Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

منو اصلی
icon_home.gif صفحه اصلی

icon_community.gif کاربران
tree-T.gif انجمنهای گفتگو
tree-T.gif طرح ختم صلوات گامی به سوی ظهور
tree-T.gif بهترینهای سایت
tree-T.gif لیست اعضا
tree-T.gif پیغام خصوصی
tree-T.gif پیامهای سریع
tree-L.gif نظرات و پیشنهادات
· آرشیو مطالب
favoritos.gif مطالب
tree-T.gif موضوعات
tree-T.gif ارسال مطلب
tree-L.gif آمار سایت


پیامهای کوتاه
پیام های قدیمیتر   

 


آخرین مقاله ها
امام مهدی در کلام امیر المومنین [ 0 نظر شما چیست؟ - 6 مشاهده ]
سلوک[ 0 نظر شما چیست؟ - 13 مشاهده ]
عیدانه[ 0 نظر شما چیست؟ - 30 مشاهده ]
کیمیای محبت[ 0 نظر شما چیست؟ - 30 مشاهده ]
صفای باغ جنان !!!!!!!![ 0 نظر شما چیست؟ - 35 مشاهده ]

[ موارد بیشتر در بخش اخبار و تازه ها ]



درگردان انجمن
موضوعات 626
ارسال ها 1085
بازديدها 197487
پاسخ ها 459
تعداد اعضاء 183
آخرين 20 پيغام انجمن ها

انجمنها جستجو


وضعیت کاربران
در حال حاضر 0 مهمان و 0 کاربر در سایت حضور دارند .

خوش آمدید ، لطفا جهت عضویت در سایت فرم مخصوص عضویت را تکمیل نمائید .


جستجو




انتخاب زبان
انتخاب زبان نمایش :

English Persian


ساعت


دلنوشته: خداحافظ رمضان
alma7070 می نویسد "به نام خدا
خداحافظ رمضان
هلال نقره اي ماه، آسمان رمضان را روشنايي بخشيده است و منِ خاکي در اين ثانيه ها به يک ماه مهماني مي انديشم، به يک ماه خاطره ي آسماني، به يک ماه «ربَّنا لا تزغ قلوبَنا»ي دستانم، به يک ماه طعم دعاي سحر و به يک ماه تشنگي!.
«اللهُم اجعَل صيامي» در اين شهر رمضان «بِالشُکر و القبول عَلي مَا تَرضاهُ...» منِ سراپا خاکي، همانند شبهاي قدر به نيايش تو نشسته ام و تاريکي شب را در زير نور مهتاب با ذکر شمار عاشقي ام انتظار مي کشم...   من در سيل سرشکم غسل عيد به جا آورده ام، غسل شادماني، غسل شوق...صدا مي آيد... الله اکبر، خدا بزرگ است؛ لا اله الا اللهُ، الله اکبر ، و ستايش مخصوص توست اي تنها بهانه ي نيايش.
آسمان که هر صبحدم تسبيح تو مي گويد اينک در اين صبح باراني از شوق و شور در اين عيد عرفاني در مقابل روزه داران کم آورده است، اين همه عاشق زير سقف آسمان دست به سوي پروردگار به نيت پنج مهمان کساء پيامبر «اللهُم اهلَ الکِبرياءِ و العظمةِ و اهلَ الجودِ و الجبروت» را، با تو نجوا مي کنند، اي تو اهلِ عفو و رحمت و اي اهل تقوا و مغفرت...
دانه دانه ي اشک آسمان با سرشک شوق آدميان درآميخته و همه فرياد مي زنند «اسئَلُک بِحقّ هذا اليَوم» که قرارش دادي «للمسلمينَ عيدا» رحمت فرست بر محمد و خاندان او، بر مهدي موعود، بر منتَظَر دل ما، سلام ما را برسان يا الله!
«و اعوذُ بِکَ مِمَاستَعاذَ منهُ عِبادُک الصالحون» پناه مي برم به تو از دردِ جانکاه انتظار...!
چه نشاط انگيز است همگام با نسيم صبحِ باراني پس از يک ماه روزه داري و نماز عاشقي، يک صدا با ديگر عاشقان، هم نوا با آن يار سفر کرده! نداي «اللهُم رَبَّ النورِِ العظيم» سر دهي و در آخر با ضربه هاي قلبت «العجل، العجل، العجل» را عيدانه از خداوند درخواست کني.
پس از يک ماه روزه داري و لب تشنگي اکنون با باران رحمت پروردگار روزه ات را افطار کن! روزه ات قبول باشد و خداحافظ رمضان،از کجا معلوم تا رمضان سال دیگر باشیم.
خداحافظ اي عزيزترين ماه خدا و اي عيد اولياي خدا ، اي بهار كتاب خدا
خداحافظ اي بهترين اوقات كه مارا يار بودي در بازگشت به سوي خدا
خداحافظ اي ماه باز شدن درهاي آسمان
خداحافظ اي ماه سرشار از كارهاي نيك و خير بندگان
خداحافظ دوست ما كه در برابر گناه ما را ياري دادي
خداحافظ كه چه بديها با آمدنت از ما دور شد و چه خوبيها كه با رفتنت در پرونده ما ثبت شد
خداحافظ اي ماه استجابت دعا
خداحافظ اي ماه توبه و دوستي با خدا
خداحافظ اي كه سرشار از بركات برآمدي و مارا پاك ترك كردي
خداحافظ كه هنوز فرا نرسيده بودي از آمدنت شادمان بوديم و هنوز نرفته از فراغت ناراحت هستيم
خداحافظ شلوغي شبهاي احيا و نيمه رمضان
خداحافظ خنده هاي ناشي از شيريني دها
خداحافظ ذكر حسن حسن شب 15 رمضان
خداحافظ ناله هاي شب و سرخي سحر نوزدهم
خداحافظ جمعيت انبوه شب 21
خداحافظ باران رحمت شب 23
خداحافظ صداي دلنشين جزخواني قرآن در خلوت
خداحافظ 14 صلوات نثار 14 معصوم
خداحافظ دعاي " اللهم رب شرح رمضان...."
خداحافظ روضه هاي طوفاني و خونريز
خداحافظ روضه هاي آرام و جگرسوز
خداحافظ دعاي ابوحمزه
خداحافظ دعاي جوشن كبير
خداحافظ شبهاي قدر
خداحافظ شب صحبت با خدا زير كلام خدا
خداحافظ ناله هاي العفو در خاموشي چراغها
خداحافظ بوي سيب و شب جمعه
خداحافظ دعاي كميل علي(ع)
خداحافظ شور حسين حسين و يا ابالفضل
خداحافظ صلواتهاي نثار رقيه
خداحافظ ميزبان سه ساله
خداحافظ رمضان
وسلام بر تو اي فطر كه بوي قبولي استغفار و پاكي بندگان را مي دهي ،‌ عيد توبه پذيران
و سلام بر نماز تو كه ارزوي خواندن آن را پشت سر حجت خدا داريم.
اللهم عجل لوليك الفرج
"
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : یکشنبه، 22 مهر، 1386 (221 مشاهده)
(ادامه متن ... | 2 نظر شما چیست؟| چاپ این مطلب | دلنوشته | امتیاز : 4.5)

مهدویت: اللهم عجل لوليك الفرج
alma7070 می نویسد "السلام عليك يا مولانا ياصاحب الزمان(عج)

