جا که مولی الموحدین حضرت امیر المومنین(ع) رافت او را به کهف تشبیه می فرماید، می توان این نکته را دریافت که چگونه لطف عامش نه تنها شیعیان و محبان، که عموم مردمان را فرا گرفته است؛ همچون کهفی که ملجا هر پناه جویی است و آغوش امن و امان بر بی پناهان گشوده است و هر که به او روی آورد ایمن خواهد بود.
حدیث مفصل و جالبی از حضرت رضا(ع)نقل شده است. در این کلام نورانی امام رضا(ع)، باید به نیکی تدبر نمود و آن جام لبریز از زلال وحی را با آرامی نوشید که کلام امام را فهمی از امام باید.
اکنون باید در محضر انوار رضوی زانوی ادب زد و نظاره کرد که چه زیبا، آن حضرت از رافت امام پرده بر می گیرد و آن برتر از معنا را به پیمانه الفاظ می ریزد و جان ها را به تماشا می نشاند. نخست او را به صاحب انسی رفیق مانند، تشبیه می کند که در انسش آرامش جان است و در رفاقتش محبت بیکران. دیگر باره این مقام را با تعبیری عمیق تر به تصویر می کشد و رافتش را به پدری دلسوز تشبیه می کند که  از هیچ هدایت و ارشادی دریغ نمی ورزد؛ چه عطوفت و لطف پدر از محبت و انس رفاقت برتر است. لطف  امام، اما، فوق این هاست. مهر امام مهر برادری است که همراه انسان و همزاد با او به دنیا آمده است یا این که یکی بوده اند؛ مثل دانه خرما و سپس دو نیم گشته اند؛ گویی انسان را جزئی از خود می داند و اینسان به او مهر می ورزد؛ محبانش را جدا از خود نمی بیند و رعیتش را از اجزای خود می انگارد.
تشبیه ها بدین ترتیب است:
1.         آفتاب   حهانتاب                                                                                          
امام هشتم (ع)، در این حدیث امام را به سان خورشید عالمتاب معرفی می فرماید:                      
"الامام کالشمس الطالعه المجلله نورها للعالم"1        
امام چونان خورشیدی است که طلوع می کند و پرتو نورش تمامی جهان را، فرا می گیرد.
2.       ماه  درخشان                                                                                                                 
" الامام البدر المنیر"2                                                                                                    
امام ماه نور افشان شب چهارده است. بنابراین سخن، اکنون در روزگار ما حضرت مهدی(ع) وجودی کامل و بی نقص است. چراغی است که با پرتوش به اطراف نور افشانی می کند و نوری است که بر افق می تابد.
3.      آب گوارا                                                                                                               
  " الامام الماء العذب علی الظماء"1                                                                              
امام آب گواراست ، در وقت تشنگی.                                                                              
  کسی که در نهایت تشنگی و خستگی، در تابش شدید آفتاب و گرمای سوزان راه می رود، می فهمد که آب گوارا یعنی چه و یک قطره آب، در آن حال، قدر بی اندازه دارد. این است که کسانی معنی امام را می فهمند که به تشنگی رسیده اند. آیا انسان ها از این آب شیرین استفاده کافی می کنند؟             
شکر این نعمت، وقتی ادا می شود که تشنگان برای رفع تشنگی، از آن آب شیرین استفاده کنند؛ نه این که آن را رها کرده بخواهند با هر آب تلخ و شوری رفع عطش کنند.
از بالاترین مصادیق این عطش، تشنگی در مسائل اعتقادی است. چند در صد از شیعیان، برای رفع این عطش، سراغ امام "ع" و سخنان ایشان می روند؟! آیا برای احادیث ائمه "ع" شان مناسبی قائل هستند یا این که گفتار متکلمان غیر مسلمان یا دانشمندان ضد شیعه را مبنای " دین شناسی" قرار می دهند؟ این امر مورد ابتلای متفکران و دانشمندان جامعه است نه مردم عادی و متاسفانه آن ها – چنان که باید و شاید – بهای لازم را به سخنان کهربار اهل بیت "ع" نمی دهند.
4 – رهنمای هدایت
" والدال علی الهدی"
[3][3]
امام  دلیل و راهنماست بر هدایت

امام، ، در مقام راهبری فکری، مردم را به سوی قرآن، کتاب بزرگ آفرینش  ، هدایت می کند؛ چنان که حضرت موسی بن جعفر "ع" می فرماید:
"الامام یهدی الی القرآن، و القرآن یهدی الی الامام"
[4][4]
امام به سوی قرآن راه می نماید و قرآن به سوی امام.