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند
***
دوباره دلم در این غروب، هوای تو کرده و شبی که دوباره از راه رسید
اما، تو در کنارم نیستی!!!
و در این زمانه، که روزگار غريبي است
و هيچ چيز، نه بر جاي خود و هيچ كس، نه چونان كه بايد
حق و باطل چنان در هم آميخته كه تميیزشان مشکل
سياهی، سپيد شده و سپيدان، سياه
عقلانیت، چوب حراج خورده و جهالت را سر دست مي برند
همه، به هست بودن نيست ها عادت كرده اند
واژه ها، معناي خود را نمي یابند
و ظالمان، عاطفه، مهر، عشق و ايمان را
از همه لغت نامه ها خط زده اند.
ميوه دادن، گويي ديگر كار درختان نيست
گل سرخ، از عطر افشاني سر باز مي زند
رودها، سرود زندگي فراموششان شده است
كوه ها، از ياد برده اند كه بايد اسوه پايداري باشند
خاك ديگر بي ريا، آب ديگر زلال و آسمان، ديگر آبي نيست
بلبلان، خواندن نمي دانند و كلاغان، در مزارع مترسك شده اند
گوسفندان، در پي گرگ هايند
گرگ را بيني، كه گله نگه مي دارد
و سگ نگهبان، را كه به گله حمله مي برد.
گویا انسان فراموشش شده، كه قرار بود اشرف مخلوقات باشد.
خورشيد را، نه روشنايي مانده و نه گرمايي
در آسمان تاريک شب ها، ديگر نمي توان ماه را ديد
مادران را مهر به دل نمانده و فرزندان را احترامي در پیش نيست
در بازار روز شهر، ميوه شب مي فروشند
دل سپردن به خنكاي آب چشمه ده بالا، ديگر براي كسي لذت آور نيست
گل هاي ياس باغچه همسايه، ديگر كوچه مان را عطرآگين نمي كنند
دیگر كسي وقتي دلش گرفت، حافظ زمزمه نمي كند
كسي ديگر از مهر خورشيد سخن نمي گويد و از زيبايي گل سرخ
مجنون را عشق ليلا از دل رفته است
ني را، نه حكايتي مانده ست و نه شكايتي
آيينه ها هم دروغگو شده اند
به چشم ها هم اعتمادي نيست
قاصدك هاي مسافر، خانه نشين شده اند
نه درمان دردي،
نه تکیه پناهي،
نه دست نوازشي،
نه سوسوي چراغي،
نه روزنه اميدي،
نه نواي آرامش بخشی،
نه نگاه آشنايي،
نه ....
روزگار غريبي است
با مردماني، غريب تر
ولی امید به حضور تو و تنفس در هوای با تو بودن
مرا زنده نگه می دارد
آرزوی دیدارت، قرار از دلم ربوده
و خواب از چشمانم، و گریه شوق امانم را
ولی تو خواهی آمد و...
عاقبت غمها چاره شود
زندگی از نو تازه شود
از سفر می آیی! از سفر می آیی!...

"
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : چهارشنبه، 18 مهر، 1386 (160 مشاهده)
(ادامه متن ... | 1 نظر| چاپ این مطلب | مهدویت | امتیاز : 0)

فواید روزه
mehraneh_85 می نویسد "بسم الله الرحمن الرحیم



روزه فواید جسمی و روحی فراوان دارد. شفابخش جسم و توان جان است. پاک کننده آدمی از رذائل حیوانی است در ساختن فرد صالح و اجتماع بسامان بسیار موثر بوده و در تهذیب و تزکیه نفس و رهاندن انسان از روزمره گی و واماندگی در نیازهای تن تاثیر بسزایی دارد.
روزه کی از احکام انسان ساز اسلام است که آگاهی از همه فاوید و پی بردن به فلسفه کامل آن همچون سایر احکام الهی برای انسان عادی ممکن نیست . دانش محدود بشر نمیتواند راهگشای همه اسرار نهفته باشد و اندیشه را به پاسخ همه مجهولات رهنمون شود، شاید روزی دانش انسان به حدی از کمال برسد که دریچه  تازه ای بر روی بشر بگشاید و حکمتها و دستورات اسلام را باز شناسد .... بنابراین ندانستن فلسفه احکام الهی نباید ما را از انجام آن باز دادر و موجب نافرمانی و عصیان شود، چرا که این اطاعت کورکورانه نیست، بلکه بر علم و یقین تکیه دارد زیرا مسلمانان میدانند که خدای جهان بر همه چیز دانا و از همه چیز آگاه است و نقص و نیازی در ذات متعال او نیست که از اعمال سودی بخواهد یا از زیانی بهراسد، خدای مهربان خیر محض است و برای بندگان خود جز خیر و سعادت نمیخواهد، پس اگر به چیزی فرمان میدهد خیر و سعادت ما در آن است و کمال و تعالی ما بدان بستگی دارد و هر چیزی را تهی میفرماید برای ما زیان بخش است و بر مصالح مادی و معنوی ما لطمه میزند.
فواید طبی و بهداشتی روزه که از سودمندیهای کوچک این فریضه انسان ساز است بحدی است که شاید نیاز به توضیح و تکرار نداشته باشد و بیشتر مرم کم و بیش از آن آگاهند . ما به اختصار به گوشه ای از این فواید انسان ساز اشاره میکنیم: معده و دستگاه گوارش از اندام پرکار بدن آدمی است ف با سه وعده غذا که معمول مردم است، تقریبا در همه ساعات دستگاه گوارش به هضم و تحلیل و جذب و دفع مشغول است؛ روزه باعث میشود از یکسو ان اعضا استراحت کنند و از فرسودگی مصون بمانند و نیروی تازه ای بگیرند و از سوی دیگر ذخایر چربی که زیانهای مهلکی دارند تحلیل رفته و کاسته شوند.
در روایات اسلامی حتی به فواید جسمی روزه نیز تصریح شده تا برخی اگر نه با ایمان کامل لااقل با توجه به فواید بهداشتی روزه این فریضه ثمر بخش را بجای آورند  و از سودمندیهای گوناگون آن در حد خود بهره مند شوند. پیامبر گرامی اسلام "ص" فرموده اند " صوموا تصحوا" روزه بگیرید تا سالم بمانید. و نیز در روایات بسیاری پیشوایان گرامی اسلام فرموده اند : " معده آدمی خانه بیماریهای اوست و پرهیز از غذا درمان آن است".
بدیهی است آنگاه فواید بهداشتی روزه بهتر به دست می آید که روزه دار امساک  روز را با زیاده روی در شب تلافی نکند، که پرخوری خود موجب زیانهای چشمگیری برای دستگاه گوارش است. با پیشرفت دانش پزشکی، برخی از پزشکان و متخصصان دریافته اند که امساک از خوردن و آشامیدن، عالی ترین روش درمان است. یکر از پزشکان میگوید: " طرح درمان به وسیله روزه بسیا ر چنان معجزه آساست که بکار بستن آن ، مسیر طرحها  و برنامه های طب عملی و جراحی را تغییر خواهد داد، زیرا روزه راه تازه ای به روش دانش پزشکی میگشاید؛ و سلاح موثری برای مبارزه با بیماریها به این دانش میبخشد. "
"
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : یکشنبه، 15 مهر، 1386 (424 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 4)

مهدویت: راه شناخت امام زمان(عج)
alma7070 می نویسد "بسم رب المهدي(عج)

المستعان بك يا مولاي يا صاحب الزمان(عج)

(راه شناخت مهدى (عليه السلام))
 
براى شناخت حضرت مهدى (عليه السلام) و ويژگى هاى شخصى و كيفيت غيبت و ظهور او هيچ وسيله اى بهتر از آيات شريفه قرآن كريم و روايات معصومين (عليهم السلام)نيست. با اينكه در اين زمينه و با اتكاى به همين آيات و روايات، بيش از هزار كتاب و رساله نوشته شده است بازهم به طور يقين مى توان گفت كه در تمامى آنها، جز بخش كوچكى از معارف مربوط به اين آخرين ذخيره الهى، تبيين نشده است. زيرا ابعاد وجودى او را ـ همچنان كه در باره اميرالمؤمنين (عليه السلام)فرموده اند ـ كسى جز خدا و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)به تمام و كمال نشناسد. و باز كلام خدا و پيامبر و اهلبيت را هركسى به درستى فهم نتواند كرد.
علاوه بر اين، خاصيت دوران غيبت است كه نمى توان مطمئن بود كه همه فرمايشات آنان به ما رسيده باشد.
با اين همه، آنچه در پى مى آيد تنها مرورى بر پاره اى عناوين و ذكر نمونه هايى در هر باب است. بسان بر گرفتن قطره هايى از دريايى بى كرانه، كه گفته اند:
آب دريا را اگر نتوان كشيد***هم به قدر تشنگى بايد چشيد
 