5 – پدر دلسوز
حضرت رضا "ع" در ادامه فرمایش خود در معرفی امام می فرماید:
" الامام ..... الوالد الشفیق والاخ الشفیق والام البره بالولد الصغیر"
امام .... پدر دلسوز" شفیق" و برادر تنی و مادر نیک رفتار نسبت به فرزند خردسال است.
شفقت محبتی است که به همراه دلواپسی  و نگرانی و سوختن برای محبوب باشد.
یک پدر دلسوز در مقابل فرزند خود احساس مسئولیت می کند و نگران اوست. پدر – بیش از آن که به فکر راحتی خود باشد – به آسایش فرزندش می اندیشد و می کوشد تا بهترین امکانات را برای او فراهم آورد. در واقع پدر و مادر به فرزندشان احسان می کنند.
این حالت پدر و مادر ، برخاسته از محبت قلبی آنهاست. منطق محبت، منطق خاصی است و تا زمانی که کسی اهل آن نباشد، نمی فهمد، اگر کسی پدر و مادر نباشد ، نمی تواند  احساس آنها را نسبت به فرزندشان درک کند.
امام  علی  بن موسی الرضا"ع" محبت امام را شبیه مادر نیک رفتار نسبت به فرزند کوچک خود معرفی می فرماید. علاقه و محبت مادر به فرزند بسیار روشن است  و بالاترین مظهر محبت به شمار می آید. هر کس بخواهد بهترین نمونه محبت و عاطفه شدید در دنیا را نشان دهد، باید به محبت  نسبت به فرزند خردسال بنگرد.
باید باور داشت که محبت امام عصر "ع"   به ما، افزون از محبتی است که یک پدر دلسوز و یک مادر مهربان نسبت به فرزند خود دارند. این حقیقت، جز در وجود مقدس آن حضرت یافت نمی شود. باید این نعمت بزرگ الاهی را قدر دانست و آن را پاس داشت.

6- بهترین پناه
عبارت " الکهف الحصین و غیاث المضطر المستکین"
[5][5] در موارد متعدد در وصف امام آمده است .

" کهف حصین "  پناهگاه استواری است که انسان را ازا خطرات و لغزشها مصون می دارد و امام فریادرس و پناه درماندگانی است که به او روی آورند.

بنابراین، امام آفتاب جهانتاب است .... باران حیات بخش است.... ماه تابان است .... ستاره هدایت است ... آب گوارا است ... شعله فروزان است ... خورشید پرفروغ است ... راهنماست.... باران شتابنده بهاران است ... چشمه جوشان است .... برکه و گلستان است ..... انیش جان و رفیق مومنان است و از همه بهتر این که پدری دلسوز و مادری مهربان است.



[1][1] وارحمه الواسعه .......... مفاتیح الجنان، زیارت آل یس-
[2][2] - اثبات الهداه، ج.7 ، ص 75
[3][3] - الکافی ، کتاب الحجه ، باب نادر جامع فی فضل الامام و صفاته، ج.1
[4][4]  بحارالانوار، ج.25 ، ص 194، -
[5][5]  بنگرید به صلوات منقول از حضرت زین العابدین "ع" در هر روز از ماه شعبان، مفاتیح الجنان.-
"
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : سه شنبه، 18 اردیبهشت، 1386 (199 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | مهدویت | امتیاز : 4)

مهدویت: طاووس بهشت
alma7070 می نویسد "  بسم رب المهدی

  السلام علیک یا بقیةالله

ای طوطی باغ ملکوت ادرکنی                      طاووس بهشت و جبروت ادرکنی
ای قابل دعوت و قنوت ادرکنی                      ای شافع اهل برهوت ادرکنی
                                  
                                      ای مظهر کامل ثبوت ادرکنی

ای نور رخت شمس سرای ناسوت                ای هر نفست عطر فضای لاهوت
ای در صدف هر دو جهان چون یاقوت             ای غیر خدا به یمن و لطفت با قوت
                                 
                                       ای زینت سجده و قنوت ادرکنی

ای آن که به قوتت قویان مقهور                     ای آن که به رحمتت ضعیفان مسرور
با عزت تو جاه عزیزان مهدور                           ای مرحمتت بر اهل ایمان منظور
                               
                                       درمانده به مدحتت نعوت ادرکنی

محبوب توام چرا که حب از تو بود                   منظور توام چون نظرم بر تو بود
مذکور توام چرا که ذکر از تو بود                      منصور توام چون مددم از تو بود
                                  
                                         ای خلد به حب تو منوط ادرکنی

حب تو نگه داشتم از لوث گناه                         بی حب تو فعل خیر هم هست تباه
دردم شده درمان به نگاهت ای شاه              ای حجت حق کن نظری بهر اله
                                  
                                         ای بیت تو ارفع بیوت ادرکنی

ای نور دل علی و فرزند بتول                            ای حجت اثنا عشر از آل رسول
ای طاعت حق به حب تو گشته قبول               مأمور به حبت همه ارباب عقول
                                
                                       ای عداوتت عین سقوط ادرکنی

حب تو به جان و دل من زد شرری                     جانم به فدای همچو تو تاج سری
بر عاشق دلخسته خود کن نظری                     تو حجت حق بر همه جن وبشری
                                
                                      ای طی رهت شد به صموت ادرکنی

خاموش مکن آتش عشقت ز دلم                      آمیخته با عشق تو شد آب و گلم
از فرط گناهان فراوان خجلم                              از روی دلارای تو بس منفعلم
                                  
                                       ای سامع افشاء و سکوت ادرکنی

در دست هوای نفس و شیطان گیرم                بنگر که چگونه در غل و زنجیرم
از فرط گنه بسته شده تدبیرم                             افتاده ام از پا و بیا بر گیرم
                                   
                                       ای از کرم تو این خطوط ادرکنی

ای کاش نبودم که حزینت بینم                            در دشت و جبل خانه گزینت بینم
سخت است عدو شاد و غمینت بینم                   ای کاش بمیرم نه چنینت بینم
                                
                                      ای صبر ز صبرت به سکوت ادرکنی

ای دلبر من، من به تو دینم دادم                            با داشتن درد فراقت شادم
زان لحظه که دیده به جهان بگشادم                    دل را به غم عشق تو جانا دادم
                                      
                                           تا بهر تو گردد ز بیوت ادرکنی

"
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : دوشنبه، 17 اردیبهشت، 1386 (165 مشاهده)
(ادامه متن ... | 21147 بایت باقی مانده | نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | مهدویت | امتیاز : 0)

چهارده نور: اوصاف پیامبر نور 2
اوصاف پیامبر از زبان سید الشهدا قسمت دوٌم
 

بیائید پیامبر را از زبان کسی بشناسیم که پیامبر را بهتر از هر کسی می شناخت
 

- محترمترین کس نزد پیامبر کسانی بودند که بار مردم را بر می داشتند ( انگل جامعه نبودند بلکه مشکلی از مردم حل می کردند.
 

-  هر کس از پیامبر چیزی می خواست و حاجتی را طلب می کرد محال بود دست خالی برگردد اگر داشت می داد و اگر نداشت او را با کلمات زیبا بدرقه می کرد و از او عذر می خواست و به او آرامش می داد .
 

-  هیچ کس از نزد پیامبر ناراحت بیرون نمی آمد.
 

- پیامبر برای مردم پدر بود و همه مردم بدون استثنا نزد او مساوی بودند و برای هیچ کس بدون دلیل احترام و یا بی احترامی قائل نمی شد. حتی نگاهش به مردم مساوی بود و به سخنان افراد به طور مساوی گوش می داد
 

- مجلس او مجلس حلم و حیا و صدق و امانت بود در مجلس او داد و قال نبود و همه با آرامی و منطق سخن می گفتند . همه مودب بودند . جلسه ای که پیامبر در آن حضور داشت همه متعادل بودند همه بر اساس تقا سخن می گفتند همه متواضع بودند و همه به پیر ها احترام می گذاشتند و با کوچکتر ها مهربان بودند و نیازمندان را بر خود مقدٌم می داشتند در مجلس پیامبر محال بود غریبی وارد شود و پیامبر به احترام او از جای بلند نشود و به او بی اعتنا باشد و بقیه نیز بر اثر تعلیمات پیامبر اینچنین بودند به طوریکه آن شخص غریب خودش را غریب احساس نمی کرد.
 