(مهدى (عليه السلام) در قرآن)
 

در قرآن، آيات بسيارى وجود دارد كه به شهادت روايات مستند و معتبر، در باره حضرت مهدى(عليه السلام) و قيام جهانى او نازل گرديده است.
در كتاب شريف «المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة(عليه السلام)» كه توسط محدث بزرگوار، مرحوم سيد هاشم بحرانى و با بهره گيرى از دهها جلد كتب تفسير و حديث، تأليف گرديده، مجموعاً (132) آيه از آيات كريمه قرآن ذكر شده كه در ذيل هر كدام يك يا چند روايت در تبيين كيفيت ارتباط آيه با آن حضرت(عليه السلام) ، نقل شده است.
در اينجا به ذكر چند روايت در اين مورد، بسنده مى كنيم:
1 ـ امام صادق (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدّين كلّه و لو كره المشركون فرمود:
«به خدا سوگند! هنوز تأويل اين آيه نازل نشده است و تا زمان قيام قائم (عليه السلام) نيز نازل نخواهد شد. پس زمانى كه قائم (عليه السلام)به پا خيزد، هيچ كافر و مشركى نمى ماند مگر آنكه خروج او را ناخوشايند مى شمارد.»
2 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره آيه شريفه «و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل كان زهوقاً» فرمود:
«زمانى كه قائم(عليه السلام) قيام نمايد، دولت باطل از بين خواهد رفت.»
3 ـ امام صادق (عليه السلام) در بيان معناى آيه كريمه «و لقد كتبنا فى الزبور من بعدالذكر أن الأرض يرثها عبادى الصّالحون»فرمود:
«تمام كتب آسمانى، ذكر خداست، و بندگان شايسته خدا كه وارثان زمين هستند، حضرت قائم(عليه السلام) و ياران او مى باشند.»
4 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «الذين إن مكّنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة و آتوا الزكاة...» فرمود:
«اين آيه درحق آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) است در حق حضرت مهدى(عليه السلام)و ياران او كه خداوند شرق و غرب زمين را تحت سلطه آنان قرار مى دهد و به وسيله آنان دين را پيروز گردانده و بدعتها و باطلها را مى ميراند.»
5 ـ امام سجاد(عليه السلام) زمانى كه اين آيه شريفه را قرائت نمود: «وَعَد اللّه الّذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنَّهم فى الأرض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكّننّ لهم دينهم الّذى ارتضى لهم و ليبدِّلنّهم من بعد خوفهم أمناً يعبدوننى و لايشركون بى شيئاً» فرمود:
«به خدا سوگند! آنان شيعيان ما اهلبيت هستند، خداوند ـ آن خلافت در زمين و اقتدار بخشيدن به دين را ـ به وسيله آنان و به دست مردى از ما، كه مهدى اين امت است، تحقق خواهد داد و هم اوست كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)در باره اش فرمود: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند همان روز را آنچنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندان من كه همنام من است فرا برسد و زمين را آنچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، از عدل و داد آكنده سازد.»
6 ـ امام صادق (عليه السلام) فرمود: «آيه «أمّن يجيب المظطرّ اذا دعاه و يكشف السّوء و يجعلكم خلفاء الأرض» در باره قائم از آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درمانده اى است كه چون در مقام ابراهيم دو ركعت نماز گزارد و فرج خويش از خدا بخواهد، خداوند دعايش را اجابت كند و بديها را برطرف سازد و او را در زمين خليفه قرار دهد.»


(حضرت مهدى (عليه السلام) در احاديث قدسى)
 

1 ـ خداوند فرمود: «اى پيامبر! بوسيله تو و پيشوايان از نسل تو بر بندگان خويش رحمت مى آورم، و به وسيله قائم از بين شما، زمين خود را با تسبيح و تقديس و تهليل و تكبير و بزرگداشت مقام الوهيّت، آباد مى سازم.
و به وجود او زمين را از دشمنانم پاك مى كنم و آن را ميراث اولياى خويش قرار مى دهم، و به وسيله او كلمه توحيد را تعالى بخشيده، كلمه كافران را به سقوط مى كشانم، و به دست او و با علم خود سرزمين ها و دل بندگانم را حياتى تازه مى بخشم و گنج ها و ذخيره هاى پنهان را به مشيت خود برايش آشكار مى سازم.
و با اراده خود او را بر نهانى ها و مكنونات قلبى ديگران آگاه مى گردانم و با فرشتگان خود او را يارى مى رسانم تا در اجراى فرمان من و تبليغ دين من مددكار او باشند. او به حقيقت ولىّ من است و به راستى هدايتگر بندگان من مى باشد.»
2 ـ امام باقر(عليه السلام) در وجه نامگذارى حضرت «مهدى (عليه السلام)» به «قائم آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)» حديثى قدسى روايت فرمود: «زمانى كه جدم حسين كه صلوات خدا بر او باد به شهادت رسيد، فرشتگان با گريه و زارى به درگاه خداوند عزوجلّ ناليدند و گفتند: پروردگارا! آيا از آنان كه برگزيده و فرزند برگزيده تو را، و امام انتخاب شده از بين خلق را كشتند، در مى گذرى؟!
خداوند به آنان وحى فرمود كه: «فرشتگان من آرام گيريد. سوگند به عزّت و جلالم كه از آنان انتقام مى گيرم اگرچه بعد از گذشت زمانى طولانى باشد.» سپس فرزندان از نسل حسين (عليه السلام) را كه پس از او به امامت مى رسند به ملائكه نشان داد و آنان شاد شدند.
در بين اين پيشوايان، يك نفرشان به نماز ايستاده بود «فإذا احدهم قائم يصلّى فقال اللّه عزّوجلّ: بذلك القائم أنتقم منهم.» خداوند عزّوجلّ فرمود: به وسيله آن «قائم» از دشمنان و قاتلان حسين(عليه السلام)انتقام مى گيرم.»


( حضرت مهدى(عليه السلام) درآينه كلام معصومين (عليهم السلام) )
 

1 ـ رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) :
«لاتقوم الساعة حتى يقوم القائم الحق منّا و ذلك حين يأذن اللّه عزّوجلّ له و من تبعه نجا و من تخلّف عنه هلك. اللّه اللّه عباد اللّه فأتوه و لو على الثلج فانّه خليفة اللّه عزّوجلّ و خليفتى.»
«روز قيامت فرا نمى رسد مگر آنكه از بين ما «قائم حقيقى» قيام نمايد. و آن قيام، زمانى خواهد بود كه خداى عزّوجلّ او را اجازه فرمايد. هركس پيرو او باشد نجات مى يابد و هركه از فرمانش تخلّف ورزد، هلاك مى شود. اى بندگان خدا ! خدا را، خدا را; بر شما باد كه به نزدش آييد اگرچه بر روى يخ و برف راه رويد. زيرا او خليفه خداى عزّوجلّ و جانشين من است.»
 

2 ـ اميرالمؤمنين على (عليه السلام) :
قال للحسين(عليه السلام) : «التاسع من ولدك يا حسين! هو القائم بالحق، المظهر للدين، الباسط للعدل»، قال الحسين (عليه السلام)فقلت: يا اميرالمؤمنين و إنّ ذلك لكائن؟ فقال (عليه السلام): «اى و الذى بعث محمداً بالنبوة و اصطفاه على جميع البريّه و لكن بعد غيبة و حيرة لاتثبت فيها على دينه اِلاّ المخلصون المباشرون لروح اليقين الذين أخذ اللّه ميثاقهم بولايتنا و كتب فى قلوبهم الايمان و ايّدهم بروح منه».
«به حسين (عليه السلام) فرمود: نهمين فرزند تو اى حسين! قيام كننده به حق و آشكار سازنده دين و گستراننده عدالت است.
امام حسين (عليه السلام) گويد: پرسيدم: يا اميرالمؤمنين! آيا حتماً چنين خواهد شد؟
فرمود: آرى! قسم به كسى كه حضرت محمد (صلى الله عليه وآله وسلم)را به پيامبرى بر انگيخت و او را بر تمام خلايق برگزيد، چنين خواهد شد، امّا بعد از غيبت و حيرتى كه در آن كسى ثابت قدم بر دين نمى ماند مگر مخلصين و دارندگان روح يقين آنان كه خداوند نسبت به ولايت ما از آنان پيمان گرفته و ايمان را بر صفحه دل شان نگاشته و با روحى از جانب خود تأييد فرموده است.»



 

عقايد اقوام مختلف جهان درباره مصلح موعود :
 

مسأله عقيده به ظهور مصلحى جهانى در پايان دنيا امرى عمومى و همگانى است، و اختصاص به هيچ قوم و ملّتى ندارد. سر منشأ اين اعتقاد كهن و ريشه دار، علاوه بر اشتياق درونى و ميل باطنى هر انسان ـ كه به طور طبيعى خواهان حكومت حقّ و عدل، و برقرارى نظام صلح و امنيّت در سرتاسر جهان است ـ نويدهاى بى شائبه پيامبران الهى در طول تاريخ بشريّت به مردم مؤمن و آزادى خواه جهان است.
تمام پيامبران بزرگ الهى در دوران مأموريّت الهى خود به عنوان جزيى از رسالت خويش به مردم وعده داده اند كه در آخر الزمان و در پايان روزگار، يك مصلح بزرگ جهانى ظهور خواهد نمود و مردمان جهان را از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات خواهد داد و فساد، بى دينى و بى عدالتى را در تمام جهان ريشه كن خواهد ساخت و سراسر جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد.
سيرى كوتاه در افكار و عقايد ملل مختلف جهان مانند: مصر باستان، هند، چين، ايران و يونان و نگرش به افسانه هاى ديگر اقوام مختلف بشرى، اين حقيقت را به خوبى روشن و مسلّم مى سازد كه همه اقوام مختلف جهان با آن همه اختلاف آرا، عقايد و انديشه هاى متضادّى كه با يكديگر دارند، در انتظار مصلح موعود جهانى، بسر مى برند.
اينك براى اين كه در باره اين موضوع سخنى به گزاف نگفته باشيم فهرست مختصرى از بازتاب اين عقيده را در ميان اقوام و ملل مختلف جهان در اينجا مى آوريم:


1 ـ ايرانيان باستان معتقد بودند كه: «گرزا سپه» قهرمان تاريخى آنان زنده است و در «كابل» خوابيده، و صد هزار فرشته او را پاسبانى مى كنند تا روزى كه بيدار شود و قيام كند و جهان را اصلاح نمايد.
2 ـ گروهى ديگر از ايرانيان مى پنداشتند كه: «كيخسرو» پس از تنظيم كشور و استوار ساختن شالوده فرمانروايى، ديهيم پادشاهى به فرزند خود داد و به كوهستان رفت و در آنجا آرميده تا روزى ظاهر شود و اهريمنان را از گيتى براند.
3 ـ نژاد اسلاو بر اين عقيده بودند كه از مشرق زمين يك نفر برخيزد و تمام قبايل اسلاو را متّحد سازد و آنها را بر دنيا مسلّط گرداند.
4 ـ نژاد ژرمن معتقد بودند كه يك نفر فاتح از طوايف آنان قيام نمايد و «ژرمن» را بر دنيا حاكم گرداند.
5 ـ اهالى صربستان انتظار ظهور «ماركو كراليويچ» را داشتند.
6 ـ برهمائيان از دير زمانى براين عقيده بودند كه در آخر زمان «ويشنو» ظهور نمايد و بر اسب سفيدى سوار شود و شمشير آتشين بر دست گرفته و مخالفين را خواهد كشت، و تمام دنيا «برهمن» گردد و به اين سعادت برسد.
7 ـ ساكنان جزاير انگلستان، از چندين قرن پيش آرزومند و منتظرند كه: «ارتور» روزى از جزيره «آوالون» ظهور نمايد و نژاد «ساكسون» را در دنيا غالب گرداند و سعادت جهان نصيب آنها گردد.
8 ـ اسن ها معتقدند كه پيشوايى در آخر الزمان ظهور كرده، دروازه هاى ملكوت آسمان را براى آدميان خواهد گشود.
9 ـ سلت ها مى گويند: پس از بروز آشوبهايى در جهان، «بوريان بور ويهيم» قيام كرده، دنيا را به تصرّف خود درخواهد آورد.
10 ـ اقوام اسكانديناوى معتقدند كه براى مردم دنيا بلاهايى مى رسد، جنگهاى جهانى اقوام را نابود مى سازد، آنگاه «اودين» با نيروى الهى ظهور كرده و بر همه چيره مى شود.
11 ـ اقوام اروپاى مركزى در انتظار ظهور «بوخص» مى باشند.
12 ـ اقوام آمريكاى مركزى معتقدند كه: «كوتزلكوتل» نجات بخش جهان، پس از بروز حوادثى در جهان، پيروز خواهد شد.
13 ـ چينى ها معتقدند كه «كرشنا» ظهور كرده، جهان را نجات مى دهد.
14 ـ زرتشتيان معتقدند كه: «سوشيانس» (نجات دهنده بزرگ جهان) دين را در جهان رواج دهد، فقر و تنگدستى را ريشه كن سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و هم گفتار و هم كردار گرداند.
15 ـ قبايل «اى پوور» معتقدند كه: روزى خواهد رسيد كه در دنيا ديگر نبردى بروز نكند و آن به سبب پادشاهى دادگر در پايان جهان است.
16 ـ گروهى از مصريان كه در حدود 3000 سال پيش از ميلاد، در شهر «ممفيس» زندگى مى كردند، معتقد بودند كه سلطانى در آخرالزمان با نيروى غيبى بر جهان مسلّط مى شود، اختلاف طبقاتى را از بين مى برد و مردم را به آرامش و آسايش مى رساند.
17 ـ گروهى ديگر از مصريان باستان معتقد بودند كه فرستاده خدا در آخر الزمان، در كنار خانه خدا پديدار گشته، جهان را تسخير مى كند.
18 ـ ملل و اقوام مختلف هند، مطابق كتاب هاى مقدّس خود، در انتظار مصلحى هستند كه ظهور خواهد كرد و حكومت واحد جهانى را تشكيل خواهد داد.
19 ـ يونانيان مى گويند: «كالويبرگ» نجات دهنده بزرگ، ظهور خواهد كرد، و جهان را نجات خواهد داد.
20 ـ يهوديان معتقدند كه در آخر زمان «ماشيع» (مهدى بزرگ) ظهور مى كند و ابد الآباد در جهان حكومت مى كند، او را از اولاد حضرت اسحاق مى پندارند، در صورتى كه «تورات»، كتاب مقدّس يهود، او را صريحاً از اولاد حضرت اسماعيل دانسته است.
21 ـ نصارا نيز به وجود حضرت مهدى(عليه السلام) قايلند ومى گويند: او در آخر الزمان ظهور خواهد كرد و عالم را خواهد گرفت، ولى در اوصافش اختلاف دارند.(1)
آنچه از نظر خوانندگان گرامى گذشت ـ گرچه همه آنها با حضرت مهدى(عليه السلام)كاملاً تطبيق نمى كند و حتّى برخى از آنها اصلاً با مهدى موعود اسلام وفق نمى دهد. ـ از يك حقيقت مسلّم حكايت مى كند و آن اين كه:
اين افكار و عقايد و آرا كه همه آنها با مضمون هاى مختلف، از آينده اى درخشان و آمدن مصلحى جهانى در آخر الزمان خبر مى دهند، نشانگر اين واقعيّت است كه همه آنها در واقع از منبع پر فيض وحى سرچشمه گرفته است، و لكن در برخى از مناطق دور دست كه شعاع حقيقت در آنجا كمتر تابيده است در طول تاريخ به تدريج از فروغ آن كاسته شده، و فقط كلّياتى از نويدهاى مهدى موعود و «مصلح جهانى» در ميان ملّتها به جاى مانده است.
البته سالم ماندن اين نويدها در طول قرون متمادى، خود بر اهميّت موضوع مى افزايد، و مسأله «مهدويّت» و ظهور مصلح جهانى را قطعى تر مى كند.
بنابراين، عقيده به ظهور مبارك حضرت مهدى(عليه السلام) در آخر الزمان يك عقيده عمومى است و اگر كلمه «مهدى» و واژه هاى ديگر را ـ كه پيروان ساير اديان و مذاهب مختلف جهان بر آن حضرت اطلاق مى كنند ـ از قالب اصطلاح اختصاصى آنها درآوريم، و آن حضرت را «نجات بخش بزرگ آسمانى» يا «مصلح جهانى» و يا «رهايى بخش غيبى» بناميم، اختلاف اسمى هم رفع مى شود.