- همیشه شادی در چهره پیامبر بود و لبخند بر لبانش بود شادیش برای مردم بود و غمش برای خودش
 

- با پیامبر راحت می شد ارتباط برقرار کرد و به مقدمات خاصی نیاز نداشت .
 

- پیامبر خشن و تند خو نبود و هرگز فحش بر لبان او جاری نشد .
 

- پیامبر عیبگیر نبود و عیب مردم را دنبال نمی کرد .
 

-  مداح هم نبود و در تعریف از افراد مبالغه نمی کرد .
 

- وقتی سخن می گفت همه ساکت می شدند انگار پرنده روی سرشان نشسته تا یک کلمه از سخنان پیامبر از دستشان نرود.
 

- در حضور پیامبر مردم وسط حرف هم نمی پریدند.
 

گوشه ای از اوصاف پیامبر از زبان حضرت امام حسین برگرفته از سخنرانی استاد رحیم پور ازغدی در این دو مطلب آورده شد
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : یکشنبه، 16 اردیبهشت، 1386 (177 مشاهده)
(ادامه متن ... | 1 نظر| چاپ این مطلب | چهارده نور | امتیاز : 5)

مهدویت: مهر محبوب
mehraneh_85 می نویسد "
                                                                                                    بنام خدا

                                                                        السلام و علیک یا اباصالح المهدی ادرکنی


مهر محبوب
ا
مام رضا "ع" می فرماید:
" اهل آسمان و زمین و هر زن و مرد دل سوخته و هر دل غمین و اندوهگین، بر آن حضرت ( امام زمان علیه السلام) گریه می کنند[1]
ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
                                                    ببین که در طلبت حال مردمان چون است
باید دانست که محبت هر جند امری است پوشیده و مخفی و عملی است باطنی و قلبی، ولی آثار و دلایل آشکار و شاخه های  بسیاردارد.
محبت بسان درخت پربرگ و باری است که بر شاخه هایش گلهای رنگارنگ بشسته، بعضی از آثار آن در زبان و بعضی در اعضاء و جوارح انسان، آشکار می گردد.
گویند که در سینه، غم غم عشق نهان ساز
                                                   در چنبه چسان آتش سوزنده بپوشم؟
همانطور که درخت هر چه بیشتر رشد کند و پرورش یابد، گلها و شکوفه هایش فزونتر شود، همچنان ، هر چه محبت و دوستی بیرومندتر گردد، آثار و نشانه های آن بیشتر می شود. چنانکه از آثار محبوب، همیشه و همه جا است. خدای تعالی در حدیث قدسی می فرماید:
" یا موسی ان ذکری حسن علی کل حال"[2]
ای موسی یاد من در همه حال نیکوست

خداوند متعال محبت و مودت اهل بیت پیامبر "ص" را بر همگان واجب و به عنوان مزد رسالت پیامبر مطرح فرمود: " قل لا اسالکم علیه اجرا الا الموده فی القربی"[3]

اظهار دوستی و علاقه به اهل بیت علیه السلام به عنوان اجر رسالت، منفعتی برای پیامبر و اهل بیت ندارد بلکه تنها مومنان در دنیا و آخرت از آن بهره مند خواهند شد." قل ما سالتکم من اجر فهولکم"[4]
در حقیقت همین مودت و ارتباط های روحی و معنوی است که راه سیر به سوی خدا را فراهم می سازد، و سلوک انسان را در راستای اراده حق متعال شکل می دهد.
با محبت امام زمان "ع" است که زمینه های اطاعت از او فراهم می شود، و با اطاعت از اوست که راه کمال انسان بسوی خدا هموار می گردد.
محبت، اساس و پایه دین، بلکه مساوی با دین است.
" هل الدین الا الحب؟"[5]
دین خدا جز با تکیه بر محبت و ولایت اهل بیت "ع" استقرار نمی یابد. از این رو انتظار حاکمیت و غلبه دین در جهان، به نوعی انتظار جهانی شدن محبت و ولایت امام زمان "ع" است.
و شاید به همین خاطر باشد که امام زمان "ع" می فرماید:
" فلیعمل کل امری منکم بما یقرب به من محبتنا"[6]
پس هر یک از شما باید به آنچه که او را به مقام محبت ما نزدیک می کند، عمل نماید.
از این رو هرگونه عملی که بتواند، مقدمه ای برای ایجاد محبت بیشتر به امام زمان "ع" باشد؟، انجام آن وظیفه ای بر عهده شیعیان خواهد بود.