 اديان و نويد ظهور موعود:


بر اساس تعاليم انبيا و نويدهاى كتب آسمانى، عليرغم عوامل بدبينى بيشمارى كه نسبت به آينده بشر در جهان ديده مى شود، اوضاع كنونى جهان قابل دوام نيست، و دير يا زود گردونه زمان به نفع محرومان خواهد چرخيد، و چهره جهان دگرگون خواهد شد، و مفاسد اجتماعى و كشمكشهاى كنونى جاى خود را به آرامش و امنيّت خواهد داد. مطابق وعده هاى انبيا و نويدهاى كتب آسمانى، چشم انداز آينده جهان و سرنوشت بشر روشن است.
نگاهى كوتاه به كتابهاى مذهبى اهل اديان اين امر را به خوبى نشان مى دهد كه وقتى جهان دچار فتنه و آشوب گردد و آتش ظلم و بيدادگرى همه جهان را فراگيرد، و جنگهاى خانمان سوز و ويرانگر مردمان جهان را به ستوه آورد و زمامداران جهان از اداره اُمور كشورها عاجز و ناتوان گردند و براى خاموش كردن آتش فتنه ها و جنگها راه چاره اى نيابند، در چنين موقعيّت حساس و بحرانى يك مصلح بزرگ جهانى، با اتّكا به قدرت لايزال الهى قيام خواهد كرد، و به يك اصلاح عمومى در تمام جهان دست خواهد زد و زورگويان، زورمداران و قدرت طلبان افسار گسيخته عالم را سر جاى خود خواهد نشاند و به همه بدبختيها و تيره روزى ها و گرفتارى هاى بشريّت خاتمه خواهد داد.


اسامى مقدّس حضرت مهدى(عليه السلام) در كتب مذهبى اهل اديان :
 

اينك قسمتى از اسامى مبارك آن حضرت را كه با الفاظ مختلفى در بسيارى از كتب مذهبى اهل اديان و ملل مختلف جهان آمده است، از نظر خوانندگان گرامى مى گذرانيم.
1 ـ «صاحب» در صحف ابراهيم(عليه السلام);
2 ـ «قائم» در زبور سيزدهم;
3 ـ «قيدمو» در تورات به لغت تركوم;
4 ـ «ماشيع» (مهدى بزرگ) در تورات عبرانى;
5 ـ «مهميد آخر» در انجيل;
6 ـ «سروش ايزد» در زمزم زرتشت;
7 ـ «بهرام» در ابستاق زند و پازند;
8 ـ «بنده يزدان» هم در زند و پازند;
9 ـ «لند بطاوا» در هزار نامه هنديان;
10 ـ «شماخيل» در ارماطس;
11 ـ «خوراند» در جاويدان;
12 ـ «خجسته» (احمد) در كندرال فرنگيان;
13 ـ «خسرو» در كتاب مجوس;
14 ـ «ميزان الحق» در كتاب اثرى پيغمبر;
15 ـ «پرويز» در كتاب برزين آذر فارسيان;
16 ـ «فردوس اكبر» در كتاب قبروس روميان;
17 ـ «كلمةُ الحقّ» در صحيفه آسمانى;
18 ـ «لِسانِ صدق» هم در صحيفه آسمانى;
19 ـ «صمصام الاكبر» در كتاب كندرال;
20 ـ «بقية اللّه» در كتاب دوهر;
21 ـ «قاطع» در كتاب قنطره;
22 ـ «منصور» در كتاب ديد براهمه;
23 ـ «ايستاده» (قائم) در كتاب شاكمونى;
24 ـ «ويشنو» در كتاب ريگ ودا;
25 ـ «فرخنده» (محمّد) در كتاب وشن جوك;
26 ـ «راهنما» (هادى و مهدى) در كتاب پاتيكل;
27 ـ «پسر انسان» در عهد جديد (اناجيل و ملحقات آن);
28 ـ «سوشيانس» در كتاب زند و هومو من يسن، از كتب زردتشيان;
29 ـ در كتاب «شابوهرگان» كتاب مقدس «مانويه» ترجمه «مولر» نام «خود شهر ايزد» آمده كه بايد در آخر الزمان ظهور كند، و عدالت را در جهان آشكار سازد;
30 ـ «فيروز» (منصور) در كتاب شعياى پيامبر.(2)
علاوه بر اين ها اسامى ديگرى نيز براى حضرت مهدى(عليه السلام)در كتب مقدّسه اهل اديان ذكر شده است كه ما به جهت اختصار از نقل آنها خوددارى نموديم.(3)
اسامى مقدّسى چون: «صاحب، قائم، قاطع، منصور و بقية اللّه» كه در كتب مذهبى ملل مختلف آمده است، از القاب خاصّ وجود مقدّس حضرت حجّت بن الحسن العسكرى ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف ـ است كه در بيشتر روايات اسلامى، به آنها تصريح شده و ائمّه معصومين(عليهم السلام) در اكثر روايات، از آن حضرت به عنوان «صاحب»، «قائم» و «بقية اللّه» ياد كرده اند. و اين خود بيانگر اين واقعيّت است كه موعود همه اُمّتها و ملّتها همان وجود مقدّس منتظر غايب، حضرت حجّت بن الحسن العسكرى (عليه السلام) است.


  پي نوشتها:

(1) ـ او خواهد آمد، ص 87 ـ 88.
(2)ـ اسامى مقدس حضرت مهدى(عليه السلام) در كتابهاى مربوطه به تفصيل آمده است، و ما اسامى مذكوره را از اين كتابها نقل كرده ايم: النجم الثاقب، ص 31 ـ 70، كتاب يأتي على الناس زمان، ص 708 ـ 711، اقوال الائمه، ج 1، ص 329، او خواهد آمد، ص 64 ـ 70 و الزام الناصب ج 1، ص 481 ـ 491 
(3) ـ ناگفته نماند كه نامها، كنيه ها و لقبهاى حضرت مهدى(عليه السلام)، در دو كتاب پر محتواى «الزام الناصب»، تأليف مرحوم حائرى يزدى، و كتاب بسيار نفيس «نجم الثاقب» تأليف محدّث نورى ـ طاب ثراه ـ به تفصيل ذكر شده است.

http://ya-emamzaman.myblog.ir

"
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : جمعه، 13 مهر، 1386 (399 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | مهدویت | امتیاز : 4)

چهارده نور: گفت پیغمبر
mehraneh_85 می نویسد "

گفت پیغمبر که: بعد از من علی رهبر بود
                                                         در ره دین خدا و سنت پروردگار
هر که ما را دوست باشد گو علی را باش دوست
                                                       هر که ما را یار باشد گو علی را باش یار
علی  حبه جنه                  امام الناس  والجنه
وصی المصطفی حقا           قسیم النار والجنه
-       دوستی علی سپر آتش دوزخ است. او امام انسانها و پریان است. او وصی به حق مصطفی و تقسیم کننده بهشت و دوزخ است.
-                                                            محمد بن ادریس شافعی
-                                                            پیشولی مذهب شافعی
آن همه فضیلتها که برای علی بن ابیطالب بوده و نقل شده، برای هیجیک از اصحاب رسول الله نبوده است
                                                                    احمد بن حنبل شیبانی
                                                                    پیشوای مذهب حنبلی
من چه بگویم در باره مردی که فضایل او را دشمنانش از راه کینه جویی و حسد انکار کردند؛ و دوستانش از ترس و بیم پنهان داشتند. باز ازین میان، آن قدر فضیلتها ی وی انتشار یافت که خاور و باختر را فرا گرفت.
                                                                           زمخشری
                                                          دانشمند و ادیب معروف، مولف
                                                       "تفسیر کشاف" و "اساس البلاغه"و...
عالم برین و حهان ملکوت، همان تربت پاکی است که جثه مقدس تو را در بر گرفته است. اگر آثار حدوث در وجود تو آشکار نگشته بود، می گفتم: تو بخشنده روان به  کالبدها و گیرنده جان جاندارنی!
      اگر عوامل مرگ طبیعی در وجود تو اثر نگذاشته بود، می گفتم: تو روزی ده همگانی! تویی که کم یل زیاد، هرگونه بخواهی می بخشی!
من همی دانستم که ناگزیر باید برای به اهتزاز در آوردن پرچم دین و دادگری بر فراز آبادیهای گیتی، فرزند تو" مهدی" بیاید. و من در آرزوی آن روزم که حکومت عدل  مطلق در جهان استقرار یابد ...........
                                                                ابن ابی الحدید معتزلی
                                              فیلسوف ، مورخان و شارح " نهج البلاغه"
هر کس در دین، علی بن ابیطالب را پیشوای خود قرار دهد، همانا رستگار شده است؛ به دلیل گفته پیغمبر "ص" : خداوندا!! علی هرگونه باشد، حق را بر محور وجودش بچرخان
                                                                        فخر رازی
                                                      دانشمند متبحر مشهور، نویسنده تفسیر
                                                      " مفاتیح الغیب" و شرخ بر " اشارات
                                                                    ابن سینا" و ...
ولتر در کتاب" رساله ای در باره آداب و رسوم ملتها" خلافت حضرت علی"ع" را مستند شناخته و معتقد است که پیامبر ، و ختی از صحابه قلم و دوات خواسته است که حضرت علی را به  جانشینی خود ، کتبا منصوب کند.
ولتر از اجرا نشدن این وصیت متاسف است، و می گوید:
آخرین اراده پیامبر پیامبر اسلام اجرا نشد. زیرا او علی را به چانشینی خود منصوب کرده بود، و حال آنکه پس از مرگش، عده ای ابوبکر را برگزیدند.
                                                                                 ولتر
                                                        نویسنده و فیلسوف قرن هیجدم فرانسه 
و اما علی، ما را جز این نرسد که او را دوست بداریم  و بدو عشق بورزیم. چه، او جوانمردی بلند قدر و بزرگ نفس بود.از سرچشمه وجدانش ، مهر و نیکویی سیل آسا سرازیر می گشت. از دلش شعله های نیرومندی و دلاوری زبانه می کشید. شجاع تر از شیر ژیان بود؛اما شجاعتی ممزوج با مهرابانی و لطف و رافت و دل نرمی ....
در کوفه ناگهان به جیله کشته شد؛ و شدت عدلش موجب این جنایت گشت. چه، او هر کسی را چون خودش عادل می پنداشت. هنگامی که در باره قاتلش گفتگو می شد، گفت: اگر زنده ماندم، خودم می دانم و اگر در گذشتم، کار با شماست. اکر خواستید قصاص کنید، ضربت شمشیرش را به یک ضربت سزا دهید. و اگر در گذرید، به تقوی نزدیکتر است....
                                                                    توماس کارلایل
                                                       فیلسوف و نویسنده مشهور انگلیسی
علی از جهان در گذشت، در حالی که شهید عظمت خود شد؛ در حالی که نماز میان دو لبش بود و دلش از شوق پروردگار لبریز بود. عرب، حقیقت مقام و قدر علی را نشاخت؛ تا از میان همسایگان پارسی آنان، مردمی  به پا – خاستند و گوهر و سنگ ریزه را فرق گذاشتند.
علی هنوز پیام خود را به طور کامل به سرسرا جهان نرسانده بود که به سرای جاویدان شتافت. ولی من می نگرم که پیش از اینکه چشم از این خاکدان ببندد، تبسم شادی نقش رخساره اش بود.
مرگ علی مانند مرگ پیامبران روشن بین بود؛ همان پیامبرانی که به  شهری رو می آورند، و با مردم و زمانی زیست می کردند که شایسته آنان  نبود. و سرنوشتی جز غربت و تنهائی نداشتند.............
                                                                جبران خلیل جبران
                                                     متذکر و نویسنده پرشور و مواج مسیحی     
 
"
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : دوشنبه، 9 مهر، 1386 (183 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | چهارده نور | امتیاز : 0)