- بحار ج 51 ص 152 [1]
- الکافی ج2 ص 497[2]
- شوری (42) : 23 ." بگو من از شما جز مودت و محبت خویشاوندانم اجر و مزدی برای رسالت نمی خواهم".[3]
- سبا( 34)[4]
- تفسیر عیاشی ج1 ص 167 به نقل از امام صادق "ع"[5]
- احتجاج طبرسی ج2 ص 599[6]
"
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : شنبه، 15 اردیبهشت، 1386 (160 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | مهدویت | امتیاز : 5)

مهدویت: پدر مهربان
alma7070 می نویسد "بسم رب المهدی(عج)
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
اللهم عجل لولیک الفرج

سید بن طاووس- که درود ورضوان خداوند بر او باد-شخصیتی است که آنقدر خدمت امام زمان(عج)رسیده است که صدای حضرت را تشخیص می داد.
او می گوید: نیمه ی شبی به سرداب مقدس- محل تولدامام زمان(عج) - مشرف شدم؛ ناگهان صدای زیباو ملکوتی امام عصر(ع) را از داخل سرداب شنیدم که در حال مناجات با پروردگار بود وچنین عرضه می داشتند:
            « اللهم ان شیعتنا خلقت من شعاع انوارنا و بقیة طینتنا»
«بار خدایا! شیعیان ما از پرتو انوار ما و از زیادی سرشت ما آفریده شده اند.»

           «وقد فعلوا ذنوبآ کثیرة اتکالآ علی حبنا و ولایتنا»
«چه بسا که آنان به اتکا دوستی و ولایت ما مرتکب گناهان زیادی شده اند.»

آری ، او پدری مهربان است و نمی تواند ببیند که فرزندش در آتش قهر خدا بسوزد، لذا می فرماید:
            «فان کانت ذنوبهم بینک وبینهم فاصفح عنهم فقد رضینا وما کان منها فیما بینهم فاصلح بینهم و قاص بها عن خمسنا و ادخلهم الجنة و زحزحهم عن النار و لا تجمع بینهم و بین اعدائنا فی سخطک»[1]
«اگر گناهان آنها در ارتباط با توست از آنها درگذر که ما راضی می شویم وآنچه از گناهان آنها در ارتباط با خودشان و مردم است، خودت بین آنها را اصلاح نما و از خمسی که حق ماست به آنها بده و آنان را به بهشت خود داخل نموده و از آتش برکنار و محفوظ دار و ایشان را در کنار دشمنان ما در دوزخ خود قرار مده»

آری ، زمانی که تاریکی جهان را فرا می گیرد و همه غافل از او در خواب ناز هستند، او یکه و تنها به سرداب می رود و برای شیعیان گنهکار خویش دعا می نماید.
امام(ع) پدری است مهربان که اگر فرزندش با نافرمانی ، مستحق عقوبت و عذاب الهی می شود با آبروی خویش در درگاه خداوند متعال وساطت می کند.تا بدانجا که آن پدر دلسوز سرمایه ی نیکی های خود را در میان آورده و با این سرمایه دوستان خود را از گرفتاری قیامت می رهاند و به بهشت جاویدان سوق می دهد، زیرا او تحمل جمع شدن دوستان را با دشمنان ندارد.
اگر جز همین کلام مولایمان امام زمان(عج) از جانب او کلامی صادر نشده بود، همین بر جوشندگی دریای عطوفت و مهر و کرامت این پدر مهربان برای ما کافی بود و اگر مرحوم سید بن طاووس ،بلکه همه ی دوستان و محبان از روی شرم و خجالت به واسطه ی این غفلت و گناهان خویش آرزوی مردن کنند آرزوی گزافی نکرده اند.
و این همان معنای استغفار امام زمان(عج) است . در زیارت آل یس به ساحت قدس او این چنین خطاب می کنیم:
«السلام علیک حین تحمدو تستغفر»
«سلام برآن هنگامی که شکر و طلب آمرزش می کنی»