چهارده نور: ماه رمضان، ماه برکت و رحمت و مغفرت
ماه رمضان، ماه برکت و رحمت و مغفرت
شیخ صدوق (ره) در کتابهای امالی و عیون اخبار الرضا (ع) و کتابهای دیگر خود به سندش از امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا (ع) و ایشان از پدرش و آن حضرت از امیر المومنین (ع) روایت کرده اند که فرمود: رسول خدا (ص) درباره ماه مبارک رمضان برای ما خطبه خوانده و سخنرانی کرده، فرمود:
ای مردم، ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به شما رو کرده است، ماهی است که پیش خدا بهترین ماههاست و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات، آن ماهی است که در آن دعوت شده اید به مهمانی خدا و اهل کرامت خدایید در آن، نفسهای شما در آن تسبیح است و خواب شما در آن عبادت است. کردارتان در آن پذیرفته و دعایتان مستجاب، از خدا بخواهید با نیتهای درست و دلهای پاک که شما را برای روزه در آن و خواندن قرآن موفق دارد. بدبخت آنکه از آمرزش خدا در این ماه محروم گردد. به گرسنگی و تشنگی خود در آن، گرسنگی و تشنگی روز قیامت را یاد کنید، و بر فقرا و مساکین خود صدقه دهید، و بزرگان خود را احترام کنید و خردان را ترحم کنید و صله رحم کنید و زبانها را نگهدارید و از آنچه خدا دیدنش را حلال نکرده چشم بپوشید و آنچه را از شنیدنش حلال نکرده گوش ببندید، و بر یتیمان مردم مهر ورزید تا بر یتیمان شما مهر ورزند، و به درگاه خدا از گناهان خود توبه کنید و در وقت نماز دست به دعا بردارید که بهترین ساعتهاست، خدا در آن لطف به بندگان خود دارد به مناجات آنها پاسخ دهد و فریاد آنها را لبیک گوید و درخواست آنها را بدهد و دعای آنها را مستجاب کند.
ای مردم نفس شما گرو کردار شماست. آن را به استغفار رها کنید، دوش شما از گناهان شما بار سنگینی دارد، به طول سجود، آن را سبک کنید.
و بدانید که خدای تعالی به عزت خود قسم خورده که نمازخوانان و ساجدان را عذاب نکند و آنها را روز قیامت به هراس دوزخ نیندازد.
ای مردم هر کدام از شما در این ماه یک روزه دار را افطار دهد نزد خدا ثواب آزاد کردن بنده ای دارد و گناهان گذشته اش آمرزیده گردد. عرض شد : یا رسول الله همه ما بر آن توانایی نداریم. فرمود : از خدا بپرهیزید گر چه با نیمه خرمایی باشد و گرچه به شربتی آب باشد.
ای مردم هر که در این ماه خوش خلقی کند، جواز عبور صراط او باشد در روزی که همه قدمها بلغزد، هر که در آن تخفیف دهد بر مملوکان خود خدا حسابش را تخفیف دهد و هر که شر خود را باز دارد خدا خشم خود را از او باز دارد روزی که ملاقاتش کند، و هر که در آن یتیمی را گرامی دارد خدا روز ملاقاتش او را گرامی دارد و هر که در آن صله رحم کند خداوند روز دیدارش با او صله اش دهد، به رحمت خود، و هرکه قطع رحم کند، خدا در روز ملاقاتش رحمت خود از او ببرد. هر که نماز مستحبی بخواند، خدا برات آزادی از آتش برایش بنویسد، و هر که در آن واجبی ادا کند  ثواب کسی دارد که هفتاد واجب در ماه دیگر ادا کند، و هر که در آن بر من بسیار صلوات فرستد خدا روزی که میزانها سبک است میزانش را سنگین کند، و هر که یک آیه قرآن در آن بخواند چون کسی باشد که در ماههای دیگر یک ختم قرآن کند.
ای مردم درهای بهشت در این ماه گشوده است، از خدا بخواهید که آنها را به روی شما نبندد، درهای دوزخ در این ماه بسته است، از پروردگار خود بخواهید که آنها را به روی شما نگشاید. شیاطین در آن در بندند از پروردگار خود بخواهید که دیگر آنها را بر شما مسلط نکند.
امیر المومنین فرمود: من برخاستم و عرض کردم : یا رسول الله کدام عمل در این ماه بهتر است؟
فرمود : ای ابوالحسن بهترین عمل در این ماه  ورع و پارسایی از محارم خدای عزوجل است.
سپس گریست.
عرض کردم:
یا رسول الله چرا گریه می کنی؟
فرمود : بر آنچه در این ماه از تو حلال شمارند. گویا تو را می نگرم که نماز برای پروردگارت می خوانی و شقی ترین اولین و آخرین که جفت پی کننده شتر ثمود است برانگیخته شود و ضربتی بر فرقت زند و ریشت را خضاب کند.
امیرالمومنین فرمود: گفتم یا رسول الله این ماجرا در حالی است که دین من سالم است؟
فرمود: با سلامتی دین تو است. سپس فرمود : ای علی هر که تو را بکشد، مرا کشته، و هر که تو را به خشم آرد، مرا به خشم آورده و هرکه تو را دشنام دهد، مرا دشنام داده، زیرا تو جان منی، روحت از روح من و گل تو از گل من است، به راستی خدای تبارک و تعالی آفریده مرا با تو، برگزیده مرا با تو و مرا برای نبوت اختیار کرده و تو را برای امامت، هرکه منکر امامت تو باشد، منکر نبوت من است، ای علی تو وصی من و پدر فرزندان من و شوهر دختر من وخلیفه من بر امت منی، در زندگی من و پس از مردن من فرمان تو فرمان من، و نهی تو نهی من است، سوگند به خدایی که مرا به نبوت برانگیخته و بهترین خلق ساخته که تو حجت خدایی بر خلق او، و امین او هستی بر راز او، و خلیفه او بر بندگانش.

در کتاب امالی طوسی از رسول خدا (ص) روایت شده که به جابر بن عبدالله انصاری فرمود:
ای جابر این ماه رمضان است. کسی که روزش را روزه بگیرد و بخشی از شب آن را به حال نماز و قیام بگذراند، و شکم و عورت خود را نگهدارد از گناهان خود بیرون رود ، همانگونه که ماه (رمضان) بیرون رود.
جابر عرض کرد: این چه حدیث خوبی است!
فرمود: ای جابر! و این شرطها هم چه شرطهای سختی است!؟
 

برگرفته از کتاب : سخنی درباره روزه (سید هاشم رسولی محلاتی)
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : جمعه، 6 مهر، 1386 (254 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | چهارده نور | امتیاز : 0)

مهدویت: مهدي از زبان مهدي(عج)
alma7070 می نویسد "
به نام خداوند بخشاينده بخشايشگر

« هان اي جهان بشريت!

جهانيان!

مردم روي زمين!

اينك ما از خداي توانا ياري مي طلبيم و تمام ايمان آوردگان به خدا و كساني را كه نداي جهاني ما را پاسخ مثبت دهند، همه را به حق و عدالت دعوت مي كنيم.

مردم! ما خاندان پيام آور شما «محمد» هستيم و شايسته ترين و نزديكترين و سزاوارترين مردم به خدا و پيام آورش. هان اي مردم! هر كس با من در مورد آدم (ع) گفتگو كند، من نزديكترين مردم به آدم، نياي بزرگ بشريت هستم. و هر كس در مورد نوح پيامبر، ابراهيم بت شكن و محمد پيامبر عدالت و حريت بحث و گفتگو كند، من نزديكترين انسانها به اين پيامبران بزرگ خدا و پرچمداران قهرمان هدايت و رسالت هستم.

آيا خدا در كتاب آسمانيش نمي فرمايد:

«ان الله اصطفي آدم و نوحاً  و آل ابراهيم و آل عمران علي العالمين* ذرية بعضعها من بعض و الله سميع عليم»

يعني: خداوند آدم، نوح خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر جهانيان برتري داد، فرزنداني بودند كه برخي از نسل برخي ديگر، پديدار گشتند و خدا شنوا و داناست.

و من شايسته ترين باقي مانده از فـرزندان آدم و بهتـرين ذخيره از نـوح پيامبر و بـرتـرين برگـزيده از ابراهيـم و آخرين امامان راستين، از نسل محمد (ص) پيام آورعدالت و حريت هستيم.

بهوش باشيد! هر كس در مورد كتاب خدا گفتگو نمايد و شيفته آن باشد من نزديكترين انسانها به كتاب آسماني هستم و هر كس در مورد سنت و روش پيام آور خدا سخن دارد، من نزديكترين و سزاوارترين فرد به سنت و روش پيامبر و عامل بدان و تحقق بخشنده آرمانهاي والاي قرآن و سنت هستم.

از اين رو، تمامي كساني را كه در سراسر گيتي، سخنان مرا مي شنوند، اينك همه را سوگند مي دهم كه شما حاضران و شنوندگان، پيآم مرا به آناني كه غايب هستند ونمي شنوند، برسانيد.

و شما را اي جهانيان! به شكوه و حرمت خدا و پيام آورش و به حرمت حق خويش- كه حق قرابت به پيامبر (ص) باشد- فرا خوانده و سوگند ميدهم كه ما را در راه تحقق بخشيدن به آرمانهاي والاي آسماني ياري كنيد و از ما و اهداف بلند ما حمايت نموده و از آن دفاع كنيد.

در روزگاران گذشته، ستمكاران ما را به جرم دفاع از حق و عدالت مورد تهاجم و تهديد قرار دادند. ما را از شهر و ديار و خانه و خاندان خويش راندند. حقوق ما را پايمال ساختند و ميان ما و حق سررشته داري امور و تدبير شئون دنيا و آخرت جامعه - خدا آن را به ما سپرده بود. جدايي افكندند و بر ما دروغها و بهتان ها بستند.

اينك خداي را! خداي را! در مورد رعايت حقوق و پذيرش آرمانها و اهداف بلند ما را فراموش نكنيد.

ما را در ميدان عدالت گستري و ستم ستيزي تنها وا مگذاريد و دست از ياري ما برنداريد، تا خدا شما را ياري كند.»

 



هان اي مردم! بشريت!

اينك در پيشگاه پروردگارتان خداي را به ياد شما مي آور، خدايي را كه حجتهاي خويش را بر شما تمام و پيام آورانش را ارسال كرد و قرآن را براي هدايت بشر فرو فرستاد.

او شما را فرمان مي دهد كه چيزي را شريك او نسازيد و بر اطاعت او و فرمانبرداري از پيامبرش كوشا باشيد، آنچه را قرآن در انديشه زنده ساختن آن است، زنده سازيد و بدعتها و ضد ارزشهايي را كه قرآن در پي محو و نابودي آنهاست، از ميان برداريد، در راه حق و هدايت، مددكار من باشيد و در راه تقوا و عدالت وزير و كمك كار من.

مردم! پايان جهان و فرجام آن نزديك شده و دنيا جدايي خويش را اعلان كرده است. من شما را بسوي خداي يكتا و پيام آورش محمد(ص) و عمل به كتاب زندگی ساز او و احياء و رواج ارزشهاي والاي الهي و انساني و نابودي بدعت هاي جاهلي و باطل و ضد ارزشها فرا مي خوانم.

 


 

« هان اي توده هاي انساني! هر كس مي خواهد به «آدم» و «شيث» نظاره كند، من آدم و شيث هستم، از آنان نشان دارم. مردم! هر كس مي خواهد به «نوح» و فرزندش « سام» بنگرد، من نوح و سام  هستم.

بهوش باشيد! ... هر كس مي خواهد به «ابراهيم» و «اسماعيل» نظاره كند، من از ابراهيم و اسماعيل نسب دارم. هر كس مي خواهد به عيسي و شمعون نگاه كند، من عيسي و شمعون هستم و از آنان نشان دارم. بهوش باشيد! ... هركس مي خواهد به «محمد» و امير المؤمنان (ع) بنگرد، بداند كه من محمد و امير مؤمنان هستم. مردم! هر كس مي خواهد به «حسن» و «حسين» بنگرد، من حسن و حسين هستم به من نظاره كند.

مردم! هر كس مي خواهد به امامان معصوم پس از حسين و از فرزندان او بنگرد من از آنان هستم و از آنان نشان دارم ... .

مرحوم علامه مجلسي در تفسيري بر اين روايت طولاني مي گويد: « در فرازهايي كه امام مهدي (عج) مي فرمايد: «من آدم، شيث، عيسي، محمد و امامان معصوم هستم.» يعني در دانش و ارزشهاي اخلاقي و انساني آنان كه شما آنان را پيروي مي كني، من همانگونه ام و عصاره و چكيده آن ارزشها.»

اللهم عجل لوليك الفرج

"
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : چهارشنبه، 4 مهر، 1386 (172 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | مهدویت | امتیاز : 0)

چهارده نور: ... و کجاست خدیجه؟!
mehraneh_85 می نویسد "... و کجاست مثل خدیجه؟

شاید در زندگی درخشان پیامبر اکرم "ص" هیچ حادثه ای تلخ تر  و رنج آورتر از درد فراق همسرش حضرت خدیجه نبود، چرا که این بانوی فداکار در طول بیست و پنج سال زندگی مشترک با پیامبر یگانه مونس مخلص و غم خوار دلسوز پیامبر بود لحظه ای از ایثار و مقاومت در راه آرمان های اسلام دریغ نکرد، همه ثروت و توانش را سخاوت مندانه در راه پیشرفت اسلام نثار کرد. به گفته بانوی دانشمند عرب " سنمبه قراعه" تاریخ در مقابل عظمت ام المومنین خدیجه "ع" سر فرود می آورد و در برابرش متواضعانه و دست بسته می ایستد. نمی داند نام این بانو را در کدام شناسنامه بزرگان ثبت نماید.
به راستی نام وی در شناسنامه ی هر یک از شخصیت های بزرگ نوشته شود، زیبایی و پر معنایی نامش، زیب و زیور آن خواهد بود و آن شناسنامه نمی تواند معرف او باشد. اوج مقام خدیجه به جایی رسید که پیامبر "ص" فرمود: " در شب معراج هنگام بازگشت از آسمان ها و جدایی از جبرییل، به جبرییل گفتم: آیا حاجتی داری؟ جبرییل گفت: حاجت من این است که سلام خدا و سلام مرا به خدیجه برسانی. " وی تا زنده بود در تمام صحنه ها یار و یاور رسول خدا "ص" و موجب تسلی قلب شریف آن حضرت بود و در روزگار سخت تبعید در شعب ابی طالب، هیچ گاه آن حضرت را تنها نگذاشت و با تمام وجود از وی پشتیبانی و نگهبانی کرد.
سرانجام این بانوی فداکار ، پس از یک عمر تلاش و کوشش و بیست و پنج سال خدمت به رسول گرامی "ص" و دین مبین اسلام، پس از بازگشت از محاصره قریش در شعب ابی طالب به مکه معظمه، در دهم رمضان سال دهم بعثت ، جان به جان آفرین تسلیم و روح مطهرش به اعلی علیین عروج نمود.
قلب پر مهر پیامبر"ص" هیچ گاه نام خدیجه را از صفحه خویش پاک نکرد و چراغ مهر وی را تا آخر عمر فروزان نگاه داشت. او دوستداران خدیجه را دوست می داشت.
پیامبر در سالگرد وفاتش اشک ریخت و او را دعا کرد. او به زنانش می فرمود: فکر نکنید مقامتان بالاتر از اوست زمانی که کافر بودید، ایمان آورد و مادر فرزندانم است.
سالها بعد وقتی  خواستند خبر خواستگاری علی "ع" از فاطمه "س" را به اطلاعش رسانند، گروهی از زنان به نزدش آمده گفتند: با پدر و مادرهایمان فدایت شویم ای رسول خدا، برای کاری جمع شده ایم که اگر خدیجه زنده بود چشمش روشن می شد. تا نام خدیجه برده شد، پیامبر گریست. ام سلمه پرسید: برای چه می گریید؟ فرمود: خدیجه ! و کجاست مثل خدیجه؟ زمانی که مردم تکذیبم کردند تصدیقم کرد. بر دین خدا یاریم نمود و با مالش به کمکم شتافت. خدا به من فرمان داد تا او را به قصری زمردین بهشتی که سختی و محنت در آن نیست بشارت دهم.
"
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : شنبه، 31 شهریور، 1386 (160 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | چهارده نور | امتیاز : 0)

دلنوشته: رمضان ماه مهماني خدا
alma7070 می نویسد "به نام خدا


سلام بررمضان، سلام بر ماه ميهماني خدا


 ماه رمضان آمد برخيز...

فرازي از دعاي ابوحمزه ثمالي:

مولای من اگر تو از لغزشهایم در نگذری پس من به سوی که پناه آورم و به درگاه که زاری کنم

 ای آقای من : اگر تو  مرا به خودم واگذاری هلاک خواهم شد

ای آقای من : بنده مسکین تو را فقر و بیچارگی به درگاه کرم تو بازداشته و حلقه بر در احسانت می زند پس تو به بزرگواری و کرم روی از وی مگردان و تقاضایم قبول فرما که من به این دعا تو را خواندم و امید آن دارم که دعایم را رد نفرمایی چرا که من به رأفت و مهربانی تو آگاهم.

ای آقای من اگر تو بر من رحم نکنی من که را دارم .. اگر فضل تو شامل حالم نگردد به فضل و ک