حضرت باقرالعلوم(ع) فرمودند: پیامبر(ص) در میان جمعی از اصحاب خود فرمود:
«بودن من در میان شما خیر است و جدایی من از شما هم برایتان خیر است»
جابر بن عبدالله انصاری از ایشان پرسید: ای رسول خدا!البته بودن شما در میان ما خیر است، ولی چگونه جدایی شما از ما خیر می شود؟
حضرت فرمودند: اما بودن من در میان شما برای شما خیر است ، چون خدای عزوجل فرمود:"و ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم"[2] یعنی(تا وقتی تو در میان آنها هستی خدا ایشان را عذاب نمی کند)
واما جدایی من از شما برایتان خیر است ، چون هر دوشنبه و پنجشنبه اعمال شما بر من عرضه می شود.آنگاه برای کارهای خوب شما خدا را سپاس می گویم و برای کارهای بد شما(از خدا)طلب مغفرت می کنم.[3]
لطف ومحبت او همچون محبت یعقوب(ع) بر فرزندان گنهکار خویش بوده و نیز عنایت و بخشودگی او همانند مهربانی یوسف(ع) بر برادران عاصی و پشیمان خویش است.
ما نیز چون فرزندان یعقوب ، به سوی یوسف زهرا (ع) التماس والتجاء می کنیم ، شایدبه نگاهی دلی از ما شاد نماید و بفرماید: «لا تثریب علیکم الیوم،هیچ باکی بر شما نیست.»
در فرازی دیگر امام رضا(ع) امام معصوم را با صفت«الاخ الشفیق»[4] معرفی می نمایند. لغت«شقیق» از «شقه» به معنی «نصف هر چیز» می آید.«الاخ الشقیق» به برادر دوقلو و دو برادر هم نظیر گفته می شود، به این اعتبار که گویی هر کدام نیمه یکدیگرند.دو برادر که چنین رابطه ای با هم دارند، طبیعتآ میان آنها رابطه ی عاطفی گرمی برقرار خواهد بود تا آنجا که گاهی از اوقات پدر ومادر نیز نمی توانند جایگزین آن شوند. امام(ع) نیز برای امت خود همچون برادر فداکار است که رابطه ی بسیار نزدیکی با برادران خود- یعنی امت خویش- دارد.
حال اگر بیاندیشیم در می یابیم که محبت امام  به امت خود ودوستانش چگونه است. آری ما دوستان و شیعیان باید قدر دان این نعمت بسیار بزرگ الهی باشیم و آن را پاس بداریم.
امید بر این داریم که خداوند متعال زنگار غفلت را از دلهای ما بزداید و بیش از پیش ما را متوجه امام زمان(عج) و آن یار سفر کرده بگرداند. چه بسا صبح تا به شب بر ما بگذرد و به فکر او نباشیم!ولی او به فکر ما باشدو بر گناهان دوستانش از پروردگار خویش طلب آمرزش می نماید.پس چه زیباست در قبال این محبت و رأفت ما نیز بر او سلام و درود خویش را نثار کنیم:
«السلام علیک حین تحمد و تستغفر»

چه نعمتی است مرا این که مبتلای توام             بیا به دست بلای دگر مسپارم
زخود شده ام خسته بر خودت سوگند                 که در فراق تو پژمرده ام،دل افکارم
بیا دعا بنما تا دگر ز فرط گناه                                دل حزین تو را این همه نیازارم





[1]-بحار الانوارج53،ص302ونجم الثاقب،حکایت19
[2]-سوره انفال ، آیه33
[3]-کنز الدقائق،ج5، ص334
[4]-اصول کافی ج1، ص198، ح1(باب نادر جامع فی فضل الامام و صفاته)"
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : جمعه، 14 اردیبهشت، 1386 (221 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | مهدویت | امتیاز : 4)

مجموع خبرها 193 (20 صفحه | درهر صفحه 10)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 ]
کلام نور

امام علی (ع):

عدل آن است که در افعال خدا ، گمان بی حکتمی نبرید.


آمار طرح ختم صلوات
آمار طرح ختم صلوات گامی به سوی ظهور

تعداد صلوات های ختم شده در ماه شعبان:

1,728,905</